دولت چهاردهم صدای کدام بی صدایان! نابسامانی دولت، همه را بی‌صدا کرده است. دکتر پزشکیان که با توصیه حکومتی رهبری به شورای نگهبان توانستند رئیس جمهور شوند و دولت چهاردهم که به گونه‌ای ویژه از حمایت فراگیر رهبر ایران برخوردارند، تاکنون نتوانسته‌اند شعارهای انتخاباتی خود به‌ویژه " صدای بی صدایان " را اجرایی سازند.اسلام ذوالقدرپور در این جستار به ساختگی بودن دو شعار انتخاباتی دولت چهاردهم در فرآیند نابسامانی اقتصادی و بحران معیشت ایرانیان می‌پردازند که: سیاستگذاری عمومی یا حکمرانی را نمی‌توان بدون رضایت شهروندان مورد پایش و ارزیابی قرار داد. خشنودی یا ناخشنودی شهروندان از سیاست‌ها و عملکرد دولت در تمام حلقه‌های سیاستگذاری به‌ویژه سیاستگذاری اقتصادی و ایجاد رفاه و آسایش، مهم‌ترین مؤلفه ارزیابی و بلکه حکمرانی مطلوب یا نامطلوب می‌باشد.حکمرانی مطلوب را نمی‌توان رهیافتی رها از اقتصاد و معیشت شهروندان دانست. حکمرانی همان خدمت به شهروندان است که زیربنای اداره امور عمومی می‌باشد و زیربنای تمام این روندها و رویکردهای حکمرانی را می‌بایست اقتصاد و تأمین نیازهای رفاهی شهروندان دانست.در بستر چنین رهیافتی است که اقتصاد و معیشت شهروندان به عنوان مؤلفه اصلی بازاریابی سیاسی در انتخابات و برسازی دولت‌های جدید مورد استفاده قرار می‌گیرد. سیاستمداران و احزاب سیاسی برای تحریک و گرفتن آرای شهروندان، تلاش دارند گونه‌ای دوگانگی سیاسی و اجتماعی را بر اساس دو قطبی اقتصادی دارا و ندار (فقیر و ثروتمند) برسازند که خود را همواره طرفدار طبقه یا گروه ندار، فقیر یا محروم جامعه و ... معرفی کنند.
در نظام حکمرانی برای توصیف طبقه محروم جامعه از صدها عنوان بهره گرفته می‌شود تا تحریک بیشتری در افکار عمومی داشته باشد، دکتر مسعود پزشکیان رئیس جمهور کنونی ایران در تیر ماه 1403 و دوران تبلیغات ریاست جمهوری، برای جذب آرای شهروندان از چند واژه اثرگذار برای تعریف طبقه محروم کشور استفاده کردند که هدف خود را نیز خدمت به همین دو گروه اعلام می‌کردند:الف - صدای بی صدایان.ب - چشم کسانی که چشمی آنان را نمی‌بیند. این دو جمله که در بیانیه انتخاباتی 9 تیر 1404 آقای مسعود پزشکیان و مراسم معفی وزیر بهداشت آمده است، نشان می‌دهد بازاریابی سیاسی ایشان بر دو قطبی فقیر و ثروتمند بنیان شده که این تقسیم بندی به سپهر سیاسی و اجتماعی کشیده می‌شود.اکنون با گذشت نزدیک به 18 ماه از دوران انتخابات و پیروزی مسعود پزشکیان در آن انتخابات، ساختگی بودن وعده‌ها، شعارها یا سیاست‌های دولت پزشکیان بر همگان آشکار شده است، زیرا فشار سنگین اقتصادی به گونه‌ای است که همه ایرانیان از آن نگران و هراسناک هستند، اما دولت چهاردهم نه‌تنها درمانی برای این وضعیت ندارد، بلکه بر شدت این نابسامانی و بحران می‌افزاید!در چنین وضعیتی می‌بایست از رئیس جمهور پرسید که: آقای پزشکیان؛ صدای کدام بی صدایان و چشم کدام فراموش شدگان هستید؟بحران اقتصادی کشور که با تورم بی‌سابقه و موج‌های گرانی تاریخی، تاب آوری شهروندان را کاهش و ناخشنودی کم‌نظیر ایرانیان از دولت را شکل داده، پیامد سرگردانی و ناتوانی دولت چهاردهم در سیاستگذاری مطلوب و اداره امور عمومی کشور به گونه‌ای غیرعقلانی است.
اگر چه تحریم‌های فراگیر و خفه کننده غرب همراه با پیامدهای جنگ 12 روزه 1404 اسرائیل علیه ایران، مؤلفه‌های اصلی بحران اقتصادی است، اما شهروندان همچنان اعتقاد دارند دولت چهاردهم در مدیریت اقتصاد کشور ناتوان و بی‌اراده شده است.افزایش روزانه قیمت کالاها و خدمات در ایران همزمان با سرنگونی ارزش پول ملی و سرکشی ارزهای خارجی مقابل ریال که اکنون به هر دلار 130 هزار تومان نزدیک شده، بحران اقتصادی را به فاجعه اقتصادی و فروپاشی حکمرانی دولت نزدیک کرده است.این فاجعه اقتصادی و فروپاشی حکمرانی، روندی از نابودی طبقه متوسط ایران و تقویت طبقه الیگارشی بدنام را تسریع کرده که نظام طبقاتی ستیزه‌جو را در سپهر سیاسی ایران برساخته و اندیشه‌هایی مانند جنگ طبقاتی 96 درصد مقابل 4 درصد الیگارشی ثروتمند را تقویت می‌کند.در چنین وضعیتی، وعده‌های انتخاباتی و راهبردهای دولت چهاردهم نه‌تنها ناکارآمد، بلکه ساختگی دانسته می‌شوند. سیاست‌های دولت دکتر پزشکیان که ادعا داشت:1- نماینده صریح مردم، هم صدای بی‌صدایان و خاک پای ملت ایران است ( بیانیه انتخاباتی 9 تیر 1404)12- صدای بی صدایان باشیم و چشم کسانی باشیم که چشمی آنان را نمی‌بیند (معارفه وزیر بهداشت 6 شهریور 1403)2 اکنون که تنها سه ماه به پایان سال 1404 مانده است، به صراحت می‌توان ادعا نمود که دولت چهاردهم در تمام شعارها و سیاست‌های تبلیغ شده خود شکست خورده و ناکارآمدترین دولت تاریخ معاصر ایران خواهد بود، اگر همین روند تا چند ماه آینده ادامه داشته باشد. روند اداره امور عمومی از سوی دولت چهاردهم به گونه‌ای است که بسیاری دولت‌های رقیب و دشمن مصلحت می‌دانند به جای درگیری مستقیم با ایران، منتظر پیامدهای ویرانگر نابسامانی دولت ایران باشند!دکتر پزشکیان که
قرار بود " صدای بی صدایان "باشند، اکنون صدای بلند جوانان و شهروندان ایرانی زیر چرخ‌های ناکارآمدی دولت خود را نیز نمی‌شنود، چگونه خواهند توانست صدای بی صدایان باشند؟ رئیس جمهوری که قرار بود چشم فراموش شدگان ایران باشد، اکنون همه رنج‌ها و ستم‌هایی که تورم و گرانی بر ایرانیان وارد ساخته را نمی‌بینند؟**فاجعه اقتصادی ایران در سال 1404 که مؤلفه اصلی آن تحریم‌های فراگیر و خفه کننده غرب است را نمی‌توان بدون ارزیابی ناتوانی دولت چهاردهم و مماشات مدیریتی دکتر پزشکیان تحلیل نمود. ناتوانی دولت که شخصیت محترم دکتر پزشکیان را نیزدر افکار عمومی مخدوش کرده است.دکتر پزشکیان که با توصیه حکومتی رهبری به شورای نگهبان توانستند رئیس جمهور شوند و دولت چهاردهم که به گونه‌ای ویژه از حمایت فراگیر رهبر ایران برخوردارند، تاکنون نتوانسته‌اند شعارهای انتخاباتی خود به‌ویژه " صدای بی صدایان " را اجرایی سازند.اکنون که صدای همه ایرانیان از فاجعه اقتصادی، تورم روزافزون و گرانی معیشت شهروندان، بلند شده و مشروعیت نظام با ناتوانی و ناکارآمدی برخی دولتمردان و سیاست‌های آنان تهدید می‌شود، ضرورت دارد رئیس جمهور ایران به جای برخی گفتار و رفتار نمایشی، صدای بی صدایانی باشند که توان خرید برنج، گوشت، مرغ، تخم مرغ، روغن، لبنیات و ... را در چند ماه گذشته از دست داده و هیچ فریادرسی ندارند.به صراحت می‌توان گفت اکنون بیش از 90 درصد شهروندان ایرانی در گروه بی صدایان نگران از آینده خود هستند و آقای پزشکیان نه‌تنها نتوانسته صدای بی صدایان باشد، بلکه با سیاستگذاری عمومی نابسامان دولت چهاردهم، بر شمار بی صدایان ایران نیز افزوده‌اند.منابع: 1- https://www.isna.ir/news/14030409061462- https://inn.ir/news/article/74992
16:21 - 23 آذر 1404
جامعه
اقتصاد
سیاست