سرگردانی دولت و مجلس پیرامون رشد اقتصادی 8 درصدی برنامه هفتم توسعه!چرا تحریمها را فراموش کردید؟رشد اقتصادی ایران که بیش از چهار دهه زیر فشار تحریمهای فراگیر غرب قرار دارد، دارای روندی ناتراز بوده که هیچگاه به نرخ رشد اقتصادی چشم انداز 20 ساله، برنامههای توسعه پنج ساله و بودجههای سالیانه نرسیده است.اسلام ذوالقدرپور در این یادداشت بسترهای امکانناپذیری رشد اقتصادی 8 درصدی برنامه هفتم توسعه را چنین کنکاش میکند: رشد اقتصادی یکی از مؤلفههای بنیادین قدرت در چند دهه اخیر بوده که زیربنای ژئوپلیتیک جهانی و مناسبات قدرت شده است. ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ و ابرقدرتهای نظام جهانی در یک سده گذشته در چارچوب میزان رشد اقتصادی قابل تفسیر و رشد اقتصادی مطلوب یا نامطلوب از مؤلفههای برسازی یا فروپاشی یک قدرت بوده است.پیدایش چین به عنوان یک قدرت اقتصادی بزرگ قرن بیستم و ابرقدرت قرن 21 را میتوان در فرآیند رشد اقتصادی شگفتانگیز دو رقمی این کشور در چند دهه گذشته بررسی نمود که یک دولت شکننده، بزرگترین کشور فقیر و گرسنه جهان را به یک دولت پایدار و ابرقدرت اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.اثرگذاری رشد اقتصادی در برسازی قدرتهای بزرگ و مناسبات قدرت ژئوپلیتیک به گونهای است که رشد اقتصادی به عنوان یک مؤلفه بنیادین، زیربنای برنامهریزی، سیاستگذاری و قانونگذاری اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، دفاعی و راهبردی قرار داشته و برنامههای توسعه، راهبردهای امنیت ملی و بودجه سالیانه بر رشد اقتصادی و چشم انداز تحقق آن بنیان میشوند.برآورد رشد اقتصادی 8 درصدی ایران در دوره برنامه پنج ساله هفتم توسعه که در ماده دوم و در بسیاری دیگر از مواد این قانون مورد تأکید قرار گرفته،یکی از ارکان سیاستگذاری عمومی ایران
در دوره پنج ساله 1403 تا 1407 میباشد که نقش بسیار مهمی در سیاست راهبردی ایران نیز خواهد داشت.جلسه بررسی و ارزیابی اجرای نخستین سال برنامه پنج ساله هفتم توسعه که هفته سوم آبان 1404 در صحن علنی مجلس برگزار شد،افزون بر چگونگی چینش تقابلی صندلی نمایندگان دولت مقابل نمایندگان مجلس،فرافکنی نمایندگان مجلس پیرامون نرخ رشد اقتصادی 8 درصدی برنامه توسعه را نیز نمایش داد.ارزیابی عملکرد یکساله دولت در اجرای برنامه پنجساله هفتم توسعه که به مدت دو روز در مجلس شورای اسلامی برگزار شد،اصرار ویژه بر نرخ رشد اقتصادی 8 درصدی داشت، اما از بیان واقعیت امکان ناپذیری چنین نرخ رشدی در شرایط کنونی ایران،خودداری کردند.واقعیت تلخ امکان ناپذیری اهداف برنامه هفتم توسعه ایران و نرخ رشد 8 درصدی آن را میتوان در محورهای زیر بررسی کرد:یکم- تحریمهای فراگیر غرب:هرگونه طرحریزی و تلاش برای دستیابی به رشد اقتصادی و توسعه ایران بدون توجه به تحریمهای فراگیر و درازمدت غرب علیه ایران را میبایست روندی نامطلوب و شکست خورده برشمرد که نهتنها به رشد و توسعه ایران منجر نمیگردد،بلکه خسارات بیشتری به همراه خواهد داشت.تحریمهای فراگیر و فلج کننده غرب بهخصوص ایالات متحده امریکا به بهانه فعالیت هستهای ایران و...، واقعیت بنیان سیاستگذاری عمومی بهویژه سیاستگذاری اقتصادی ایران است که از سوی سیاستگذاران و قانونگذاران کشور در زمان نگارش قانون برنامه پنج ساله هفتم توسعه مورد توجه قرار نگرفته و رشد اقتصادی 8 درصدی این برنامه توسعه، تنها یک آرمان در چشم اندازی تاریک را شکل داده است!تحریمهای اقتصادی علیه ایران که هر سال با عنوان و بهانهای جدید نیز تمدید یا سختتر میشوند، نهتنها رشد اقتصادی 8 درصدی را غیرممکن
ساخته، بلکه رشد اقصادی ایران را منفی و زیر صفر کرده است.کمتوجهی مجلس و نمایندگان آن به پیامدهای تحریمهای فراگیر و روزافزون اقتصادی ایران،هرگونه اصلاح و بهبود فرآیندهای حکمرانی که به رشد اقتصادی 8 درصدی منجر شود را غیرممکن میسازد. دوم- جنگ و تهاجم علیه ایران: پس از چهار دهه انواع تحریم اقتصادی، تهدید نظامی و سیاسی، سرانجام تهاجمی فراگیر از سوی محور غربی و عبری در خرداد 1404 به ایران انجام شده و 12 روز جنگ پرشدت بر ایران تحمیل گردید که بسیاری از زیرساختهای اقتصادی و منابع تجارت ایران را نابود یا ناتوان کرد.فشار فزاینده تهاجم 12 روزه اسرائیل و ایالات متحده امریکا همزمان با فشار اقتصادی و پیامدهای اسنپ بک، اقتصاد ایران را به جنگجوی بیدفاع و بدون اسلحه مقابل دیگران تبدیل کرده که رقیبان و دشمنان منطقهای از این وضعیت علیه ایران بهره برده، منابع و منافع اقتصادی ایران در منطقه و جهان را به سود خویش، مصادره میکنند.جنگ 12 روزه 1404، دستیابی به رشد اقتصادی 8 درصدی ایران را در چشم انداز برنامه توسعه هفتم،غیرممکن ساخته و توان راهبردی اقتدار اقتصادی ا یران را نیز فروپاشیده است.سوم- فساد ساختاری و سیاستگذاری:دو روز بررسی و ارزیابی اجرای سال نخست برنامه پنج ساله هفتم توسعه در مجلس ایران، بدون توجه به فساد ساختاری و سیاستگذاری که در کشور همهگیر شده است، رویکردی از ارزیابی بیهوده و مؤلفه نابسامانی سیاستگذاری و نظارت در کشور است.بیتوجهی مجلس به فساد سیاستگذاری و ساختاری که زیربنای نابسامانی و ناکارآمدی مدیریتی کشور است،نشان میدهد مجلس به جای آسیب شناسی نابسامانی اقتصادی کشور که بخش مهمی از آن پیامد ناتوانی و مداخله مجلس و نمایندگان مجلس در امور دولتی است،همه همه آسیبها را
متوجه دولت کرده و دولت چهاردهم را ناتوان میداند! چهارم- وضعیت نه جنگ و نه صلح:ایران از زمان حمله هوایی اسرائیل به سفارت ایران در دمشق و سپس ترور شهید اسماعیل هنیه در 10 مرداد 1403 در تهران و پیشبینی پاسخ ایران به این اقدام، روندی از ابهام راهبردی را بر ژئوپلیتیک منطقه حاکم کرد که بهترین توصیف آن از سوی رهبر ایران با عنوان" وضعیت نه جنگ و نه صلح "بیان شده است.وضعیت ابهام راهبردی که با پاسخ ایران در وعده صادق 1 و درنهایت تا جنگ 12 روزه 1404 ادامه داشت، اکنون پس از گذشت6 ماه از آن جنگ، ایران را در وضعیت بسیار نابسامان و شکننده " نه جنگ و نه صلح "قرار داده است که هزینه این وضعیت نابسامان، بسیار بیشتر از هزینه جنگ 12 روزه است.مهمترین پیامدهای وضعیت نه جنگ و نه صلح را میتوان امکان ناپذیری رشد اقتصادی 8 درصدی برنامه توسعه هفتم و بلکه منفی شدن نرخ رشد نسبت به اهداف قانون توسعه هفتم و قانون ششم توسعه دانست.*برنامه هفتم توسعه با تمرکز بر رشد اقتصادی 8 درصدی،نشان میدهد ایران برای اقتدار در نظام جهانی و بقا در جهان آشوبناک قرن 21، نیازمند یک جهش اقتصادی و بهبود فوری اقتصاد و تجارت خویش میباشد.بزرگترین بازدارنده دستیابی ایران به توسعه با رشد 8 درصدی را میبایست تحریمهای فراگیر فلج کننده غرب بهویژه ایالات متحده امریکا علیه ایران دانست که با تهاجم نظامی به ایران نیز سختتر شده و رشد اقتصادی 8 درصدی را سخت و ناممکن ساخته است. .نمایندگان مجلس و دیگر سیاستگذاران ارشد ایران میدانند که رشد اقتصادی 8 درصدی برنامه توسعه هفتم ایران تنها با تغییر سیاستگذاری خارجی ایران در چارچوب سازگاری ایران با محیط بینالملل، گفتگوی فراگیر و مستقیم با تمام قدرتهای بزرگ جهان،امکانپذیر میگردد.
12:50 - 8 آذر 1404