مگر علی هم نماز میخواند / ریشه 1400 سال فتنه و ستیز ایدئولوژیک در جهان اسلام!دوران کنونی را که عصر اطلاعات و با عنوان دهکده جهانی تفسیر میکنند، بازتاب اهمیت، برتری و هژمونی دادهها و اطلاعات بر زندگی بشر است که در سیاستگذاری عمومی دولتها نیز نمودهایی برجسته داشته و دسترسی به اطلاعات ازجمله زیرساختهای سیاستگذاری رشد، توسعه پایدار و حکمرانی مطلوب برشمرده میشود.دهکده جهانی که توصیفی است از آسانی انتقال و دسترسی به اطلاعات و دادههای ریز و درشت در سراسر جهان، مؤلفه قرن 20 و 21 دانسته میشود. عصر اطلاعات که عصر ارتباطات را نیز شکل داده است.فراگیری، دسترسی آسان، سریع و ارزان به دادهها و اطلاعات در سراسر جهان، ارتباطات و تعامل میان بازیگران و شهروندان در نظام جهانی را نیز گسترش داده و عصر اطلاعات زیربنای عصر ارتباطات شده است.در جهان آشوبناک کنونی، اطلاعات و برتری و روزآمدی اطلاعات یک بازیگر زیربنای ارتباطات بیشتر، مطلوبتر و تعامل پیروزمندانه است. اطلاعات زیربنا و مؤلفه ارتباطات و تعامل مطلوب است. اما جهان اسلام با تعریف 1446 ساله خود که صدهها دولت بزرگ منطقهای، جهانی و دهها امپراتوری جهانی را برساخته است، همچنان از ضعف ارتباطات و تعامل درونی رنج میبرد!ضعف اطلاعات درونی در جهان اسلام که شاید فرآیندی از سیاستگذاری حاکمان اسلامی بوده، سبب کاهش ارتباطات درون جهان اسلام، فتنه، ستیز و جنگ مذهبی در چهارده قرن اخیر در جهان اسلام و دنیای عرب شده است.اگر مشکلات جهان اسلام در چند دهه اخیر، شکلگیری گروههای تروریستی، ستیزهجوی مذهبی، تنش دولتهای اسلامی، ستیز احزاب و گروههای سیاسی و ... را ریشهیابی نمود، میتوانیم نگاهی هرمونتیکی به ماجرای شهادت امام علی (ع) و برخی
روایتهایش از آن بهخصوص این جمله معروف " مگر علی هم نماز می خواند " داشته باشیم.این جمله معروف که از زبان یک فرد شامی روایت شده است را میتوان مؤلفهای از ناتوانی فراگیر اطلاعات یا دستکاری دادهها و اطلاعات از سوی حاکمیت قلمداد نمود که در محورهای زیر قابل تفسیر است: یکم - نادانی سیاسی و ایدئولوژیک: اگرچه واژه " شهروند " که تعریفی برای مردم کنونی است که از حقوق شهروندی و آزادیهای خاص برخوردارند و مردمان 14 قرن پیش را شامل نمیشود اما بنابر احترام در یادداشت از واژه شهروند برای مردمانی بهره میبرم که از هیچ حقوق شهروندی برخوردار نبوده و سرنوشت خود را در اختیار مطلق حاکمان قرار داده بودند. مردمانی که به نام دین و مذهب همه چیز خود را در اختیار سلطان یا خلیفه اسلامی نهاده و حتی حق فکر کردن و اندیشه را هم نداشتند!جمله " مگر علی هم نماز میخواند؟ " را میتوان مؤلفه بارز نادانی سیاسی و بیفکری شهروندان جهان اسلام بهویژه حکمرانی بنی امیه و معاویه در شام دانست که پس از شنیدن خبر ضربه خوردن علی (ع) خلیفه چهارم جهان اسلام (بنا به تعریف اهل سنت) در محراب مسجد کوفه، میپرسد: مگر علی هم نماز می خواند؟این پرسش مرد شامی، عمق سرکوب سیاسی و ایدئولوژیک را نشان میدهد که ریشه چهارده قرن تقابل، دشمنی و جنگ مذهبی در جهان اسلام بوده است.نادانی سیاسی و ایدئوژیک شهروندان حکمرانی بزرگ شام که در چهلمین سال پیدایش حکومت اسلام و تنها سی سال پس از رحلت حضرت محمد دچار نوعی نادانی سیاسی و مذهبی میشوند که شناختی از پسر عموی پیامبر اسلام، تنها داماد حضرت محمد (ص) و بزرگترین مبارز جنگهای دهه اول اسلام و خلیفه چهارم جهان اسلام ندارند و خیال میکنند که علی نماز نمیخواند! این جمله مرد شامی عمق
نادانی شناختی شهروندان امپراتوری جهانی اسلام در سال 40 هجری قمری یا 661 میلادی را نشان میدهد که حاکم اموی شام سیاست ایدئولوژیک، سرکوب اطلاعات و دانش عمومی را سیاست راهبردی خود قرار داده بود.دوم - اطلاعات محدود و ستیز ارتباطی در امپراتوری اسلامی: کنترل و هدایت دادهها و اطلاعات همواره بخشی از سیاستگذاری عمومی هر حکمران بوده است که تلاش داشته از چالشهای ایدئولوژیک برای تضمین بقای خود بهره ببرد.گاهی این سرکوبی، دستکاری و هدایت داده و اطلاعات چنان تند و البته موفق است که شهروندان حتی حق تفکر و اندیشیدن را نیز به حاکمان واگذار نموده و سیاستگذاران به جای آنان در امور شخصی نیز فکر نموده و تصمیم میگیرند. این روند واگذاری اختیار و حق اندیشه به حکمرانی، سبب میشود تا حکمرانی، ساختارهای اطلاعاتی خود را بر سرکوب اطلاعات واقعی، دستکاری دادههای موجود و کنترل اخبار و افکار شهروندان بنیان نموده و در این چارچوب ارتباطات و تعامل شهروندان را نیز کنترل نماید.این کنترل و هدایت اطلاعات و ارتباطات سرانجام به پیدایش نوکران و سلطه پذیرانی (شهروند) منجر میشود بر اساس انگارههای حاکم که اطلاعات عمومی تفسیر میشوند به ستیز ارتباطی با دیگر مردمان میپردازد!ستیز و جنگ ایدئولوژیک شیعه و سنی که از همان روز رحلت پیامبر اسلام نمایان شد، جلوهای از سرکوبی، دستکار و هدایت اطلاعات است که در نهایت به شهادت علی (ع) در محراب مسجد و صدها سال جنگ خونبار جهان اسلام تا همین امروز منجر شده است.بر اساس اخبار و اطلاعات ساختگی در نهایت به ستیز ارتباطی میان مسلمانان در همان نیم قرن اول پیدایش اسلام منجر گردید که ریشه بسیاری تنشهای کنونی جهان اسلام و ناتوانی دنیای عرب در مقابل قدرتهای بزرگ جهانی در بحران فلسطین
*و ... میباشد.ریشهیابی و آسیب شناسی ناتوانی جهان اسلام مقابل قدرتهای بزرگ جهان و از سوی دیگر ستیزها و جنگهای سخت و نرم داخلی جهان اسلام با ماهیت ایدئولوژیک، میتواند درسهای مهمی برای سیاستگذاران و رهبران اسلامی داشته باشد. اما چنین آسیب شناسی نیز یک خط قرمز برای رهبرانی قلمداد میگردد که همه چیز را برای تضمین بقای خود به کار میگیرند.ریشه بخش مهمی از ناتوانی جهان اسلام و جنگهای درازمدت میان دولتها و گروههای مسلمان را میتوان در سرکوب و دستکاری اطلاعات و اخباری دانست که از سوی دولتها و حاکمان جهان اسلام با هدف تضمین بقای خویش طراحی و اجرا شدهاند. دستکاری و سرکوب اطلاعات و اخبار که سبب بیخبری مسلمانان از شرایط واقعی امپراتوری اسلامی و بلکه بدفهمی و نافهمی در اصول دین و فاصله گرفتن از اصول اساسی اسلام گردید.این سرکوب و دستکاری اطلاعات و اخبار از همان دهههای اول شکلگیری حکومت اسلامی در شبه جزیره عربستان تاکنون ادامه داشته است. این روند سیاستگذاری عمومی در نهایت به وضعیتی تبدیل شد که یک مسلمان اهل شام در زمان شهادت علی (ع) که خلیفه چهارم جهان اسلام نیز بودند، میگوید: مگر علی هم نماز می خواند! این جمله نشان میدهد که بیخبری، سرکوب و دستکاری اطلاعات و اخبار از سوی حکمرانی دولت شام بسیار کارآمد و اثربخش بوده است که یک مسلمان را به تردید میاندازد که خلیفه جهان اسلام نماز نمیخواند!همین یک جمله، نافهمی و بیخبری مسلمان در طول تاریخ را میتوان ریشه 1400 سال فتنه و ستیز ایدئولوژیک و مذهبی در جهان اسلام قلمداد نمود که خسارات و پیامدهای آن در عصر کنونی در تقابل شدید دولتهای اسلامی با یکدیگر و ناتوانی آنان مقابل اسرائیل و غرب، قابل مشاهده است.
14:44 - 5 فروردین 1404