ترس تاریخی واشنگتن از قدرت ایران در هرمز
مرکز اسناد انقلاب اسلامی با انتشار سند شماره ۱۰۱ از اسناد لانه جاسوسی، تصریح کرد: واشنگتن حتی از یک حمله محدود در تنگه هرمز نیز وحشت دارد؛ زیرا این مهم میتواند باعث تشنج، بیثباتی دلار و جهش قیمت نفت شود.
به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران توانا، مرکز اسناد انقلاب اسلامی در تحلیلی از سند شماره ۱۰۱ مجموعه اسناد لانه جاسوسی (مورخ ۲۹ اوت ۱۹۷۹) نوشت: این سند بیش از آنکه صرفاً گزارشی فنی از وضعیت کشتیرانی باشد، بازتابی از نگاه راهبردی واشنگتن به یک گلوگاه حیاتی در نظم انرژی و تجارت جهانی است. در متن سند، تنگه هرمز نه فقط بهعنوان یک گذرگاه دریایی، بلکه به مثابه نقطهای حساس در پیوند میان امنیت بینالمللی، ثبات بازار نفت و منافع اقتصادی قدرتهای غربی تصویر میشود.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی افزود: سند ابتدا با طرح این فرض آغاز میکند که حتی اگر نیروهای تندرو یا دیگر بازیگران غیردولتی بتوانند به یک کشتی حمله کنند، چنین عملی به خودی خود به معنای بستن تنگه نخواهد بود؛ با این حال، اهمیت اصلی در اثر مستقیم این اقدام نیست، بلکه در پیامدهای سیاسی، اقتصادی و روانی آن نهفته است. حتی یک اقدام محدود و کوچک میتواند تشنجی فراتر از ظرفیت واقعی آن ایجاد کند؛ زیرا بازارهای نفت، ارز و اعتماد بینالمللی به شدت نسبت به هرگونه اختلال در این مسیر حساساند.
لازم به ذکر است، در سند لانه جاسوسی که به امضای سایروس ونس، وزیر امور خارجه وقت آمریکا رسیده، آمده است: «ممکن است فلسطینیهای تندرو بخواهند در تنگه هرمز به یک کشتی حمله کنند؛ با اینکه میدانند قادر به غرق ساختن آن و یا بستن تنگه هرمز نیستند. این حرکت بهطور حیرتآوری توانایی فلسطینیها را در حملهور شدن به منافع آمریکا و اروپا نشان خواهد داد. غرق کردن یک کشتی سبب بسته شدن آبراهی که حدود یکسوم نفت مورد نیاز روزانه جهان از طریق آن عبور میکند نمیشود، اما نفس این کار سبب ایجاد تشنج گردیده، احتمالاً بیثبات شدن دلار را در بازار پول بینالمللی به همراه خواهد آورد و قیمت نفت در بازار سیاه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
در ادامه، مرکز اسناد انقلاب اسلامی با اشاره به محتوای سند تصریح کرد: نویسنده سند با اشاره به خطوط لوله منطقهای میکوشد نشان دهد که هرچند بخشی از نفت خاورمیانه از مسیرهایی غیر از تنگه هرمز صادر میشود، اما ظرفیت این خطوط آنقدر محدود است که در صورت بسته شدن تنگه، تنها بخشی اندک از خسارت قابل جبران خواهد بود. سه خط لوله منطقه (عراق-ترکیه، عراق-سوریه و خط لوله «تپ» سعودی) مجموعاً ظرفیت روزانه فقط ۲.۵ میلیون بشکه دارند، در حالی که صادرات روزانه نفت منطقه ۱۸ تا ۲۰ میلیون بشکه است. خط لوله چهارم سعودی به دریای سرخ نیز تا اوایل ۱۹۸۰ تکمیل نخواهد شد.
این مرکز در ادامه تحلیل خود از سند یادآور شد: آمریکا تصریح میکند که بخش قابل توجهی از واردات نفتیاش (یک سوم کل واردات) و همچنین نیازهای نفتی ژاپن (سه چهارم) و اروپای غربی (۶۰ درصد) از طریق خلیج فارس تأمین میشود. اما نکته مهمتر اینکه خود کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز برای تأمین کالاهای صنعتی، مواد خام، تجهیزات ساختمانی و مواد غذایی وابسته به واردات از غرب هستند. در سال ۱۹۷۷، کشورهای خلیج فارس ۴۵ میلیارد دلار کالا وارد کردند که ۸۰ درصد آن از طریق اروپای غربی، ژاپن و آمریکا تأمین میشد و همه این واردات نیز از تنگه هرمز عبور میکرد.
در سند شماره ۱۰۱ لانه جاسوسی تأکید شده است که چون در خشکی برای حمل و نقل این میزان واردات، سیستم معتبر و قابل اعتمادی وجود ندارد، واردات از طریق تنگه هرمز انجام میشود. حمل و نقل واردات از خشکی باید از طریق ترکیه یا شوروی یا سوریه انجام شود که خود این کشورها مهمترین تولیدکنندگان و عرضهکنندگان کالاهای صنعتی یا مواد غذایی به خلیج فارس به شمار نمیروند. علاوه بر این، این کشورها با کشورهای حوزه خلیج فارس نیز از نظر سیاسی در تضاد بودهاند. تنها عربستان سعودی که به دریای سرخ دسترسی دارد، میزان وابستگیاش به تنگه هرمز بسیار کم است.
در پایان مرکز اسناد انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: اهمیت سند شماره ۱۰۱ تنها به نفت منطقه محدود نمیشود، بلکه به وابستگی گسترده اقتصادهای صنعتی غرب و حتی خود کشورهای خلیج فارس به این شریان حیاتی اشاره دارد. تنگه هرمز فقط یک مسیر صادراتی نیست؛ شریان حیاتی یک نظام مبادلهای گسترده است که در آن هم نفت به بیرون میرود و هم کالا و نیازهای اساسی به درون منطقه وارد میشود. هرگونه اخلال در این تنگه، زنجیرهای از اختلالات متقابل را رقم خواهد زد که هم بر دولتهای خلیج فارس فشار میآورد و هم بر اقتصادهای مصرفکننده نفت در غرب و شرق آسیا اثر میگذارد. طرحهای خطوط لوله جایگزین نیز هیچگاه نتوانستهاند از اهمیت راهبردی تنگه هرمز بکاهند.
13:41 - 29 اردیبهشت 1405