سوریه در ویرانه وعدهها نفس میکشد
با وجود قراردادهای سرمایهگذاری و وعده بازسازی، مردم سوریه همچنان با فقر و تورم دست و پنجه نرم میکنند؛ وعدهها روشنایی آوردند اما واقعیت زندگی خاموش است.
گروه اقتصادی خبرگزاری فارس؛ وقتی در دسامبر ۲۰۲۴ حکومت بشار اسد برچیده شد، بسیاری از مردم و ناظران منطقهای و بینالمللی خوشباور بودند: سوریه میتواند زخمهای ۱۴ سال جنگ و ویرانی را التیام بخشد؛ با بازگشت پناهندگان، وعده بازسازی، لغو تحریمها و سرمایهگذاری خارجی، شاید «سوریه جدید» شکل بگیرد. اما امروز در پایان ۲۰۲۵ واقعیت برای میلیونها سوری متفاوت است: جایی میان خرابهها و خیابانهای تاریک، زندگی برای اکثریت بهبود نیافته، بلکه سختتر شده است.اقتصاد کشور سوریه همچنان در فروپاشی عمیق گرفتار است. تولید داخلی تقریباً از بین رفته؛ صنایع، کشاورزی، نفت و صادرات پیش از جنگ، ستونهای اقتصادی سوریه فرو ریختهاند. دادههای معتبر نشان میدهد که تولید ناخالص داخلی (GDP) پیش از جنگ حدود ۶۰ میلیارد دلار بود، اما اکنون به کمتر از نیمی کاهش یافته است. صادرات تقریباً نابود شده، تجارت خارجی به شدت کاهش یافته و کشور بیش از همیشه متکی به واردات شده است.
هزینه بازسازی زیرساختها، خانهها و شهرها سرسامآور است؛ برآوردها نشان میدهد برای بازسازی کامل سوریه بیش از ۲۱۶ میلیارد دلار نیاز است، رقمی تقریباً ده برابر تولید ناخالص داخلی کنونی. در این شرایط، زندگی روزمره مردم نه تنها بهتر نشده، بلکه بدتر شده است: بیش از ۹۰ درصد سوریها زیر خط فقر زندگی میکنند و بخش بزرگی از جامعه در فقر شدید هستند. دولت جدید تحت رهبری احمد الشرع وعده افزایش حقوق کارمندان دولتی و مستمری بازنشستگان را داده است. با این حال، تورم بالا، رکود تولید، ذخایر ارزی اندک و افزایش هزینههای زندگی باعث شده این اقدامات عملاً نتوانند بار سنگین بحران معیشتی را از دوش مردم بردارند.
برخی مناطق سوریه روزانه فقط 2 ساعت برق دارند
کمبود برق در سوریه پس از سالها جنگ و تخریب شدید زیرساختها یکی از بزرگترین چالشهای زندگی روزمره مردم بود، بهطوری که بسیاری از مناطق ساعتها بدون برق میماندند.برای جبران این بحران، ترکیه و قطر با ارسال تجهیزات نیروگاهی، تامین سوخت و سرمایهگذاری در پروژههای تولید و توزیع برق وارد عمل شدند؛ ترکیه به ویژه با ایجاد چند نیروگاه موقت و خطوط انتقال انرژی تلاش کرد مناطق مرزی و شمالی را پوشش دهد و قطر نیز در تامین سوخت و تعمیر شبکههای آسیبدیده نقش داشت.با این حال، این کمکها بیشتر موقت و پروژهای هستند و هنوز زیرساخت دائمی و قابل اعتماد برای کل کشور ایجاد نشده است؛ به همین دلیل، بسیاری از شهرها همچنان با قطعی برق مواجهاند و بهبود واقعی و پایدار نیازمند سرمایهگذاری گسترده، تعمیر شبکههای اصلی و مدیریت بلندمدت انرژی است.
چرا وضعیت بدتر شد؟ زخمی عمیق، بازسازی کند و دخالت اجنبی
ویرانی ناشی از ۱۴ سال جنگ، تخریب زیرساخت، فرار جمعیت و سقوط صنایع زخمی است که به این زودیها درمان نخواهد شد. بازسازی با اخبار و قراردادهای بزرگ همراه است، اما واقعیات خیابان نشان میدهد که شهرها هنوز مملو از ساختمانهای تخریبشدهاند، خانهها در وضعیت اسفناک، برق و آب گهگاه قطعی و اشتغال برای بسیاری از کسانی که به سوریه بازگشتهاند وجود ندارد. کمبود سرمایه و منابع، تحریمهای بینالمللیِ لغوشده در ظاهر ولی محدود در عمل، و نبود زیرساخت بانکی و مالیِ سالم، بازسازی اقتصادی را به کندی پیش میبرد. این یعنی وعده بهبود برای اکثریت مردم، در حد عکسهایی از خیابانهای روشنشده یا چند پروژه خیابانی باقی میماند نه زندگی پایدار.
منافع بازیگران خارجی: سوریه به میدان رقابت ترکیه، آمریکا و اسرائیل
سوریه امروز دیگر فقط «کشوری که جنگیده» نیست بلکه صحنه رقابت بین قدرتها و بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است، که هرکدام دنبال منافع اقتصادی، ژئوپلتیکی و استراتژیکاند.ترکیه: کریدورها، بازار نو و هاب منطقهایبرای ترکیه، سوریه تنها همسایه نیست: فرصتی برای بازسازی اقتصاد خودش، گسترش بازار و ایجاد کریدورهای تجاری و انرژی است. آنکارا با شرکتهایش وارد پروژههای بازسازی و تأمین زیرساختهای برق، حملونقل، انرژی و ساختوساز در سوریه شده است. ترکیه امیدوار است از این طریق سوریه را به «هاب ترانزیتی» و بازار مصرف مصالح، کالاها و خدمات خود تبدیل کند. همچنین پروژههای انرژی خصوصاً انتقال سوخت یا برق ممکن است به ترکیه کمک کنند جایگاهش در منطقه را تقویت کند. آمریکا: لغو تحریمها، نفوذ اقتصادی و بازگشت سرمایهآمریکا پس از سقوط نظام قبلی بهدنبال بازگرداندن سوریه به بازار بینالمللی است، به شرطی که دمشق خود را با شرایط غرب همراه کند. لغو بخشی از تحریمها (مانند تحریم «سزار») این امکان را فراهم میسازد که سرمایه خارجی، تجارت و روابط مالی ـ بانکی از سر گرفته شود. این بازگشت سرمایه معنایش برای آمریکا تثبیت نفوذ در خاورمیانه، بازسازی زیرساختها به نفع سرمایهداران غربی و کنترل مسیرهای تجاری ـ انرژی منطقه است.
اسرائیل: ضعیف ماندن سوریه، امنیت و کنترل منابع
برای اسرائیل اما منافع متفاوتی مطرح است: امنیت مرزها، جلوگیری از پدیدآمدن یک دولت قدرتمند در سوریه، کنترل منابع و تضعیف هرگونه تهدید منطقهای. بههمین دلیل دیده میشود اسرائیل تمایلی ندارد سوریه بهسرعت احیا شود یا متحد منطقهای تازهای قدرتمند شود. وضعیت تکهتکه شده، درگیریهای داخلی و وابستگی به بیگانگان برایش مطلوبتر است. این یعنی اسرائیل منافعش در تداوم بیثباتی و ضعیف ماندن ساختار مرکزی سوریه است. تحلیلگران گفتهاند که سقوط نظام اسد فرصت دوبارهای برای تأمین امنیت مرزها و پیشگیری از تهدیدات بلندمدت فراهم کرده است.
نه بازسازی واقعی، نه رفاه فقط بازی قدرت و بحران ادامه دارد
سوریه بعد از سقوط حکومت اسد وارد فصلی جدید شد: فصلِ گشودهشدن درِ سرمایه و تعاملات بینالمللی، بازگشت پناهندگان، قراردادهای اقتصادی ـ سیاسی و امید به بازسازی. اما آنچه مردم دریافت کردهاند، نه رفاه است، نه بازسازی واقعی: بلکه فقر بیشتر، بحران معیشتی، نبود اشتغال، و ناامیدی است.آن «سوریه جدید» که برخی تصویر میکنند با خیابانهای روشن، کارخانههای فعال، درآمد قابل قبول، مدرسه و امنیت ـهنوز متولد نشده است. زیرساختها و اقتصاد همچنان خراباند، و بازسازیِ واقعی نیاز به دهها میلیارد دلار، زمان طولانی، ثبات سیاسی و امنیت دارد.در همین شرایط، سوریه بیش از هر زمان دیگر به میدان رقابت بازیگران خارجی تبدیل شده است: ترکیه برای کریدورها و بازار، آمریکا برای نفوذ و بازگشت سرمایه، اسرائیل برای امنیت و حفظ منطقهبندی. و مردم سوریه؟ میان این رقابتها، اغلب فراموش شدهاند.
سعودیها برای سوریه چه کردند
در سال ۲۰۲۵، رفتوآمد دیپلماتها و سفر مقامات سعودی به دمشق و بالعکس، تحرکی قابل توجه در عرصه روابط سوریه و عربستان به شمار میآمد. امضای قراردادهای سرمایهگذاری و وعدههای بازسازی نشان داد که ریاض آماده است در بازسازی سوریه شریک شود و به ظاهر قصد دارد اقتصاد و زیرساختهای آسیبدیده این کشور را احیا کند. با این حال، واقعیت آن است که این مشارکت بیشتر در چارچوب منافع اقتصادی و ژئوپلتیکی عربستان تعریف شده است و هدف اصلی آن، توسعه بازار، کنترل پروژههای بازسازی و تثبیت نفوذ منطقهای ریاض بوده، نه رفاه فوری مردم سوریه.نتیجه ملموس این تحرک دیپلماتیک برای مردم سوریه بسیار محدود بوده است. با وجود وعدهها و توافقات، بخش عمده جمعیت هنوز با فقر شدید، تورم بالا، کمبود اشتغال و ناتوانی در دسترسی به خدمات پایهای روبرو هستند. پروژههای بازسازی اغلب در مرحله طرح یا مذاکرات قراردادی باقی ماندهاند و هنوز تأثیر قابل توجهی بر زندگی روزمره مردم نداشتهاند. بنابراین، اگر بپرسیم «آیا عربستان واقعاً اقتصاد سوریه را بهبود داده؟» پاسخ در بهترین حالت «نه به طور ملموس» است و بیشتر باید آن را حرکتی دیپلماتیک با اهداف بلندمدت استراتژیک و اقتصادی عربستان دانست تا یک راهکار فوری برای مشکلات مردم.این وضعیت نشان میدهد که حتی با حضور سرمایه و وعدههای بینالمللی، واقعیت زندگی روزمره مردم سوریه هنوز با بحران، کمبود و ناامنی همراه است و بازسازی واقعی اقتصاد به زمان، امنیت و سرمایهگذاری گسترده نیاز دارد.#سوریه_اقتصاد 09:53 - 18 آذر 1404