واشنگتن و دکترین انزوای تهران
رمزگشایی از دکترین جدید واشنگتن برای «انزوای تهران»نبرد ارادهها در خلیج فارس و تنگه هرمز، بار دیگر کانون توجه استراتژیستهای غربی قرار گرفته است. انتشار یادداشت اخیر دنیس راس (دیپلمات کهنهکار و مشاور ارشد سابق رؤسای جمهور آمریکا از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه) در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy) تحت عنوان «چگونه تهران را منزوی کنیم»، پرده از یک چرخش تحلیلی مهم در اتاقهای فکر واشنگتن برمیدارد؛ اعتراف صریح به ناکارآمدی گزینه نظامی مستقیم و بازگشت به الگوی «محاصره همهجانبه، خرابکاری زیرساختی و تحریک نارضایتی داخلی با هدف تغییر رژیم».در ادامه، ابعاد این استراتژی و پیوند آن با الگوهای تاریخی تحریمهای آمریکا تحلیل شده است:
۱. اعتراف به بنبست نظامی: تقابل مستقیم، عامل همبستگی ملیدنیس راس در تحلیل خود به صراحت نشان میدهد که ماجراجوییهای نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نه تنها نتوانسته موازنه قوا را به نفع واشنگتن تغییر دهد، بلکه بنبست ژئوپلیتیک جدیدی را در تنگه هرمز ایجاد کرده است.واقعیت این است که جریان مخالفت با جنگ در واشنگتن، ناشی از صلحطلبی یا طرفداری از ایران نیست؛ بلکه برخاسته از یک محاسبه واقعبینانه از «قدرت سخت» و توان بازدارندگی ناهمتراز ایران است. تحلیلگران آمریکایی دریافتهاند که تهاجم نظامی گسترده، به جای تضعیف حاکمیت، به انسجام ملی و تشدید مقاومت در ایران منجر میشود و هزینههای غیرقابلتحملی را بر اقتصاد جهانی و بازار انرژی تحمیل میکند.
۲. تغییر فاز به «فرسایش از درون» و حملات نیابتی/پراکندهبا مسدود شدن مسیر جنگ کلاسیک، دکترین جدید بر ترکیب «دیپلماسی اجبار شیطنتآمیز» و «فشار اقتصادی فرساینده» متمرکز شده است. پیشنهاد راس برای خروج از بنبست، توقف حملات بزرگ پیشانی و در عوض، تمرکز بر موارد زیر است:حملات نقطهای و خرابکاری: آسیب زدن به زیرساختهای حیاتی و مواضع راهبردی از طریق حملات هوایی محدود، سایبری یا عملیاتهای خرابکارانه (مانند هدف قرار دادن تونلهای موشکی، بنادر،پل های مهم و ...).محاصره دیپلماتیک و دریایی: بسیج اجماع بینالمللی برای سلب حاکمیت ایران بر شاهراههای آبی منطقه. (تلاش های آمریکا برای متقاعد کردن متحدان ناتو)انتقال بار فشار به جامعه: هدف نهایی این راهبرد، فروپاشی نظامی نیست؛ بلکه ایجاد اختلال شدید در زندگی روزمره، تورم افسارگسیخته و در نهایت، تحریک جامعه به سمت نارضایتیهای گسترده داخلی است تا بدنه اجتماعی خود اقدام به مقابله با حاکمیت کند.
۳. «هنر تحریم»؛ بازخوانی معماری تحریم های هوشمند به روش ریچارد نفیواین ایده که «فشار باید مستقیماً بر گرده تودههای مردم سنگینی کند تا تغییر رفتار سیاسی رخ دهد»، فرمول جدیدی نیست. این استراتژی ریشه در دکترین «هنر تحریمها» (The Art of Sanctions) نوشته ریچارد نفیو (معمار تحریمهای هوشمند در دولت باراک اوباما) دارد.نفیو در کتاب خود به صراحت توضیح میدهد که هدف تحریم، نه توقف کامل تجارت، بلکه «مهندسی درد و ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی» است. در طراحی تحریمها علیه ایران مثال های واضحی وجود دارد که نشان می دهد چگونه آمریکا بر موضوع ایجاد شکاف طبقاتی مصمم بوده است.عدم تحریم کالاهای لوکس: واردات خودروها و کالاهای لوکس عمداً تحریم نشد تا منابع ارزی و دلاری محدود ایران صرف مصارف غیرضروری اقلیت مرفه جامعه شده و ذخایر استراتژیک کشور تهی شود.ایجاد بحران در بخشهای حیاتی (مانند دارو و ملزومات اساسی): کانالهای مالی خرید دارو و مواد اولیه استراتژیک مسدود شد تا دردِ ناشی از بیماری و کمبود، مستقیماً به خانوادههای طبقه متوسط و ضعیف منتقل شده و آستانه تحمل اجتماعی را کاهش دهد.
مقابله با جنگ ترکیبیتجزیه و تحلیل نوشتار دنیس راس در فارن پالیسی و انطباق آن با نظریه نفیو نشان میدهد که غرب به این باور رسیده که ابزار نظامی توان تسلیم ایران را ندارد. در واقع اینکه امروزه می بینیم بسیاری از کارشناسان و حتی مقامات غربی که عمدتا نگاه ضدایرانی داشته اند از شکست آمریکا و شکست گزینه نظامی صحبت می کنند، به معنای عقب نشینی آنان از مداخله در امور ایران و دستیابی به اهداف شان نیست بلکه توصیه به تغییر رویکرد است.از این رو، میدان اصلی نبرد به حوزه «تابآوری اجتماعی» و «روانی-اقتصادی» منتقل شده است. هدف واشنگتن در این فاز، ایجاد حس بنبست، فرسوده کردن منابع حیاتی از طریق خرابکاریهای نقطهای و استفاده از تحریم به عنوان سلاحی برای تعمیق شکاف ملت-دولت است.
14:15 - 30 تیر 1405