چرا ترامپ ناسزا می‌گوید؟

ناسزاگویی‌های اخیر ترامپ، واکنش دفاعی مردی است که در برابر صلابت ایرانی‌ها و عظمت تشییع رهبر شهید، احساس پوچی کرده است. او از خیل جمعیت ترسیده و حالا با رفتارهایی دیوانه‌وار، سعی دارد فریادهای مردمی را که هنوز دست به کار نشده‌اند، با کلمات رکیکش خفه کند اما حقیقت این است که زبان سلطه، در برابر اراده یک ملت، سقوط کرده است.
ادبیات اخیر دونالد ترامپ در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، از مرزهای دیپلماسی و حتی تهدیدهای نظامی متداول عبور کرده و به سطح توهین‌های بدنی و کلامی سقوط کرده است. وقتی رئیس‌جمهور قدرتمندترین ارتش جهان، به جای استفاده از زبان استراتژیک، به توصیفاتی نظیر «آشغال» یا «سرطان» روی می‌آورد، باید از منظر روان‌شناسی سیاسی پرسید: چه اتفاقی افتاده است که یک سیاست‌مدار، چنان دچار لرزه و اضطراب شده که تنها راه دفاعی‌اش، ناسزاگویی است؟
پاسخ را در میان انبوه تصاویر برخاسته از تشییع باشکوه و میلیونی رهبر شهید باید جستجو کرد. ترامپ از اراده‌ جمعی جبهه مقاومت ترسیده است. او با حقیقت صلابت یک ملت در اوج غم، روبرو شده که هرگز در گزارش‌های اطلاعاتی‌اش نمی‌دید.این حجم از جمعیت، این نظمِ حماسی و پیام‌های مکتوب بر پلاکاردهای مردمی که با خشم و عزمی راسخ در فضای باز به نمایش درآمد، برای کسی مانند ترامپ که تنها زبانش سلطه و ترس است، تکان‌دهنده بود.ترامپ در آن پلاکاردها، حکم پایان سلطه را خواند. او دید که ایرانی‌ها در غم فقدان رهبر خود، نه تنها کمر خم نکردند، بلکه با اراده‌ای سخت‌تر و منسجم‌تر، صفوف خود را بسته‌اند. این همان قدرت واقعی است که ترامپ را به لکنت انداخت و باعث شد تا برای پوشاندن ترس عمیق خود، به رفتارهای دیوانه‌وار و توهین‌آمیز روی بیاورد.
باید به آقای ترامپ یادآور شد که این توهین‌های رکیک، در واقع اعترافی به شکست است. در ادبیات قدرت، وقتی طرف مقابل به ناسزا روی می‌آورد، یعنی تمام ابزارهای فشارش را آزموده و متوجه شده است که در برابر دیواری از فولاد قرار دارد. او می‌گوید «بیست برابر سخت‌تر حمله کردیم» اما حقیقت این است که هر چه ضربات او سخت‌تر شده، پاسخ ملت ایران با صلابت بیشتر بوده است.
او از «سرطان» سخن می‌گوید، در حالی که نمی‌بیند اراده این ملت، پادزهری برای هرگونه استبداد جهانی است. ترامپ از آنکه دید ایرانِ امروز، با وجود تمام محاصره‌ها و زخم‌ها، هنوز روی پای خود ایستاده و مردمش با تکیه بر میراث رهبر شهید، آماده‌ هرگونه تقابل‌اند، به وحشت افتاده است.او از خیل جمعیت ترسیده است؛ جمعیتی که هنوز تمام ابعاد قدرت خود را به نمایش نگذاشته‌اند و ترامپ در حال حاضر تنها با سایه این قدرت روبروست.اما باید بداند که هنوز هم ذره‌ای از سیل عظیم مردم ما را ندیده‌ است. ترامپ تنها لایه‌ای از خشم ما را در پلاکاردهایی کاغذی و چوبی دیده و لرزه بر اندامش افتاده و حالا با این لرزش‌هاست که به هر سو چنگ می‌زند تا توهم قدرتش را حفظ کند. او از اراده‌ای ترسیده که در تشییع میلیونی رهبر شهید، مهر تایید خورد. مسیر دیپلماسی برای کسی که زبانش توهین است، پیش از آنکه او ادعایش کند، بسته شده بود. اما باید بداند که توهمات او درباره «مُردن تفاهم‌نامه‌ها» در برابر حقیقتِ زنده بودن اراده یک ملت هیچ ارزشی ندارد.ترامپ در حال حاضر نه با یک دولت، بلکه با تاریخ در تقابل است. تاریخی که در آن هرچه توهین‌ها بیشتر شود، صلابت ایران در برابر سلطه، دوچندان خواهد شد.
15:57 - 17 تیر 1405

0 بازدید