شلیک دوم را چه کسی انجام داد؟
تنها چند دقیقه طول کشید تا تصاویر محل انفجار در فضای مجازی دست به دست شد. تصاویری که محل اصابت، حجم خسارت و جزئیات میدان را آشکار میکرد. حالا خود را جای فرمانده اتاق عملیات دشمن بگذارید. برای فهمیدن نتیجه حمله چه چیزی بهتر از صدها عکس و فیلمی است که کاربران با دست خود منتشر کردهاند؟ آنچه برای برخی فقط یک تصویر از یک حادثه است، برای طرف مقابل میتواند یک گزارش اطلاعاتی کامل باشد. حقیقت این است که در جنگهای جدید، گاهی شلیک دوم، با انتشار یک عکس آغاز میشود.
در جنگهای امروز، دشمن علاوه بر موشک، پهپاد و جنگنده، با داده و اطلاعات میجنگد. هر تصویر، هر ویدئو، هر موقعیت جغرافیایی و حتی هر جزئیاتی که ناخواسته در یک عکس ثبت میشود، میتواند به یک اطلاعات ارزشمند تبدیل شود. به همین دلیل است که در ادبیات نظامی جهان، از اطلاعات متنباز یا اوسینت به عنوان یکی از مهمترین منابع جمعآوری اطلاعات یاد میشود.بررسیهای مراکز مطالعات امنیتی غربی نشان میدهد بخش قابل توجهی از اطلاعات مورد نیاز برای شناسایی اهداف، علیرغم تصور اینکه از طریق جاسوسان میدانی بدست میآید اما از طریق تصاویر و اطلاعاتی جمع آوری میشود که خود کاربران در فضای مجازی منتشر میکنند.در جنگ اوکراین، بارها گزارش شد که تصاویر منتشرشده توسط شهروندان از محل استقرار نیروها یا محل اصابت حملات، به شناسایی و هدفگیری مجدد همان مناطق کمک کرده است. تا جایی که دولتها ناچار شدند از مردم بخواهند از انتشار تصاویر نظامی و امنیتی خودداری کنند.
واقعیت این است که یک عکس، فقط یک عکس نیست. گاهی در پسزمینه آن میتوان ساختمانها را شناسایی کرد. گاهی زاویه اصابت را فهمید. گاهی میزان خسارت را برآورد کرد و گاهی نقاط ضعف سامانههای دفاعی را تشخیص داد. آنچه برای شهروند عادی دیده نمیشود، برای نرمافزارهای تحلیل تصویر، هوش مصنوعی و کارشناسان اطلاعاتی کاملاً قابل استخراج است.فرض کنید دشمن موشکی را به نقطهای شلیک کرده است. اگر هیچ تصویری منتشر نشود، او باید برای ارزیابی موفقیت یا شکست عملیات خود از منابع متعدد اطلاعاتی استفاده کند. اما وقتی دهها عکس و فیلم از زوایای مختلف در فضای مجازی منتشر میشود، بخشی از این هزینه اطلاعاتی به رایگان در اختیار او قرار میگیرد. در چنین شرایطی، شهروندی که تصور میکند صرفاً در حال اطلاعرسانی است، ناخواسته به حلقهای از زنجیره جمعآوری اطلاعات دشمن تبدیل میشود.یکی از مهمترین مهارتها در شرایط بحران و جنگ، خویشتنداری رسانهای است. کاربر باسواد رسانهای قبل از فشردن دکمه انتشار از خود میپرسد: این محتوا چه اثری خواهد داشت؟ چه کسانی آن را خواهند دید؟ آیا انتشار آن میتواند امنیت دیگران را به خطر بیندازد؟
امروز دشمن بیش از هر زمان دیگری به دنبال تکمیل پازل شناختی خود از طریق دادههای پراکنده است. هر عکس، یک قطعه از این پازل است. شاید یک تصویر به تنهایی اهمیت زیادی نداشته باشد، اما وقتی صدها تصویر کنار هم قرار میگیرد، تصویری دقیق از صحنه نبرد شکل میگیرد. تصویری که میتواند مبنای تصمیمهای بعدی دشمن باشد.در چنین شرایطی، مسئولیت شهروندان حفظ امنیت اطلاعاتی هست. همانگونه که هیچ کشوری در میانه جنگ محل استقرار نیروها، میزان خسارتها و نقاط آسیبپذیر خود را به دشمن اعلام نمیکند، شهروندان نیز نباید ناخواسته این اطلاعات را در اختیار دشمن قرار دهند.امروز دفاع فقط در سنگرهای نظامی معنا پیدا نمیکند. بخشی از دفاع ملی در تلفن همراه ما جریان دارد. هر بار که تصمیم میگیریم تصویری از یک حادثه امنیتی یا محل اصابت حمله را منتشر نکنیم، در واقع بخشی از امنیت کشور را حفظ کردهایم.
قاعده ساده است:عکس نگیرید.منتشر نکنید.بازنشر نکنید.در جنگ، سکوت میدانی بخشی از دفاع است.
13:58 - 18 خرداد 1405