عصرِ خفتِ آمریکایی
نطق آشفته ۱۹ دقیقهای ترامپ، بیانیهای از سر استیصال و تصویرِ لرزانِ فرماندهی بود که در باتلاقِ محاسبات غلط خود دستوپا میزند. ارائه همزمان دو ادعای متناقض مبنی بر اینکه جنگ «نزدیک به پایان است» و از سوی دیگر، وعده «ضربات سخت در سه هفته آتی»، نشاندهنده یک سردرگمی راهبردی در اتاق جنگ کاخ سفید است.
ترامپ در حالی بر طبل توهم میکوبد که واقعیتهای روی زمین، از شکستی سنگینتر از ویتنام برای واشنگتن خبر میدهند.تحلیلگران محلی معتقدند ترامپ از این سخنرانی برای توجیه هزینههای روزافزون جنگ و سرپوش گذاشتن بر نبود یک استراتژی مشخص بهره برد.واقعیت میدانی نشان میدهد که افکار عمومی آمریکا که خاطره تلخ ویتنام و عراق را از یاد نبرده، امروز در برابر باتلاقی نوظهور صفآرایی کرده است. بر اساس تازهترین نظرسنجی مؤسسه CNN/SSRS، تنها ۳۴ درصد از آمریکاییها از تصمیم دولت برای اقدام نظامی در ایران حمایت میکنند که نسبت به روزهای آغازین جنگ ۷ درصد کاهش یافته است. نارضایتی اما با سرعت بیشتری افزایش یافته و اکنون به ۶۶ درصد رسیده، که ۴۳ درصد آنرا مخالفان سرسخت تشکیل میدهند. رقمی که از اعتماد عمومی نسبت به فرماندهی این جنگ پرده برمیدارد. بنیاد نهادهای پژوهشی نیز گزارش دادهاند که ۷۱ درصد از مردم آمریکا مخالف تصویب بودجه ۲۰۰ میلیارد دلاری دیگر برای جنگ با ایران هستند و ۶۸ درصد نیز هرگونه اعزام نیروی زمینی به ایران را رد میکنند.جالب آنکه حتی در میان هواداران شاخص نیز ۳۲ درصد مخالف استقرار نیروهای زمینی هستند در حالی که فقط ۲۵ درصد از آن حمایت میکنند. بهعبارتی، ترامپ در محبوبترین نقطه خود در میان پایگاه رأی نیز اقناعسازی نکرده است.
خود ترامپ نیز به خوبی میداند که وعدههایش رنگ واقعیت ندارد. او در سخنرانی خود به مقایسه طول جنگ با ایران با جنگهای جهانی اول و دوم، کره، ویتنام و عراق پرداخت و با افتخار اعلام کرد جنگ ایران فقط ۳۲ روز طول کشیده است. اما همین آمارها علیه او باز میگردد؛ زیرا ویتنام ۱۹ سال طول کشید و آمریکا در آن جنگ را واگذاشت. ناظران بر این باورند که این مقایسه از سر اعتمادبهنفس نیست، بلکه نشانه درماندگی و تلاش برای عادیسازی یک باتلاق است.در همین حال، بازارهای مالی جهان سیگنال نگرانکنندهتری ارسال کردهاند.همچنین ترامپ در همان نطق خود با نهایت گستاخی ایران را به بازگشت به عصر حجر تهدید کرد اما اگر بخواهیم صادقانه به تاریخ بنگریم، عصر حجر دقیقا زمانی است که تمدنی به نام آمریکا هنوز هزارهها تا تولدش فاصله داشت.در هزاره اول پیش از میلاد، زمانی که قاره آمریکا همچنان در تاریکی محض به سر میبرد و اثری از ایالات متحده نبود، سرزمین ایران مهد درخشانترین تمدنهای بشری بود.بنابراین این گستاخی، اعترافی صریح به ضعف، استیصال و ناتوانی درک صحیح از تاریخ و تمدن یک ملت کهن است. ملتی که در کهنترین روزگاران، مشعل تمدن را بر دوش داشت در حالی که نیاکان کسانی که امروز خود را ابرقدرت مینامند، حتی هنوز متولد نشده بودند. 14:05 - 13 فروردین 1405