بیرحمترین میدان نبرد
من سالها در میدان رسانه کار کردهام، از تحریریه تا اتاق فکر، از بحران تا جنگ روایتها. تجربه به من آموخته است که جنگ شناختی واقعیترین و بیرحمترین میدان نبرد عصر ماست.اگر دیروز آرایش نظامی تعیینکننده بود، امروز آرایش رسانهای سرنوشت جنگها را رقم میزند.
جنگ شناختی، مرحله تکاملیافته جنگ نرم است و در این نوع جنگ هدف، ذهن انسان است و میدان نبرد، احساس، باور و درکِ ملتهاست.اگر دیروز جنگها در مرزها رخ میداد، امروز در ادراک و ذهن ما جریان دارد، در این شرایط هیچ گلولهای شلیک نمیشود، مگر آنکه پیشتر در ذهنها شلیک شده باشد.رسانه، روایت، تصویر و اطلاعات در جنگ شناختی سلاح اصلی هستند و پیروزی برای دشمن زمانی است که بیآنکه بفهمیم، قدرک درک و تصمیمِ مطلوب ما را بگیرد.در جنگ شناختی واقعیت ماجرا اهمیتی ندارد، برداشت از واقعیت مهم است.قاببندی حقیقت بجای حقیقت تعیینکننده است و نوع روایت خبر بیش از اصل خبر مهم است!
در ادبیات راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی در طول سالیان گذشته، مفاهیمی مانند آرایش نظامی، آرایش سیاسی، آرایش اقتصادی و در سالهای اخیر با تأکید بیشتر، آرایش رسانهای جایگاه ویژهای یافته و بارها تکرار شده است.آرایش رسانهای تنها به انتشار محتوا محدود نمیشود و به مهندسی میدان ادراک، چیدمان هوشمندانه، هدفمند و هماهنگ رسانهها، پیامها، کنشگران و زمانبندیها برای جهتدهی به درک عمومی وابسته است.در یک آرایش رسانهای حرفهای، اینکه چه چیزی گفته شود؟ چه چیزی گفته نشود؟چه کسی بگوید؟ چه زمانی بگوید؟ با چه لحن و تصویری بگوید؟ همه از پیش طراحی شده است.اگر دچار بینظمی رسانهای شویم حتی اگر حق با ما باشد، در جنگ شناختی شکست خواهیم خورد.
وقتی مقام معظم رهبری از ضرورت تغییر آرایش رسانهای سخن میگویند، منظورشان یک دستور کار راهبردی برای بازآرایی جبهه خودی است.یعنی باید بدانیم در کدام نقطه ایستادهایم، مخاطب اصلی ما کیست، دشمن از کجا و با چه زبانی ضربه میزند و پاسخ ما باید دقیقاً چگونه، چه زمانی و با چه ابزاری داده شود.بر همین اساس آرایش رسانهای شناخت صحنه نبرد، بازیگران این صحنه، ابزارهای آن، مخاطبان و نقاط آسیبپذیر این میدان است. همان چیزی که دشمن آن را بهخوبی فهمیده و ما نیز نباید در هیچ مقطعی از آن غفلت کنیم.
مؤلفههای کلیدی آرایش رسانهای در جنگ شناختیوحدت روایت اولین اصل آرایش رسانهای و به معنای همراستایی گفتمانی است. اگر رسانههای یک جبهه تیترهای متناقض بزنند، اولویتهای متفاوت داشته باشند و یا لحنهای ناهمگون اتخاذ کنند، دشمن بدون شلیک حتی یک پیام، پیروز شده است.اصل دوم در آرایش رسانهای تقدم روایت بر خبر است. در جنگ شناختی، خبر خام ارزشی ندارد. این روایت است که ذهن را تسخیر میکند.خبر میگوید: چه شد؟ اما روایت میگوید: چرا شد؟ چه کسی مقصر است؟ نتیجهاش چیست؟رسانهای که فقط خبر میدهد و روایت نمیسازد، ممکن به پیادهنظام دشمن تبدیل شود زیرا اطلاعات را بدون هدفمندی دو دستی تقدیم میکند. در جنگ شناختی زمانبندی هوشمند از اهمیت بالایی برخوردار است و زمانبندی اصل سوم آرایش رسانهای محسوب میشود. نتیجه دیر گفتن و یا زود گفتنِ خام، باخت است؛ در مقابل درست گفتن در زمان مناسب با پیروزی همراه است.آرایش رسانهای یعنی بدانی چه زمانی سکوت کنی، چه زمانی انفجار خبری بسازی و چه زمانی روایت دشمن را خنثی کنی! کنشگری رسانهای بهجای رسانه رسمی بودن، اصل چهارم آرایش رسانهای است.یکی از تغییرات بنیادین جنگ شناختی این است که کنشگر از رسانه مهمتر شده است.
خطاهای جبران ناپذیری در آرایش رسانهای وجود دارد که در صورت عدم توجه به آنها شکست رسانه را در پی خواهد داشت.تجربه سالها فعالیت رسانهای به من آموخته که آرایش رسانهای ناظر به هندسه قدرت در میدان رسانه است. اینکه چه کسی، با چه پیامی، در چه زمانی، از چه رسانهای و با چه هدفی وارد میدان میشود. بنابراین هرگاه رسانه واکنشمحوری را به جای کنشگری در پیش گیرد و دچار خبرزدگی بدون تحلیل شود و از طرفی بین رسانههای همجبهه اختلاف ایجاد شود؛ همچنین رسانه احساسات مخاطب را نادیده گیرد و جنگ شناختی را به تولید محتوا تقلیل دهد دچار خطاهای جبرانناپذیری در آرایش رسانهای شده است.
الگوی مطلوب آرایش رسانهای در تراز جنگ شناختییک آرایش مطلوب باید مسئلهمحور، پیشدستانه، مبتنی بر تحلیل افکار عمومی و دارای اتاق فرمان واحد رسانهای باشد. رسانهای که نقشه راه و تحلیل نداردو صرفاً اطلاعات را منتشر میکند در جنگ شناختی، به جای بازیگر بودن، قربانی است. در جنگ شناختی بیطرفی معنا ندارد و بینظمی در ارائه اطلاعات و روایت، خیانت ناخواسته است.در این میدان نبرد، رسانه یا سلاح و یا هدف است و آرایش رسانهای، ضرورت بقاست.بنابراین آینده از آنِ کسانی است کهعلاوه بر خبر، قدرت اثرگذاری بر ذهنها را میشناسند، روایت را میسازند و میدان را فرماندهی میکنند.
09:58 - 21 دی 1404