تقدیم مغز، تحویل مرز
جنگی خاموش و بیرحم در جریان است؛ جنگی برای تسلط بر فکر، برای تقدیم مغز و نهایتاً تقدیم مرز. این هشدار جدی رهبر انقلاب است که مرور و بازخوانی آن بیش از پیش ضروری است! وقتی دشمن برای فتح خاک ما از دروازه مغزها عبور میکند؛ نبرد امروز، با اطلاعات، شایعه و تردید در ذهنها آغاز شده است. در عصر جدید، خط مقدم جبههها بر مرزهای ذهن و ادراک ملتها کشیده شده و اگر مغزی تسخیر شود، سرزمینی بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم خواهد شد.
حضرت آیتالله خامنهای در بیانات ۱۱ آبان ۱۴۰۱ با اشاره به نقشه دشمن فرمودند: «برنامه این است که کاری کنند ملّت ایران عقیدهاش بشود عقیدهی سران انگلیس و آمریکا... دنبال این است که بر مغزها تسلّط پیدا کند. اگر مغز یک ملّتی را تصرّف کردند، آن ملّت سرزمین خودش را دودستی به دشمن تقدیم میکند. برای این کار شروع میکند محتوای ذهنی برای ذهن فعال جوان درست کردن. اینهمه دروغ، حرفهای انحرافی و تهمت برای این است.» این بیان، خطر جنگ شناختی و عملیات روانی دشمن را گوشزد میکند؛ جنگی پنهان که هدف آن تسخیر افکار و قلبهای مردم به جای اشغال نظامی سرزمینهاست.جنگ شناختی به زبان ساده یعنی نبرد برای نفوذ و تأثیرگذاری بر ادراک، باور و تصمیمگیری انسانها. در این نوع جنگ، مغز انسان میدان نبرد اصلی است. به تعبیر کارشناسان نظامی غرب، «مغز انسان، میدان نبرد قرن ۲۱» است. قدرتهای متخاصم به جای استفاده از تسلیحات مرگبار، از ابزارهای اطلاعاتی، رسانهای و علمی بهره میگیرند تا افکار جامعه هدف را به شکل نامحسوس جهتدهی کنند. پژوهشگران ناتو تأکید کردهاند که پیشرفتهای علم اعصاب، روانشناسی، دادهکاوی و هوش مصنوعی، امکان دستکاری و تسلیح ادراک انسانها را فراهم کرده است؛ به گونهای که حتی میتوان ادراکات، خاطرات و تصمیمات را در افراد القا کرد و آنها گمان کنند این افکار از خودشان نشأت گرفته است.
به همین دلیل، جنگ شناختی را نسبت به جنگ روانی کلاسیک (پروپاگاندا)، متمایز میدانند؛ چرا که بهجای دستکاری مستقیم محتوای پیام، بهطور نامرئی شیوه دریافت و برداشت اطلاعات در ذهن مخاطب را تغییر میدهد. به بیان دیگر، دشمن میکوشد بدون آگاهی فرد بر ذهن او مسلط شود و واقعیت را آنگونه که میخواهد به او بباوراند.از نظر راهبردی، تصرف فکر یک ملت حتّی میتواند جایگزین تصرف خاک آن شود. ناتو در اسناد خود جنگ شناختیرا چنین تعریف میکند: «دستکاری در مقیاس کلان جامعه به منظور تغییر درک واقعیت از طریق فعالیتهایی که بر نگرشها و رفتارها اثر میگذارند.» در واقع، جنگ شناختی همان تحریف واقعیت و وارونهنمایی حقیقتها برای تضعیف طرف مقابل است. این جنگ نرمِ پیشرفته، به دنبال آن است که مردم یک کشور نتوانند درست را از نادرست تشخیص دهند و خواسته یا ناخواسته افکار و خواستههای دشمن را در ذهن خود بپرورانند. بر خلاف جنگهای سنتی که صرفاً عرصه نظامی داشتند، جنگ شناختی عرصهای فراگیرتر دارد و تمامی جامعه را در بر میگیرد. مطالعات نشان میدهد این مفهوم از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی فراتر از حوزه نظامی، به عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشیده شده است. هر کاربر فناوریهای نوین اطلاعاتی یک هدف بالقوه در جنگ شناختی است و این جنگ تمام سرمایه انسانی یک ملت را نشانه میرود. به بیان ساده، تمام آحاد مردم خصوصاً جوانان در میدان تیر این نبرد پنهان قرار دارند.
دشمن برای پیشبرد جنگ شناختی خود از ترکیبی از عملیات روانی کلاسیک و فناوریهای جدید رسانهای بهره میبرد. هدف مشترک همه این شگردها، اثرگذاری بر احساسات و باورهای مردم بدون رویارویی نظامی مستقیم است. دروغپراکنی و تحریف حقایق از مهمترین ابزارهای عملیات روانی هستند. همانگونه که رهبر انقلاب اشاره کردند، سیل شایعات، اخبار جعلی و تهمتها به قصد تاثیرگذاری بر ذهن فعال جامعه به ویژه جوانان ساخته و پخش میشود. پژوهشهای علمی تأیید میکنند که اطلاعات نادرست و شایعات در فضای مجازی با سرعت و وسعت به مراتب بیشتری نسبت به حقایق منتشر میشوند. به عنوان نمونه، یک مطالعه MIT نشان داد «اکاذیب بهطور قابل ملاحظهای دورتر، سریعتر و عمیقتر از حقیقت در تمام انواع اطلاعات منتشر میشوند». در عصر اینترنت و شبکههای اجتماعی، انتشار انبوه اطلاعات غلط در زمانی کوتاه میتواند افکار عمومی را قبل از آنکه حقیقت فرصت روشنگری یابد، منحرف کند. به تعبیر تحلیلگران غربی، هنگامی که دروغپراکنی کلید بخورد، تا حقیقت بخواهد به مردم برسد، ضربه خود را زده است.#جنگ_شناختی#اخبار_جنگ#عملیات_روانی#سواد_رسانه_ای#دروغ_پراکنی#اخبار_جعلی#شایعه 14:31 - 2 مرداد 1404