پیام انسجام، روایت قدرت

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای به مناسبت هفته دولت ۱۴۰۵ را باید در سه سطح خواند؛ سطح نخست، تقدیر و پشتیبانی از دولت چهاردهم در سخت‌ترین شرایط ممکن؛ سطح دوم، ترسیم نقشه راه اقتصاد، فرهنگ و اداره کشور در مرحله پس از جنگ تحمیلی سوم؛ و سطح سوم که راهبردی‌ترین بخش پیام است، صدور یک منشور هنجاری که بر پایه آن، ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، قاطعانه ممنوع اعلام شده است. این پیام در حالی صادر شد که جمهوری اسلامی از نبرد نظامی عبور کرده، اما در میدان جنگ روانی، جنگ اقتصادی و نبرد روایت‌ها قرار دارد؛ از این رو این بیانیه نه یک متن تشریفاتی، بلکه سندی راهبردی برای مرحله جدید رویارویی با دشمن آمریکایی-صهیونی است.
چرا این پیام در این برهه صادر شدهفته دولت امسال با دو ویژگی ممتاز همراه است؛ نخست آنکه ایام آن با ولادت دو مولود ربیع‌الاول مقارن شده و دوم آنکه نخستین هفته دولت پس از عبور از جنگ تحمیلی سوم است. رهبر معظم انقلاب در چنین بستری، همزمان سه کارکرد را دنبال می‌کنند: پشتیبانی نمادین و عملی از دولت چهاردهم و رئیس‌جمهور صادق و دلسوز؛ ترسیم نقشه راه مرحله بازسازی، ترمیم آسیب‌ها و پیشرفت؛ و مهم‌تر از همه، تعیین خط قرمز گفتمانی برای همه قوا، نهادها و جریان‌ها. کاربرد دو شاخصه «صداقت و دلسوزی» برای رئیس‌جمهور، صرفاً یک توصیف اخلاقی نیست، بلکه تأییدی بر عملکرد دولتی است که علی‌رغم محدودیت‌ها، دسیسه‌های گوناگون دشمن، تشدید تحریم‌ها و محاصره‌ها، در تأمین کالاها و خدمات مورد نیاز مردم، ترمیم نقاط مهم آسیب‌دیده و مدیریت انرژی، سربلند از آزمون جنگ بیرون آمده است. یاد رؤسای جمهور شهید رجایی و رئیسی و شهید باهنر نیز یک ادای احترام تشریفاتی نیست؛ برقرارسازی پیوند میان نسل‌های خدمت و شهادت و اعلام این واقعیت است که دولت چهاردهم، ادامه‌دهنده راه شهدای خدمت معرفی می‌شود و هرگونه روایت تضعیف‌کننده از دولت، در تقابل با میراث این شهیدان قرار دارد.
روایت قدرت؛ تکلیف قرآنی در میدان جنگ روانیمحور نخست پیام، تبیین و روایت قدرت و قوت ایران است. رهبر انقلاب با استناد به آموزه قرآنی «و اما بنعمة ربک فحدث»، روایت نعمت‌ها و توانمندی‌ها را نه یک اقدام تبلیغاتی، بلکه تکلیفی دینی و راهبردی معرفی می‌کنند. نکته دقیق این بخش، قاعده‌گذاری در باب چیزی است که نیازمند روایت است؛ ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست، بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است، اما قوت و قدرت و نقاط مثبت، نیازمند روایت و برجسته‌سازی است. این قاعده در واقع دکترین ارتباطات راهبردی است که در آن روایت به مثابه یک ظرفیت و یک سلاح شناخته می‌شود؛ سلاحی که هم برای تقویت جبهه خودی به کار می‌رود و هم برای خنثی‌سازی جنگ روانی دشمن.رهبر انقلاب با ظرافت، مسئله مخاطب را نیز وارد معادله می‌کنند؛ «گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به اوست». در شرایطی که رسانه‌های دشمن هر سخن انتقادی را از بافت داخلی جدا کرده و به سلاح ضدایرانی تبدیل می‌کنند، بیان ضعف‌ها در چنین بستری، تأمین مهمات برای جبهه مقابل است. این دقیقاً همان منطقی است که روایت را از حیطه صرف فرهنگی به حیطه امنیت ملی ارتقا می‌دهد؛ منطقی که در آن، سخن گفتن نیز مانند هر اقدام دیگری، پیوست میدان دارد و باید با ملاحظه اثر آن بر روحیه ملی و انگیزه‌های عمومی صورت گیرد.
ممنوعیت قاطع؛ انسجام اجتماعی به مثابه خط قرمزراهبردی‌ترین جمله پیام، جمله پایانی بخش انسجام اجتماعی است: «قاطعانه اعلام می‌کنم؛ ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». این جمله از جنس توصیه نیست؛ از جنس حکم و ممنوعیت است. رهبر انقلاب با این جمله، انسجام اجتماعی را از یک ارزش اخلاقی به الزامی قانونی و حکومتی ارتقا می‌دهند و آن را در ردیف خطوط قرمز قطعی نظام قرار می‌دهند. در همین راستا، مفهوم «پیوست انسجام اجتماعی» برای نخستین بار به مثابه الزامی برای همه کلان‌عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی مطرح می‌شود؛ به این معنا که هیچ اقدام کلانی در هیچ عرصه‌ای، بدون ملاحظه اثر آن بر انسجام اجتماعی مجاز نیست.رهبر انقلاب حتی به این پرسش پیشاپیش پاسخ می‌دهند که اگر اقدامی در ظاهر طرفدارانی در بین برخی اقشار داشته باشد چه؟ پاسخ ایشان این است که اقدامی که فاقد پیوست انسجام اجتماعی باشد، یا پیوست آن در مقام عمل مغفول واقع شود، می‌تواند به ضرر همان اقشار و دیگران تمام شود. این یک نکته جامعه‌شناختی دقیق است؛ منافع جزئی و مقطعی برخی اقشار نمی‌تواند بر منافع کلان ملی که در انسجام اجتماعی تجلی می‌یابد مقدم شود. به این ترتیب، انسجام اجتماعی از یک شعار کلی به معیاری برای سنجش سیاست‌ها و اقدامات تبدیل می‌شود که دولت، قوا و همه اجزای حکومتی موظف به رعایت آن هستند.
دوگانه‌سازی‌های موهوم؛ قالب‌های جنگ روانی در هم شکسترهبر انقلاب در ادامه، سه دوگانه موهوم را نام می‌برند؛ «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی»، «سازش یا جنگ‌طلبی». این دوگانه‌ها نه توصیف واقعیت، بلکه قالب‌هایی هستند که دشمن برای تحمیل انتخاب بر ایران ساخته است؛ قالب‌هایی که در آن هر گزینه به زیان منافع ملی است. تجربه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد مقاومت و مذاکره دو گزینه متقابل نیستند، بلکه دو ابزار در یک راهبرد واحدند؛ همان‌گونه که وفاق و اقتدار نیز نافی یکدیگر نیستند. کسانی که این دوگانه‌ها را بازتولید می‌کنند، چه با نیت خیر و چه با نیت سوء، در حال اجرای طرح قطبی‌سازی دشمن هستند؛ طرحی که ستون اصلی جنگ روانی علیه ایران است.نکته حائز اهمیت آن است که رهبر انقلاب صراحتاً می‌فرمایند این دوگانه‌سازی‌ها در گذشته به مردم عزیزمان خسارت‌هایی بی‌واسطه یا با واسطه وارد ساخته است. این اعتراف راهبردی به این معناست که جنگ روایت‌های داخلی، خود بخشی از خسارت‌های گذشته بوده و از این پس هرگونه بازتولید این قالب‌ها، عملی ممنوع و مغایر با سیاست قطعی نظام است. به این ترتیب، پیام رهبری نه تنها جبهه دشمن را هدف قرار می‌دهد، بلکه عرصه گفتمان داخلی را نیز از ابزارهای جنگ روانی پاک‌سازی می‌کند؛ پاک‌سازی‌ای که شرط لازم برای عبور موفق از مرحله پس از جنگ است.
اقتصاد؛ جبهه داخلی جنگ و مسیر اسقاط دلاربخش اقتصادی پیام، در واقع متن فشرده اقتصاد مقاومتی در شرایط پس از جنگ است. رهبر انقلاب ابتدا زنجیره چالش‌های اقتصادی-معیشتی را برمی‌شمارند؛ تورم، بیکاری، مدیریت قیمت‌ها و بازار کالا و خدمات، و در کنار آن عناصر رشد و پیشرفت را ترسیم می‌کنند؛ افزایش سرمایه‌گذاری و هدایت آن به سمت مصارف مفید و مورد نیاز، رونق تولید، اسقاط تدریجی دلار از طراز نقش‌آفرینی مهم و محور قرار دادن مجموعه سیاست‌های اقتصاد مقاومتی.دو نکته این بخش شایسته تحلیل ویژه است. نخست، «اسقاط تدریجی دلار از طراز نقش‌آفرینی مهم» که برنامه‌ای بلندمدت در عرصه مالی و ژئوپلیتیک است. در جهانی که دلار به سلاح جنگ اقتصادی تبدیل شده و تحریم‌ها و محاصره‌ها از طریق سازوکارهای دلاری اجرا می‌شوند، کاهش وابستگی به دلار نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه الزامی در حوزه امنیت ملی است. این مسیر با روند جهانی دلارزدایی در قالب‌های چندجانبه و توافقات دوجانبه پولی همسو است و جمهوری اسلامی را در خط مقدم شکل‌گیری نظم مالی جدید قرار می‌دهد؛ نظمی که در آن، سلاح تحریم به تدریج از دست قدرت‌های سلطه‌گر خارج می‌شود. دوم، «کلید اصلی» بودن تکیه بر تولید داخلی برای حل همه مسائل است؛ با این حال، رهبر انقلاب رویکردی غیردگماتیک دارند و برقراری حد کافی از کالاهای عمومی و تخصصی را ضرورتی قطعی می‌دانند و در موارد کمبود تولید داخل، واردات صحیح و حکیمانه را مجاز می‌شمارند. این تعادل، سیاست «تولید حداکثری با واردات هوشمند» را ترسیم می‌کند.
استعاره «لکه‌های تیره» در صفحه اقتصاد که باید کوچک و کوچک‌تر شوند تا به کلی محو گردند، تصویری از بهبود تدریجی و امیدوارانه است؛ در مقابل، رهبر انقلاب ادعای دشمن را مبنی بر اینکه مسیر آبادانی و پیشرفت از تبعیت از او و خواسته‌های نابجایش می‌گذرد، با ارجاع به تجربه تاریخی ادوار گذشته و حتی سال‌ها قبل از انقلاب اسلامی باطل می‌خوانند. این بخش از پیام، پیامی روشن به محاسبه‌گران اقتصادی است؛ اقتصاد ایران از مسیر مقاومت و تولید عبور می‌کند، نه از مسیر تسلیم و تبعیت.فرهنگ و تعلیم و تربیت؛ فراراهبردی ایران قوی‌ترتعبیر «فراراهبردی» برای فرهنگ و تعلیم و تربیت، از نوآوری‌های مفهومی این پیام است. فراراهبردی به این معناست که تنظیم راهبردهای دیگر باید با ملاحظه این مسئله صورت گیرد؛ به این معنا که فرهنگ نه یک بخش در کنار سایر بخش‌ها، بلکه قابی است که همه بخش‌ها در درون آن معنا می‌یابند. بدون فرهنگ مقاومتی، اقتصاد مقاومتی و انسجام اجتماعی دوام نمی‌آورد و بدون تعلیم و تربیت درست، نسل‌های آینده نمی‌توانند میراث‌دار قدرت ملی باشند.
اقشار نام‌برده در این بخش، معلمان آموزش و پرورش، دانشگاه و حوزه، پرستاران و اطبایی که خود را وقف انجام وظیفه در نهادهای غیرخصوصی کرده‌اند و بانوان خانه‌دار، منابع اشاعه فرهنگ مثبت و سازنده معرفی شده‌اند. این فهرست نشان می‌دهد نگاه رهبر انقلاب به فرهنگ، نگاهی از پایین و از متن جامعه است؛ فرهنگی که در کلاس درس، در بالین بیمار و در حریم خانه ساخته می‌شود، نه در اتاق‌های فکر و مراکز تصمیم‌گیری. به ویژه اشاره به بانوان خانه‌دار به عنوان آموزگاران ظریف‌ترین اجزای نقش و نگار فرهنگ آینده، بازتعریفی از جایگاه خانواده در منظومه قدرت ملی است؛ جایگاهی که در تحلیل‌های رایج و ماشینی از توسعه نادیده گرفته می‌شود.فناوری نخبگان جوان؛ جهش در ترک عادتبخش کوتاه اما راهبردی دیگر پیام، به کارگیری فناوری‌ها و نوآوری‌های پیشنهادی نخبگان جوان است. رهبر انقلاب با اشاره به اینکه استفاده به موقع از این مزیت و ترک روال معمول و عادت‌های مرسوم، جهش‌های مؤثری در مسیر ترقی و تعالی کشور ایجاد می‌کند، این قاعده را در انواع شعبه‌های تولید قدرت اعم از کشاورزی، صنعت، فرهنگ و تربیت، امور ارتباطاتی و اجتماعی قابل تصور می‌دانند. این بخش، پیام را از سندی اقتصادی صرف به سندی توسعه‌محور با نگاه به آینده تبدیل می‌کند؛ سندی که در آن، شکستن عادت‌های اداری و سازمانی به مثابه ارزشی راهبردی شناخته می‌شود و نخبگان جوان به مثابه موتور جهش‌های ملی معرفی می‌شوند.
جمع‌بندی؛ سه‌گانه قدرت، انسجام و خدمتجمع‌بندی پیام در یک جمله ممکن است؛ «ایران هرچه قوی‌تر» از سه مسیر عبور می‌کند؛ روایت قدرت، انسجام اجتماعی و تولید داخلی، با فرهنگ به مثابه فراراهبردی و فناوری به مثابه جهش‌افزا. این پیام به مردم می‌گوید عیار شش ماه گذشته شما در جهاد با دشمن، حضور در میادین، انسجام و همدلی، شما را شایسته سطح مطلوبی از خدمت‌گزاری کرده که دولت و دستگاه‌های مسئول باید به آن برسند. به دشمن نیز پیامی روشن می‌دهد؛ جمهوری اسلامی پس از جنگ تحمیلی سوم نه در موضع ضعف، بلکه در موضع بازسازی قدرت وارد مرحله جدید شده است و هرگونه محاسبه بر پایه تضعیف روحیه ملی یا ایجاد انشقاق داخلی، با ممنوعیت قاطع رهبری و واکنش انسجام‌یافته ملت مواجه خواهد شد.هفته دولت امسال، آغاز مرحله روایت قدرت است؛ مرحله‌ای که در آن ایران نه تنها باید قوی باشد، بلکه باید قوی دیده شود و روایت گردد. پیام رهبر معظم انقلاب، منشور این مرحله است؛ منشوری که در آن، ممنوعیت هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، به مثابه ستون اصلی ایران قوی‌تر، قاطعانه اعلام شده است.
23:16 - 6 شهریور 1405