تورم آمریکا، محصول جنگ طلبی

اظهارات اخیر «استیو هانکه»، اقتصاددان برجسته دانشگاه جانز هاپکینز، پرده از حقیقتی برمی‌دارد که سال‌هاست در راهروهای واشنگتن برای پنهان کردن آن تلاش می‌شود: «جنگ‌طلبی، بهای سنگینی برای معیشت شهروندان آمریکایی دارد.» هانکه با صراحتی کم‌نظیر، نه به عنوان یک تحلیل‌گر سیاسی، بلکه به عنوان یک متخصص حوزه اقتصاد، مکانیسم دقیق فروپاشی اعتبار و توانمندی ایالات متحده را در پی تنش‌های خودساخته با جمهوری اسلامی ایران تشریح می‌کند.
موتور تورم؛ از تعرفه‌های ترامپی تا «کوکتل مرگبار»هانکه افزایش ۲۹ درصدی قیمت مواد غذایی در آمریکا را نه ناشی از عوامل تصادفی، بلکه ماحصل مستقیم یک «کوکتل مرگبار» می‌داند. تحلیل او یک واقعیت استراتژیک را روشن می‌کند: جنگ‌های تجاری (تعرفه‌ها) و تقابل با ایران، زنجیره تأمین انرژی آمریکا را مختل کرده است. کشاورزان و ناوگان حمل‌ونقل که ستون فقرات اقتصاد داخلی آمریکا هستند، به شدت به سوخت دیزل وابسته‌اند. افزایش بی‌سابقه «اسپرد کرک» (تفاوت قیمت نفت خام و فرآورده‌های نفتی) نشان می‌دهد که سیاست‌های تقابلی واشنگتن، مستقیماً به جیب طبقه متوسط آمریکا ضربه زده است. این یعنی «میدان» دیگر نه در دوردست‌ها، بلکه در سفره‌های مردم آمریکا در حال بازتعریف مناسبات قدرت است.بازی دو سر باخت ترامپ؛ چرا واشنگتن دست خالی است؟نکته کلیدی تحلیل هانکه در «بی‌گزینگی» ترامپ نهفته است. او به صراحت می‌گوید که هیچ گزینه‌ای برای ترامپ باقی نمانده که در آن «منافع بر هزینه‌ها پیشی بگیرد». این اعتراف، شکست راهبرد فشار حداکثری و استراتژی «بازدارندگی از طریق تهدید» را تایید می‌کند. واقعیت این است که جمهوری اسلامی با درک دقیق از آسیب‌پذیری‌های زیرساختی منطقه، بازی را به گونه‌ای تغییر داده که «بازدارندگی متقابل» به یک قاعده تبدیل شده است
تغییر معادله؛ وقتی «دیپلماسی التماسی» عربی جای جنگ را گرفتتحلیل هانکه درباره توقف تنش، نکته‌ای راهبردی را در دل دارد: آنچه واشنگتن را از ماجراجویی بیشتر بازداشت، نه نهادهای قانونی یا کنگره، بلکه واقع‌گرایی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بود. زمانی که تهران به وضوح اعلام کرد که هرگونه ضربه به زیرساخت‌های حیاتی (آب و برق) با پاسخ متقابل همراه خواهد بود، پایتخت‌های عربی متوجه شدند که «امنیت» دیگر یک کالای وارداتی از آمریکا نیست، بلکه یک مسئولیت منطقه‌ای است. این اعتراف که «تأسیسات آب‌شیرین‌کن، تمام بازی است»، نشان‌دهنده اشراف راهبردی ایران بر نقاط ضعف و قوت منطقه است.فروپاشی اعتماد؛ جراحت التیام‌ناپذیر هژمونیاما عمیق‌ترین بخش تحلیل هانکه، فراتر از مؤلفه‌های اقتصادی و نظامی، به «اعتبار» بازمی‌گردد. او به درستی اشاره می‌کند که حتی اگر موشک‌های رهگیر بازسازی شوند، «اعتبار» از دست رفته، قابل بازگشت نیست. در نگاه استراتژیک، قدرت تنها به سخت‌افزار نیست؛ به «اعتماد» متحدان است. وقتی افکار عمومی جهانی شاهد تزلزل تصویر آمریکا و در مقابل، صعود تدریجی جایگاه چین و سایر قدرت‌های نوظهور است، نشان می‌دهد که هژمونی در حال تغییر شکل به «هژمونیِ در حال انقباض» است.
نتیجه‌گیریآنچه استیو هانکه توصیف می‌کند، یک «جنگ فرسایشی» است که نه در میدان نبرد، بلکه در ذهنیت تصمیم‌گیران غربی جریان دارد. ایالات متحده در باتلاقی گرفتار شده که خودش با سیاست‌های «جنگ‌طلبانه» و «اقتصادِ تحریمی» ایجاد کرده است. پیام روشن است: دوران یکه‌تازی آمریکا با ابزارِ تهدید به پایان رسیده و هرچه واشنگتن بیشتر برای حفظ این هژمونیِ پوشالی تقلا کند، ضربات سنگین‌تری بر پیکره اقتصاد داخلی خود و اعتبار بین‌المللی‌اش وارد خواهد کرد. برای ایران، این تحول به معنای پیروزیِ «میدان» است؛ میدانی که نه با آتش، بلکه با «هوشمندی استراتژیک» موازنه قوا را به نفع مقاومت تغییر داده است.
19:27 - 19 مرداد 1405

1 بازنشر1 واکنش
22٫9k بازدید