پاریس کوچولویی که از دور زیباست
پشت تصویر رمانتیک «شهر نور» و پشت شعارهای پرطمطراق آزادی و حقوق بشر، پاریس این روزها بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرده است: آیا ارزشها جهانشمولاند یا روایتها تابع جغرافیا و منافع سیاسی؟
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، پس از قهرمانی پاریسنژرمن در لیگ قهرمانان اروپا، تنها در پاریس بیش از ۲۲ هزار نیروی پلیس و امنیتی برای کنترل شرایط مستقر شدند. با این وجود، جشنهای خیابانی در برخی مناطق به درگیری با پلیس، تخریب اموال عمومی و آشوبهای گسترده منجر شد. رویترز گزارش داد که دهها خودرو و فروشگاه آسیب دیدند و پلیس برای کنترل جمعیت از گاز اشکآور استفاده کرد. همچنین در همان ساعات اولیه بیش از ۱۳۰ نفر بازداشت شدند.روزنامه گاردین نیز به نقل از وزارت کشور فرانسه نوشت که دامنه ناآرامیها به حدی گسترش یافت که شمار بازداشتشدگان در سراسر فرانسه به حدود ۷۸۰ نفر رسید. بر اساس این گزارش، ۵۷ مأمور پلیس در جریان درگیریها مجروح شدند و در برخی مناطق خودروها به آتش کشیده شدند، فروشگاهها هدف تخریب قرار گرفتند و حتی تلاشهایی برای حمله به برخی مراکز دولتی و پلیس گزارش شد.
رویترز در گزارش دیگری اعلام کرد که بیش از ۲۰۰ نفر در جریان این ناآرامیها مجروح شدند و دستکم یک نفر جان خود را از دست داد. رسانههای بینالمللی همچنین از وقوع چند حادثه مرگبار و خشونتآمیز همزمان با جشنهای خیابانی خبر دادند که باعث شد فضای جشن قهرمانی به یکی از پرتنشترین شبهای سال در فرانسه تبدیل شود.
اما اهمیت ماجرا صرفاً به آمار بازداشتها، خودروهای به آتش کشیدهشده یا درگیریهای خیابانی محدود نمیشود؛ بلکه آنچه این رخداد را به موضوعی قابل تأمل تبدیل میکند، نحوه مواجهه سیاسی و رسانهای با آن است.فرانسه و بسیاری از دولتهای اروپایی طی دهههای اخیر خود را بهعنوان نماد آزادی بیان، حقوق شهروندی، مدارا و فرهنگ اعتراض معرفی کردهاند. مقامات این کشورها نیز بارها درباره نحوه مدیریت اعتراضات در سایر کشورها اظهارنظر کرده و در مواردی حتی به قضاوت سیاسی و حقوقی درباره رفتار دولتها پرداختهاند. اما هنگامی که ناآرامی، تخریب اموال عمومی و درگیریهای گسترده در خیابانهای پاریس رخ میدهد، ادبیات رسمی و رسانهای بهطور محسوسی تغییر میکند. در چنین شرایطی دیگر سخنی از «اعتراضات مردمی» یا «صدای جامعه» به میان نمیآید؛ بلکه مفاهیمی نظیر «اخلال در نظم عمومی»، «اغتشاش»، «خشونت سازمانیافته» و «ضرورت برقراری امنیت» به محور اصلی روایت تبدیل میشود.بررسی پوشش رسانههای بزرگ غربی درباره حوادث اخیر پاریس نیز مؤید همین مسئله است. تقریباً تمامی گزارشها بر ضرورت کنترل امنیتی، برخورد پلیس با افراد خشونتطلب و حفظ نظم عمومی تأکید داشتهاند و بازداشتهای گسترده نیز در همین چارچوب توجیه شده است.این در حالی است که در بسیاری از رخدادهای مشابه در کشورهای غیرغربی، بخشی از همین رسانهها تمرکز بیشتری بر جنبههای سیاسی و اعتراضی ماجرا قرار میدهند و برخوردهای امنیتی را از زاویهای متفاوت روایت میکنند.
این همان پدیده رسانهای و شناختی «سوگیری اسنادی» و «سوگیری درونگروهی» است که افراد و نظامهای سیاسی معمولاً رفتارهای منفی درون گروه خود را محصول شرایط، هیجانات مقطعی یا عوامل محیطی میدانند، اما همان رفتارها را در گروههای بیرونی به ویژگیهای ساختاری، فرهنگی یا سیاسی نسبت میدهند. به بیان دیگر، هنگامی که خشونت در پاریس رخ میدهد، روایت غالب بر «رفتار اقلیتی آشوبگر» یا «هیجان ناشی از یک رویداد ورزشی» متمرکز میشود؛ اما اگر رخدادی مشابه در کشوری خارج از بلوک غرب اتفاق بیفتد، احتمالاً تفسیرهای گستردهتری درباره بحران مشروعیت، ناکارآمدی ساختار سیاسی یا نارضایتی عمومی مطرح خواهد شد.
البته این تحلیل به معنای نادیده گرفتن تفاوت میان اعتراض مدنی و تخریب اموال عمومی نیست. بدون تردید حمله به اموال عمومی، آتشزدن خودروها، تخریب فروشگاهها و خشونت خیابانی در هر جامعهای محکوم است و دولتها نیز وظیفه دارند امنیت عمومی را حفظ کنند. اما پرسش اساسی آن است که آیا این اصل در مورد همه کشورها به یک شکل تفسیر و اعمال میشود یا معیارهای متفاوتی بر اساس ملاحظات سیاسی و رسانهای وجود دارد؟تجربه سالهای اخیر فرانسه نیز نشان میدهد که این کشور بارها با بحرانهای اجتماعی و امنیتی مشابه مواجه بوده است؛ از اعتراضات گسترده جلیقهزردها گرفته تا ناآرامیهای سال ۲۰۲۳ پس از کشتهشدن یک نوجوان به دست پلیس که به آتشزدن صدها خودرو، تخریب اموال عمومی و استقرار گسترده نیروهای امنیتی انجامید. این واقعیت نشان میدهد که چالشهای مرتبط با خشونت خیابانی، شکافهای اجتماعی و بحران اعتماد عمومی مختص کشورهای خاصی نیست و حتی جوامعی که خود را الگوی حکمرانی دموکراتیک معرفی میکنند نیز از این مسائل مصون نیستند.
اتفاقات پس از قهرمانی پاریسنژرمن صرفاً یک حاشیه فوتبالی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازاندیشی درباره نحوه روایت رویدادها، استانداردهای دوگانه در قضاوتهای سیاسی و رسانهای و فاصله میان ارزشهای اعلامی و رفتارهای عملی دولتهاست و شاید مهمترین درس این ماجرا آن باشد که هیچ جامعهای از بحران، خشونت جمعی و نارضایتی اجتماعی مصون نیست. #جنگ_شناختی #پاریس #آزادی_بیان 18:55 - 11 خرداد 1405