بیش از ۱۰ سال از زمانی میگذرد که حسامالدین آشنا بهعنوان مشاور رئیسجمهور وقت، وارد کانون توجهات سیاسی کشور شد. از همان روزها، بسیاری معتقد بودند که بخش مهمی از فعالیت سیاسی او نه در ارائه راهکار و حل مسائل کشور، بلکه در عملیات روانی، بازی با افکار عمومی و تضعیف جایگاه ولایت فقیه خلاصه میشود. در تمام این سالها، توئیتها و مواضع او بارها خبرساز شده است. بازی با کلمات، استفاده از عبارات دوپهلو، کنایههای حسابشده، طعنههای مکرر و تلاش برای زیر سؤال بردن رقبای سیاسی، از ویژگیهای ثابت ادبیات او بوده است. در این میان، حملات مستمر به جایگاه ولایت فقیه نیز بارها مورد انتقاد طیفهای مختلف قرار گرفته است. اما چند توئیت اخیر او، از بسیاری جهات متفاوت است. اینبار دیگر سخن از کنایه و ابهام نیست؛ ادبیاتی به کار گرفته شده که از نگاه منتقدان، آشکارا در جهت تضعیف جایگاه ولایت فقیه و رهبر جدید انقلاب اسلامی است و در آن، توهین، تهمت و تعابیر دور از شأن گفتوگوی سیاسی به چشم میخورد. پرسش اینجاست که قوه قضائیه و دیگر مسئولان کشور تا چه زمانی قرار است در برابر چنین رفتارهایی سکوت کنند؟ چگونه میتوان پذیرفت که هنوز رهبر شهید به خاک سپرده نشده، شخصیت و جایگاه رهبر جدید اینگونه هدف حملات قرار گیرد و هیچ واکنش مؤثری دیده نشود؟ اگر قانون برای صیانت از امنیت ملی، حفظ حرمت مقامات عالی کشور و مقابله با توهین و تشویش افکار عمومی وجود دارد، زمان اجرای آن چه موقع است؟ تا کی قرار است افرادی مانند حسامالدین آشنا بدون پذیرش مسئولیت سخنان خود، آزادانه به این روند ادامه دهند؟
قو قضاییه، دادستان کل کشور