در روابط بینالملل، تهدید یا ترور رهبران یک کشور از سوی دولت دیگر، صرفاً یک اختلاف سیاسی تلقی نمیشود؛ بلکه میتواند بهعنوان تعرض به حاکمیت ملی، حمله به امنیت کشور و حتی در برخی شرایط، اقدامی جنگی تلقی شود. تجربه کشورهای قدرتمندی مانند آمریکا نشان میدهد که هرگونه تهدید معتبر علیه عالیترین مقامات این کشور از سوی یک دولت خارجی، با مجموعهای از واکنشهای امنیتی، اطلاعاتی، دیپلماتیک، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی روبهرو میشود. همین انتظار بازدارنده است که هزینه چنین تهدیدهایی را برای طرف مقابل بهشدت افزایش میدهد. حال سوال اساسی اینجاست که چرا تهدید و حتی ترور رهبران ایران، برای دشمنان کمهزینه به نظر میرسد؟ اگر تهدید جان رئیسجمهور آمریکا، پادشاه بریتانیا یا مقامات ارشد بسیاری از کشورها با شدیدترین واکنشهای امنیتی، قضایی و سیاسی همراه میشود، چرا تهدید و ترور رهبران ایران بدون هزینهای متناسب انجام شده است؟ آیا این تفاوت، ناشی از ضعف بازدارندگی است یا ضعف در مطالبه و پیگیری؟ بازدارندگی فقط به موشک و تجهیزات نظامی وابسته نیست؛ بلکه به این وابسته است که دشمن مطمئن باشد هر تهدید، هزینهای سنگین در پی خواهد داشت. اگر امروز این پرسش در افکار عمومی شکل گرفته که چرا تهدید علیه رهبران ایران تا این اندازه کمهزینه شده، مسئولان باید پاسخی روشن ارائه دهند: چه راهبردی برای افزایش هزینه چنین رفتارهایی وجود دارد و چه زمانی آثار آن دیده خواهد شد؟ آیا همین واکنشهای ضعیف دولت و دستگاه دیپلماسی به تهدید به ترور رهبر شهید، زمینه ساز جری شدن و اقدام عملی دشمن در به شهادت رساندن ایشان نبود؟
ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای عالی امنیت ملی، دولت و وزارت خارجه، وزارت کشور، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه
@My_Farsnews6 تیر 1405در پاسخ بهسلام مخاطب گرامیپویشی با موضوع مشابه مطالبه شما پیشتر در سامانه ثبت شده است.