برای "کتابیار" فقط کتاب کافی نیست
طرحهای حمایتی ترویج کتابخوانی وقتی موفق است که شهروندان پس از خرید کتاب، آن را بخوانند، دربارهاش حرف بزنند و برای انتخاب و خرید کتاب بعدی مشتاق شوند.
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، معصومه درخشان: چند سالی میشود که متولیان فرهنگی شهر طرحهایی در جهت حمایت از کتابفروشی ها و ترویج و ترغیب عموم شهروندان به کتاب و کتابخوانی اجرا میکنند. طرح هایی همچون بهارانه کتاب، تابستانه، پاییزه و زمستانه کتاب. آن هم با شعارهایی که حاصل بارش فکری صاحبنظران حوزه کتاب است.
بخوانیم و بسازیم
" آینده خواندنی است. کتاب خوب بخوانیم، بخوانیم و بسازیم، بخوانیم برای ایران، خواندن، گفتوگو با جهان و ..."
حالا سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز در جدیدترین طرح حمایت از کتابفروشی ها و شهروندان تبریزی طرح" کتابیار" را کلیدزنی کرده است. در این طرح قرار است شهروندان تبریزی از کتابفروشیهای اختر، ارک، انتشارات شایسته، انتشارات یاران، ایوازه، بانک کتاب، خانه کتاب، دریا، دهخدا، سفیر دانش، کاف، کتاب الف، کتاب حامد، کتاب سپهر، کتاب سرو، کتاب علامه و مولی کتاب های دلخواه خود را با ۴۰ درصد تخفیف خریداری کنند. البته برای خرید کتاب باید در سامانه ketabyartabriz.ir ثبتنام کرده و بعد از دریافت کد و مشخصات فعالسازی، از کتابفروشیهای معرفی شده کتابهای خود را خریداری نمایند تجربه مشترک" کتاب خریدن و نخواندن"
اجرای طرح فرهنگی "کتابیار" از سوی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز را میتوان اتفاقی مثبت در مسیر ترویج فرهنگ مطالعه و نزدیکتر کردن شهروندان به کتاب دانست.دطرحی که میتواند دسترسی مردم به کتاب را آسانتر کند و زمینهای برای رونق فعالیتهای فرهنگی در شهر فراهم آورد.اما در کنار هر طرحی که باهدف ترویج کتابخوانی اجرا میشود، یک پرسش هم مطرح است. آیا خرید کتاب به خواندن هم منجر میشود؟ واقعیت این است که خریدن کتاب الزاماً به معنای خواندن آن نیست. بسیاری از ما تجربه خرید کتابهایی را داریم که با علاقه انتخاب شدهاند، اما پس از مدتی در گوشهای از قفسه خانه قرار گرفته و فرصت خواندنشان به بعداً موکول شده است، بنابراین اگر قرار است طرحی مانند "کتابیار"به ترویج واقعی کتابخوانی منجر شود نباید نقطه پایان آن خرید یا دریافت کتاب باشد بلکه باید تازه از همانجا آغاز شود.
مسأله امروز جامعه ما فقط دسترسی نداشتن به کتاب نیست بلکه تبدیل کتاب به یک عادت روزمره است.در سالهای اخیر باتوجهبه اینکه سبک زندگی مردم تغییر کرده و شبکههای اجتماعی محتوای کوتاه و سرگرمیهای دیجیتال بخش قابلتوجهی از اوقات فراغت مردم را به خود اختصاص دادهاند در چنین شرایطی، کتاب برایآنکه دوباره جایگاه خود را پیدا کند، باید از یک کالای فرهنگی صرف به بخشی از زندگی اجتماعی مردم تبدیل شود. به همین دلیل، طرحهای ترویج کتابخوانی باید فراتر از توزیع، فروش یا تخفیف کتاب حرکت کنند.
کتابیار نیازمند طرحهای مکمل
اگر یک شهروند کتابی می خرد باید برای خواندن آن نیز انگیزه پیدا کند. اگر کتابی به دست یک دانشآموز میرسد، بهتراست فرصتی برای گفتوگو درباره آن داشته باشد. اگر خانوادهای چند جلد کتاب تهیه میکند چه بهتر که برنامهای برای کتابخوانی خانوادگی وجود داشته باشد، اینجاست که نقش نهادهای فرهنگی و مدیریت شهری اهمیت پیدا میکند.شهرداریها به دلیل ارتباط مستقیم با محلهها و شهروندان ظرفیت بزرگی برای ایجاد جریان اجتماعی کتابخوانی دارند. فرهنگسراها، کتابخانههای عمومی و محلی، خانههای فرهنگ، بوستانها، مدارس و حتی فضاهای عمومی شهر میتوانند به محل شکلگیری گروههای کوچک کتابخوانی تبدیل شوند.برای مثال، میتوان به عنوان طرح مکمل در کنار طرح "کتابیار" پویشهایی مانند "یک کتاب، یک ماه" راهاندازی کرد. شهروندانی که در قالب این طرح کتابی خریده اند در طول یک ماه بخوانند و در پایان در یک نشست کوتاه درباره آن گفتوگو کنند.
چنین برنامهای هزینه زیادی ندارد، اما میتواند کتاب را از یک تجربه فردی به یک تجربه جمعی تبدیل کند، کتاب وقتی خوانده میشود که دربارهاش حرف بزنیم. یکی از دلایل ماندگاری بسیاری از عادتهای فرهنگی، اجتماعی بودن آنهاست. ورزش، سینما، موسیقی و حتی بسیاری از سرگرمیهای دیگر زمانی جذابتر میشوند که با دیگران به اشتراک گذاشته شوند. کتابخوانی نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر فرد بداند پس از خواندن یک کتاب قرار است در جمع دوستان، همکاران، همکلاسیها یا اعضای خانواده درباره آن صحبت کند، انگیزه بیشتری برای مطالعه خواهد داشت، بنابراین ایجاد دورههای کتابخوانی محلهای، نشستهای گفتوگو با نویسندگان، معرفی کتاب در فرهنگسراها و برنامههای کتابخوانی برای گروههای سنی مختلف میتواند مکمل مناسبی برای طرح "کتابیار" باشد.
جامعه با تخفیف و هدیه کتابخوان نمیشود
در کنار همه اینها یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد نباید موفقیت طرحهای کتابخوانی را صرفاً با تعداد کتابهای توزیعشده یا خریداریشده ارزیابی کرد. ممکن است هزاران جلد کتاب خریداری شود، اما اگر بخش زیادی از آنها خوانده نشود، نمیتوان از موفقیت کامل طرح سخن گفت. شاخصهای مهمتر میتوانند میزان مشارکت در دورههای کتابخوانی، تعداد نشستهای برگزارشده، میزان مراجعه به کتابخانهها، مشارکت کودکان و نوجوانان و حتی میزان تداوم مطالعه پس از پایان طرح باشند."کتابیار" میتواند یک فرصت باشد فرصتی برای اینکه کتاب دوباره به خیابانها، محلهها، خانوادهها و گفتوگوهای روزمره مردم بازگردد.اما برای تحقق این هدف لازم است میان کتاب، مخاطب و تجربه خواندن ارتباطی واقعی شکل بگیرد.شاید هدف نهایی یک طرح کتابخوانی این نباشد که مردم فقط یک کتاب بخرند هدف این است که همان یک کتاب، آنها را به کتاب دوم و سوم برساند.اگر "کتابیار" بتواند چنین زنجیرهای ایجاد کند، آنوقت میتوان گفت طرح از مرحله دسترسی به کتاب عبور کرده و وارد مرحله مهمتر، یعنی ساختن عادت مطالعه شده است.
جامعه کتابخوان را نمیتوان صرفاً با تخفیف، هدیه یا توزیع کتاب ساخت. جامعه کتابخوان زمانی شکل میگیرد که مطالعه به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود. زمانی که کتاب در خانهها فقط دکور نباشد، در کیف دانشآموزان فقط برای امتحان نباشد و در کتابخانهها فقط منتظر خواننده نماند."کتابیار" میتواند نقطه شروع این مسیر باشد. اما موفقیت واقعی آن روزی است که شهروندان پس از دریافت یا خرید یک کتاب، آن را باز کنند، بخوانند، دربارهاش حرف بزنند و برای انتخاب و خرید کتاب بعدی اقدام کنند.از خرید کتاب تا خواندن کتاب شاید فاصله زیادی نباشد اگر برای این فاصله، برنامه فرهنگی درست و مستمری داشته باشیم.#طرح_کتاب_خوانی_کتابیار#حمایت_ازکتابفروشی_ها#کتاب_خوب_بخوانیم 11:17 - 26 شهریور 1405