پای کار حسین(ع) ایستادهایم
چهارخواهر و چهار برادر بعد از فوت پدر و مادرشان چراغ روضه حسین(ع) را روشن نگه داشته و اجازه ندادند روضه ۳۳ ساله این خانواده تعطیل شود.
خبرگزاری فارس- تبریز_ معصومه درخشان: این روزها در هر کوی و برزنی میتوان ردپای عاشقان و دلدادگان حضرت اباعبدالله الحسین را با چشم دید و با دل تمنایشان کرد.یکی بر سر و سینه میزند و اشک ماتم میریزد، یکی به عزاداران حسینی نذر و احسان میدهد و یکی هم بانی روضه و مرثیه میشود تا نامش در دفتر ارادتمندان آن حضرت ثبت شود.
چای روضه را دم کن
خانواده آقای سید حسین هاشمی و همسرش خانم لیلا همراه یکی از همان بانیان روضه حسینی در منطقه قراملک تبریز هستند که عشق و ارادت آنها به حضرت سیدالشهدا همچنان زنده و پابرجا است.خانم لیلا همراه که سالها در مجلس روضه امام حسین(ع) شرکت میکرد در اولین روز ماه محرم سال ۱۳۷۱ خانه را آبوجارو کرد دخترهایش را صدا زد و گفت سماور را روشن کرده و چای روضه را دم کنید. از امروز درِ خانه ما برای عزاداران حسینی باز میشود. امروز اول ماه محرم ماه عزای اهلبیت است.به هر کدام از دخترها مسئولیت داد. دختر اول به عزاداران حسینی خوشامد میگفت. دختر دوم چای روضه میریخت، آن یکی به عزاداران حسینی چای پخش میکرد، دختر دیگر کفشها را جفت میکرد و مادر در کنار عزاداران حسینی بود. مادر به در خانه همسایهها رفت و اعلام کرد برای دردانه حضرت زهرا( س) روضه گرفتهایم شما هم بیایید برای سرسلامتی.
روضهای که سالهای اول با حضور ۱۵ الی ۲۰ نفر از همسایگان برگزار میشد این روزها بیش از ۳۰۰ نفر از عزاداران حسینی خود را به درِ این خانه میرسانند.حالا چهار سال است لیلا خانم بانوی حسینی این خانه دنیایش را عوض کرده و به رحمت خدا رفته است ولی مجلس روضهای که سنگ بنایش را گذاشته به همت فرزندانش ادامه پیدا کرده و از روز اول تا دوازدهم محرم پذیرای عزاداران حسینی هستند.
پای کار حسین(ع) ایستادهایم
چهار خواهر و چهار برادر همگی به عشق امام حسین(ع) پایکار هستند تا علم عزای حسینی به زمین نیفتد. آنها چراغ روضه حضرت سیدالشهدا را روشن نگه داشتهاند.
در یکی از همین روزهای ماتم حسینی به این روضه خانگی میروم. خانه قدیمی باصفا از آن خانههایی که پنجره اتاقهایش به حیاطی پر از دارودرخت باز میشود. حیاطی که این روزها از کثرت عزاداران حسینی جایی برای سوزن انداختن ندارد. عزادارانی که وسط ظهر در سایهسار خنکی درختانش به سوگ نشستهاند.خواهران هاشمی(رقیه، معصومه، نیره و طاهره) به همراه دختران جوان خود برای روضه حسینی سنگ تمام میگذارند. بااخلاص، باحوصله، با مهربانی باصفا و صمیمیت غبار کفش عزاداران حسینی را طوطیای چشم میکنند.خواهر بزرگتر با افتخار کفشها را جفت کرده و مهمانان را به داخل راهنمایی میکند. همسایهها که وارد خانه میشوند ابتدا بانی این روضه یعنی لیلا خانم و همسرش سید حسین هاشمی را با ذکر سلام و صلواتی یاد میکنند.
دورتادور این خانه حسینی به پرچمهای سیاه سوگواری مزین شده و قاب عکس سید حسین هاشمی زیر این پرچمها روی دکور دیواری جای گرفته است.خانم مداح حدیث کساء میخواند و بقیه خانمها با همخوانی میکنند. ۲۰ دقیقهای طول میکشد تا خواندن آن تمام شود. دختران جوان با چای خوشرنگ روضه از عزاداران پذیرایی میکنند.نوبت به خواندن زیارت عاشورا میرسد. عزاداران حسینی دست روی سینه گذاشته و سلام میدهند. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ.
تا خواندن زیارت عاشورا تمام شود با خواهران هاشمی سر صحبت را باز میکنم با وجودی که خیلی سرشان شلوغ است ولی با احترام خانم سیده معصومه هاشمی یکی از خواهرها سخنگوی خانواده میشود و از برگزاری روضه روایت میکند.مادرم عاشق واقعی امام حسین( ع) بود در سال ۱۳۷۱ اولین روز ماه محرم تصمیم گرفت برای حضرت سیدالشهدا مرثیه بگیرد ما هم گفتیم چشم مادر هر طور که بگویی ما حاضریم در کنارت باشیم تا مرثیه حضرت سیدالشهدا بهخوبی برگزار شود.از اول تا دوازدهم محرم، اولین جمعه شهادت امام حسین( ع) و روز اربعین این خانه حسینی پناهگاه دلدادگان آن حضرت است.
سالهای اول فقط همسایهها برای مرثیه میآمدند ولی بعد از آن هر سال تعداد عزاداران زیاد و زیادتر شد و اکنون بیش از ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر از خانمهای عزادار به این روضه میآیند.لیلا خانم بانوی حسینی این خانه در سن ۸۴ سالگی و در سال ۱۴۰۰ با تمام عشقی که حضرت امام حسین( علیهالسلام) داشت به رحمت خدا رفت و دخترش وقتی میخواهد حرفهایش را ادامه دهد صدایش میلرزد.بغض میآید پشت گلویش و راه آمدن واژهها را سد میکند. سکوت میافتد لای کلمات و واژههایش و بریدهبریده میگوید: مادرم برای دیگران از پشم لحاف و تشک درست میکرد هر پولی که از این کار به دست میآورد برای مرثیه امام حسین( ع) جمع میکرد. میگفت این پولها به نیت مرثیه امام حسین(ع) برکت پیدا میکند. با آن پول برای روضه سال بعد مواردی که لازم بود میخرید.
سیده معصومه خانم هر چقدر از عشق، عطش و علاقه مادر برای روضه دردانه خلقت حرف میزند دلتنگیاش برای مادر جان بیشتر میشود. چشمهایش به اشک مینشیند لابهلای اشکهای دلتنگی مادرانهاش ادامه میدهد: یک سال شب اول محرم بود مادرم دلشوره گرفت "گفت خدایا امسال نتوانستم برای روضه حسینت چیزی تهیه کنم فردا اول ماه محرم است" باور نمیکنید بگویم این حرف به یکی دو ساعت نکشید آنقدر در خانه ما نذر و احسان آورده و گفتند به نیت ما این احسانها را فردا در مرثیه پخش کنید.اینها همه عنایت امام حسین( ع) است. این مرثیه و روضه را حضرت زهرا( س) خودش نظر لطف دارد. پذیرایی و غذا درستکردن برای ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر کار آسانی نیست. عنایت آن حضرت نباشد کارها بهخوبی پیش نمیرود.
روز عاشورا تا روز دوازدهم محرم در این روضه حسینی سفره ناهار باز میشود. سالهای اول احسان ناهار زرشکپلو یا قورمه سبزی بود. ولی چند سال است نذر قربانی میآورند و برای ناهار این سه روز آبگوشت درست میکنیم.البته آش مخصوص این منطقه که طرفداران خیلی زیادی هم دارد پای ثابت سفره ناهار این سه روز است. تعدادی از همسایه برای پاککردن سبزی آش میآیند و قبل از شروع روضه سبزی آش پاک میکنند. تعداد دیگری از خانمهای همسایه برای تمیزکردن نذر قربانی و پختن آبگوشت کمک می کنند.
آبگوشت دارد می سوزد
سیده معصومه خانم کمی دلش سبکتر شده و خاطرهای از مادر تعریف میکند که سالهای قبل مادر خودش آبگوشت ناهار روز عاشورا را میپخت.مادر تعریف میکرد شب آبگوشت را بار گذاشتم تا صبح خوب بپزد نمیدانم چطور شد چند ساعتی خوابم برد یک نفر مرا صدا زد بلند شو آبگوشت دارد میسوزد.هراسان از خواب پریدم ولی هیچکس در خانه بیدار نبود. دویدم سر دیگ آبگوشت دیدم آبش کم شده و اگر کمی دیرتر بیدار شده بودم گوشتها میسوخت و تمام زحمتم به هدر میرفت ولی عنایت امام حسین( ع) اجازه نداد.
عنایت پایان ناپذیر
یکبار هم یکی دو روز به اربعین مانده بود و مادرم از اینکه احسانی برای اربعین نداریم ناراحت بود. شب اربعین یک نفر در خانه ما را زد. مادر را صدا کرد "حاجخانم این گوسفند را آوردهایم قربانی کنید برای فردا که اربعین است آبگوشت بدهید" مادرم از خوشحالی گریه میکرد میگفت عنایت حضرت امام حسین( ع) تمامشدنی نیست.
او از بیمارانی حرف میزند که درِ این خانه حالشان خوب شده و از سال بعد خودشان به این روضه نذر و احسان میآورند.
راستی چرا بعد از فوت پدر و مادر عزیزتان همچنان این روضه خانگی را ادامه دادید؟ ما چهارخواهر و چهار برادر هستیم.پدرم در سال ۱۳۹۰ و مادرم ۱۰ سال بعد سال ۱۴۰۰ به رحمت خدا رفتند.پدرم به ما وصیت کرده بود تا جایی که میتوانید و امکان دارد اجازه ندهید صدای مرثیه امام حسین( ع) از این خانه قطع شود و آن را ادامه دهید همه ما خواهر و برادرها بعد از فوت آنها به عشق حضرت سیدالشهدا تصمیم گرفتیم پایکار امام حسین ( ع) بمانیم و امیدوارم خدا هم قبول کند و باعث رضایت امام حسین( ع) باشیم.
از او اجازه میگیرم تا به طبقه پایین بروم اینجا خانمهای حسینی مشغول پختن آش هستند. آش را هم میزنند و عطر صلوات همهجا را پر میکند. کمی آنطرفتر دیزیهای تکنفره آبگوشت روی اجاقگاز بزرگی بار گذاشته شده.
صدای عزاداری خانم مداح به گوش میرسد و خانمهای عزادار سینهزنی میکنند. کودکان هم در بالکن پذیرایی کنار همدیگر نشسته و همنوا با کودکان کربلا سینهزنی می کنند. مرثیه حضرت اباعبدالله با نثار سلام و صلوات و فاتحهای به روح شهدای کربلا به پایان میرسد.
کمکم سفرههای ناهار پهن میشود و عزاداران روزیخور سفره حسین( ع) میشوند و چه آرامشی دارد خانهای که صدای روضه حسین( ع) به گوش میرسد. روضههای خانگی حسینی با آن سوز و گدازش دل را میبرد به خیمههای سوزان کربلا، به سرزمین نینوا که سجاده امام حسین(ع) است و سر حسین(ع) با ۷۲ یار مظلومش بر سرِ نیزه میرود، در صحرای نینوا بال ملائک میسوزد و کائنات در سوگ خورشید به ماتم نشسته است.#روضه_خانگی#هیئت_های_حسینی#قراملک_تبریز#معصومه_درخشان 14:33 - 17 تیر 1404