دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

نقش «دست نامرئی» چین در ممانعت از نفت ۲۰۰ دلاریدر شرایطی که تهران و واشنگتن در حال مذاکره هستند، آینده قیمت‌های جهانی نفت به تصمیمات کشوری گره خورده است که در این مذاکرات غایب است.
گروه بین‌الملل دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ بیش از سه ماه از آغاز درگیری‌های نظامی و جنگ تحمیلی علیه ایران می‌گذرد؛ جنگی که یکی از پیامد‌های مستقیم آن، مسدود شدن تنگه هرمز و قطع دسترسی بازار‌های جهانی به بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت در روز بوده است. در روزهای نخست این بحران، پیش‌بینی می‌شد که قیمت نفت در سال جاری میلادی تا مرز ۲۰۰ دلار در هر بشکه جهش خواهد کرد و این شوک عظیم قیمتی، میخ آخر بر تابوت اقتصاد جهانی خواهد بود و فشارها را بر آمریکا افزایش خواهد داد.اما واقعیت بازار نفت، داستانی کاملاً متفاوت را روایت می‌کند؛ با وجود آنکه مجموع تلفات عرضه نفت در بازار‌های جهانی از مرز یک میلیارد بشکه فراتر رفته است، قیمت نفت خام نه تنها به ۲۰۰ دلار نرسیده، بلکه در محدوده‌ای نسبتاً باثبات و قابل کنترل باقی مانده است. در این میان، بسیاری از تحلیلگران مستقل و اندیشکده‌های انرژی، انگشت اتهام را به سوی یک بازیگر کلیدی نشانه رفته‌اند که با هوشمندی تمام، معادلات واشنگتن را برهم زده است: جمهوری خلق چین.چرا شوک ۱۴ درصدی، بازار را منفجر نکرد؟برای درک عمق فاجعه‌ای برای بازار نفت پیش‌بینی می‌شد و نحوه خنثی شدن آن، باید به داده‌های تاریخی و مقایسه‌ای رجوع کرد. روز دوشنبه گذشته، نفت برنت به عنوان شاخص مرجع جهانی، در سایه انتظارات فزاینده مبنی بر ازسرگیری تجارت عادی از تنگه هرمز، به زیر ۷۸ دلار در هر بشکه سقوط کرد. این در حالی است که نفت برنت در هفته‌های پیش از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، در کانال زیر ۷۰ دلار معامله می‌شد و در اوج تنش‌ها در اوایل ماه مه (اردیبهشت ماه)، سقف چهار ساله ۱۱۴ دلار را لمس کرده بود.
تحلیلگران بانک فرانسوی «سوسیته ژنرال» در یادداشت تحقیقاتی اخیر خود به یک پارادوکس بزرگ تاریخی اشاره کرده‌اند. آن‌ها درباره ساز و کار افزایش یا کاهش قیمت نفت می‌گوید: در جریان تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳، کاهش تنها ۷ درصدی از عرضه نفت خام جهانی، منجر به افزایش سرسام‌آور ۱۳۴ درصدی قیمت نفت شد؛ اما در جریان جنگ کنونی علیه ایران، با وجود آنکه درگیری‌ها ۱۴ درصد از عرضه جهانی نفت را تحت تأثیر قرار داده است، قیمت‌ها به هیچ وجه چنین جهشی را تجربه نکرده‌اند.این بانک سرمایه‌گذاری در ادامه، این تناقض ظاهری را به نقش بی‌بدیل چین نسبت داده و پکن را «دست نامرئی تعادل‌بخش بازار» نامیده است. چین توانسته است واردات نفت خام خود را روزانه حدود ۳ میلیون بشکه کاهش دهد؛ رقمی که به تنهایی تقریباً معادل کل تقاضای نفت خام کشور ژاپن است. این کاهش تقاضای چینی، مانند یک سپر دفاعی عمل کرده و از ایجاد وحشت خرید (Panic Buying) در بازار‌های جهانی جلوگیری نموده است.معماری انرژی پکن؛ از خرید نفت ارزان تا انبار کردن استراتژیک«دان والتر» تحلیلگر ارشد در اندیشکده انرژی «امبر»، در این زمینه می‌گوید: جمهوری خلق چین نقش بسیار حیاتی در اینجا ایفا کرده است تا این ضربه سنگین را برای بقیه کشور‌های آسیایی و در نتیجه برای کل اقتصاد جهانی تعدیل و جذب کند؛ اما این استراتژی یک‌شبه شکل نگرفته است.
«جانیو شاه» معاون بخش بازار‌های نفت در شرکت مشاوره انرژی «ریستاد»، پرده از راز این موفقیت برمی‌دارد. او توضیح می‌دهد: چین مدت‌ها قبل از آغاز جنگ، در حال ساخت و انباشت موجودی‌های پشتیبان نفت خام بود؛ این فرآیند به لطف دریافت محموله‌های ارزان‌قیمت و تخفیف‌دار نفت تحریمی از روسیه و ایران با سرعت و هزینه‌ای بسیار کمتر برای پکن تسهیل شد.نتیجه این دوراندیشی استراتژیک، ایجاد یک زرادخانه عظیم انرژی است؛ تحلیلگران برآورد می‌کنند که چین اکنون بیش از یک میلیارد بشکه نفت در ذخایر تجاری و استراتژیک خود در خشکی و روی آب دارد. پکن از ماه مه (همزمان با اوج‌گیری تنش‌ها و قطع بخشی از عرضه)، به طور هوشمندانه‌ای شروع به استفاده از این ذخایر کرد. شاه در این خصوص می‌افزاید: «چین در ماه‌های گذشته در حال ایجاد یک کف قیمتی برای بازار بود، اما امسال و با شروع بحران، این الگو معکوس شد و پکن با تزریق نفت از ذخایر خود، سقف قیمتی را شکست.محدودیت صادرات فرآورده؛ تیغ دو لبه‌ای که بازار را نجات دادیکی از ظریف‌ترین و در عین حال مؤثرترین اقدامات دولت چین در مدیریت این بحران، سیاست‌های داخلی در بخش پالایش و فرآورده‌های نفتی بوده است. پکن برای تضمین امنیت انرژی در داخل مرز‌های خود و جلوگیری از کمبود سوخت، صادرات فرآورده‌های تصفیه‌شده مانند گازوئیل و بنزین را به شدت محدود کرده است. این تصمیم روی کاغذ ممکن است یک اقدام صرفاً داخلی به نظر برسد، اما تأثیرات آن در بازار‌های جهانی زلزله‌ای به پا کرده است. وقتی جمهوری خلق چین صادرات فرآورده را محدود می‌کند، حاشیه سود پالایشگاه‌های چینی برای صادرات کاهش می‌یابد.
این پالایشگاه‌ها که اکنون با حاشیه سود پایین‌تری مواجه شده و از بازار‌های پرسود overseas (خارجی) قطع شده‌اند، انگیزه و توجیه اقتصادی خود را برای خرید نفت خام بیشتر از بازار جهانی از دست می‌دهند. در نتیجه، آنها خرید‌های خود را کاهش می‌دهند که این امر مستقیماً تقاضای جهانی برای نفت خام را پایین کشیده و فشار را از روی قیمت‌ها برمی‌دارد.برگ برنده نهایی چین در برابر تکانه‌های نفتیعلاوه بر اقدامات کوتاه‌مدت و میان‌مدت در حوزه ذخایر و پالایش، جمهوری خلق چین در حال بهره‌برداری از یک استراتژی بلندمدت و ساختاری است؛ گذار به انرژی‌های پاک. پکن در سال‌های اخیر با سرمایه‌گذاری تریلیون دلاری، زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر، نیروگاه‌های خورشیدی، بادی و به ویژه صنعت خودرو‌های برقی (EV) را به شدت توسعه داده است.افزایش چشمگیر سهم خودرو‌های برقی در ناوگان حمل‌ونقل جمهوری خلق چین، به معنای کاهش مستقیم و روزافزون تقاضا برای بنزین است؛ همچنین این تغییر پارادایم در الگوی مصرف سوخت چین، به پکن این امکان را داده است که در زمان بحران، بدون آنکه آسیب جدی به چرخه تولید و حمل‌ونقل داخلی‌اش وارد شود، مصرف نفت را جیره‌بندی کرده و واردات را کاهش دهد. در واقع، سرمایه‌گذاری‌های کلان چین در انرژی‌های پاک، اکنون به عنوان یک «بیمه نامه» عمل کرده و این کشور را در برابر باج‌گیری انرژی غرب مصون ساخته است.واشنگتن در تقاطع وابستگی به پکنغیبت جمهوری خلق چین در میز مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا، لایه پیچیده‌ای از ابهام و استیصال را به استراتژی واشنگتن اضافه کرده است.
اگرچه پکن کانال‌های دیپلماتیک خود را با هر دو طرف در تهران و واشنگتن حفظ کرده است، اما تمرکز اصلی آن بر تأمین آینده انرژی خود از طریق تنوع‌بخشی به منابع و مسیرهاست، نه دخالت مستقیم در جزئیات فنی مذاکرات تنگه هرمز؛ چرا که چین به خوبی می‌داند که بازگشایی تنگه هرمز به نفع ثبات بازار‌های جهانی است؛ اما همزمان از این اهرم برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت بلامنازع در مدیریت بحران‌های انرژی استفاده می‌کند.آمریکا که خود یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت در جهان است، به دلیل ظرفیت پالایشی محدود و وابستگی به فرآورده‌های وارداتی، به شدت به ثبات بازار‌های جهانی حساس است. جهش قیمت نفت می‌تواند تورم را در آمریکا شعله‌ور کرده و هزینه‌های سیاسی سنگینی را برای دولت بایدن و کنگره در پی داشته باشد. بنابراین، کاخ سفید در عمل برای کنترل تورم داخلی خود، به اقدامات خویشتن‌دارانه و مدیریت تقاضای چین وابسته شده است؛ یک چرخش استراتژیک که نشان‌دهنده افول هژمونی انرژی آمریکا و ظهور قطب جدید قدرت در شرق آسیا است.در حالی که مذاکرات فنی و دیپلماتیک برای بازگشایی دائمی تنگه هرمز ادامه دارد، ناظران بازار به دقت تحولات را رصد می‌کنند. آیا استراتژی ضربه‌گیری اقتصادی جمهوری خلق چین می‌تواند در صورت تداوم درگیری یا شکست مذاکرات، برای ماه‌های طولانی ادامه یابد؟سه سناریوی اصلی برای ماه‌های آینده
توافق و بازگشایی کامل تنگه هرمز؛ در صورت دستیابی به یک توافق پایدار و ازسرگیری جریان عادی ۱۱ میلیون بشکه نفت در روز، قیمت‌ها به سرعت به کانال زیر ۷۰ دلار بازخواهند گشت. در این شرایط، جمهوری خلق چین فرصت طلایی خواهد داشت تا با خرید نفت ارزان‌قیمت از ایران و روسیه، ذخایر استراتژیک یک میلیارد بشکه‌ای خود را مجدداً و با هزینه‌ای بسیار کمتر پر کند.تداوم وضعیت نیمه‌باز و مدیریت بحران؛ اگر مذاکرات به یک توافق موقت و شکننده منجر شود، چین احتمالاً به استفاده تدریجی و قطره‌چکانی از ذخایر خود ادامه خواهد داد. در این سناریو، پکن شتاب انتقال به انرژی‌های پاک را دوچندان کرده تا وابستگی ساختاری خود به نفت غرب آسیا را در بلندمدت به حداقل برساند. قیمت‌ها در این حالت در یک بازده نوسانی بین ۷۵ تا ۸۵ دلار تثبیت خواهد شد.شکست مذاکرات و تشدید درگیری؛ در بدبینانه‌ترین حالت، اگر تنگه هرمز برای ماه‌های طولانی مسدود بماند، حتی با وجود ذخایر عظیم چین، فشار بر بازار‌های جهانی افزایش خواهد یافت. با این حال، به دلیل تغییر ساختار بازار و کاهش وابستگی چین، قیمت‌ها هرگز به افسانه ۲۰۰ دلاری نخواهند رسید، اما نوسانات شدیدتری را تجربه خواهند کرد که می‌تواند رشد اقتصادی اروپا و آسیا را تهدید کند.پایان عصر تک‌قطبی انرژی نقش جمهوری خلق چین در بحران فعلی نفت، تنها یک مانور اقتصادی برای حفظ ثبات بازار نیست؛ بلکه بیانیه‌ای صریح از تغییر نظم نوین جهانی است. در حالی که چین در میز مذاکرات سیاسی حضور فیزیکی ندارد، اقدامات عملی و زیرساختی آن، تأثیری بسیار عمیق‌تر از هر توافق دیپلماتیکی بر تحولات بازار گذاشته است.
آینده قیمت‌های نفت و امنیت انرژی جهان، نه تنها به نتیجه مذاکرات آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، بلکه به شدت به تصمیمات پکن در مورد سطح واردات، نحوه مدیریت ذخایر استراتژیک و شتاب گذار انرژی بستگی دارد. در این معادله پیچیده و چندلایه، چین دیگر تنها یک «مصرف‌کننده بزرگ» نیست؛ بلکه به عنوان «تنظیم‌کننده غیررسمی و ضامن ثبات» بازار‌های انرژی جهانی ظهور کرده است.برای بازار‌های جهانی و به ویژه برای طراحان سیاست در واشنگتن، پیام اتفاقات سه ماهه اخیر جنگ تحمیلی رمضان کاملا واضح است؛ آمریکا نمی تواند با اهرم زور کشورها را تسلیم کند و آن ها را تحت کنترل خود درآورد. در دهه سوم قرن بیست و یکم، هیچ بحران انرژی‌ای، هیچ جنگی و هیچ تحریمی را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن متغیر چین تحلیل و مدیریت کرد. انتهای پیام/
09:13 - 6 تیر 1405

8973 بازدید