ریتم کُند زندگی سالمندان باید شنیده شود
سالمندی قرار نیست فصل پایانی باشد، شاید فقط شروعی دوباره است. آنجا که آدمی، با نگاهی روشنتر، تپش آرامتری را تجربه میکند.
گروه زندگی: صدای قدمهایش آرام بود. مثل ورق خوردن یک کتاب قدیمی که هر برگش قصهای دارد؛ قصهای از سالها زندگی، خنده، زخم، صبوری. روی نیمکت پارک نشسته بود، عصا را کنار دستش گذاشته بود و به برگهایی که از شاخهها جدا میشدند، خیره شده بود. پرسیدم: «پیری سخت نیست؟ این همه تغییر؟» با نگاهی که عمقش از حرفها بیشتر بود، گفت: «وقتی بدون جنگیدن با خودت بپذیریش، نه...سخت نیست.»همین جمله ساده، مرا برد به دل پرسشی عمیق که «چطور میشود سالمندی را نه با رنج بلکه با معنا زندگی کرد؟» با همین سوال سراغ «سید حسام میرکاظمی» رفتم؛ مشاور کوچ سازمانی و توسعه فردی که سالهاست با نگاه انسانی و واقعگرایانهاش برای زندگی در دورههای مختلف، نسخهای متفاوت ارائه میدهد.
لطفا سالمندی را بپذیرید
میرکاظمی با تامل شروع میکند. آرام، شمرده، اما دقیق: «در حوزه توسعه فردی ما روانشناسان از سالمندان میخواهیم که با ورود به این دوره از زندگیشان، آن را بپذیرند. یک سالمند باید این تصویر را در ذهنش شکل دهد که سالمندی هم بخشی از زندگی او میباشد و خاصیت انسان بودن و روند طبیعی سیر تکاملی و زندگی شامل این مرحله میباشد.»اینجا، حرفش نه تنها فنی است، بلکه سرشار از دعوتی آرام است: دعوت به پذیرش: «قبول کردن سالمندی و مهیا شدن برای آن، دریچه اصلی جهت روبهرو شدن زن و مرد سالمند با این موضوع است. ما در حوزه توسعه فردی به سالمندان توصیه میکنیم در ابتدا موضوع سالمندیشان را بپذیرند و در مرحله بعدی در مسیر باشند و از همه مهمتر اینکه ضمن زندگی در زمان حال، همچنان به آینده فکر کنند و برای خلق آن تلاش کنند.»
زیستن در سالمندی یا گرفتار شدن در آن؟
این بخش از گفتوگو، دقیقا همان جایی است که تفاوت میان زیستن در سالمندی و گرفتار شدن در سالمندی را آشکار میکند. میرکاظمی میگوید: «سالمندان با کاهش قدرت جسمیشان معمولا فضای متفاوتی را نسبت به دوران جوانی و میانسالی تجربه میکنند؛ همین تفاوت در نوع زندگی باعث میشود که سالمندان معمولا با اطرافیانشان تنش و حتی چالش داشته باشند و مدام بگویند که «حوصله ندارم»، «خستهام»، «سن من دیگه به این کارا نمیخوره»، «خودتون برید» و ته همه دیالوگهایشان این جمله است که: «دیگه از من گذشته!»خانم پروین، ۷۱ ساله و یکی از همان سالمندانی است که این جملات برایش ناآشنا نیست. میگوید: «همیشه کارای خونه با من بود. حالا که بازنشستهام و تو خونه موندم، حس میکنم انگار منو گذاشتن گوشه. میگن خستهای، ولی کسی نمیپرسه شاید من دلم میخواد هنوز به درد یه کاری بخورم.»میرکاظمی به همین نقطه دقیق اشاره دارد: «موضوعی که وجود دارد این است که افراد سالمند با ورود به این سن، توقعات جدیدی برایشان پیش میآید. مهمترینِ این توقعات این است که احترام برای آنها شکل خاصی پیدا میکند. دومین توقعشان این است که کارهایشان دیده شود. چرا؟ چون زمانی که جوان بودند در مرکز توجه قرار داشتند و الآن با ورود به دنیای میانسالی و کم شدن قدرتشان احساس میکنند که دیگر کارهایشان به چشم کسی نمیآید و مهم نیست. راهکار اطرافیان سالمند برای دور کردن این احساسات از آنها چیست؟ سالمند یک خانواده باید در اولویت باشد.»
در عمل به سالمند خانهمان اهمیت بدهیم
اینجا سخن از اولویت دادن به سالمند است، نه در حرف، بلکه در عمل. این اولویت یعنی شنیده شدن، دیده شدن، و مهمتر از همه، سنگین نکردن کولهبار زندگیاش. اما آن طرف ماجرا خطری هم پنهان است: «خطری که در این سن سالمند را تهدید میکند این است که به دنبال جمع کردن سرمایه میروند در صورتی که در توسعه فردی مبحثی داریم که میگوید برای یک فرد سالمند سلامت جسمیاش باید نسبت به فرایند مالی در اولویت باشد.»میرکاظمی ادامه میدهد: «البته این توجه به سلامت جسمی نباید حالت افراطی به خودش بگیرد و متاسفانه میبینیم که بعضی از سالمندان به عملهای زیبایی روی میآورند. ببینید ما عملهای زیبایی را نفی نمیکنیم اما اگر به شکل افراط گونه و خارج از آن مدار سنی انجام شود میتواند به ضرر سالمند باشد و حتی پذیرش این برهه از زندگی را برایش دشوارتر میکند.»و باز هم راهکار دارد. نه از جنس باید و نباید، بلکه یک پیشنهاد انسانی: «راهکار چیست؟ سالمند به جای سرمایهگذاری بیشتر به سمت خرج کردن ذخیره برود. اطرافیان هم باید با ندادن بار فکری و نینداختن غمهایشان روی دوش پدر و مادر سالمند و کم کردن توقعات مالی، فرصت لذت بردن از زندگی با اندوخته خودش را به او بدهند.»
میرکاظمی توجه به ریتم کند زندگی را برای سالمندان یک نکته طلایی میداند و معتقد است: «مسئله بعدی که دقت به آن را برای افراد سالمند لازم میدانم، ریتم کند زندگی است؛ دریچه سالمندی، آغاز همین ریتم کند زندگی است اما لزوما به این معنا نیست که کیفیت زندگی کاهش پیدا کند. شاید این کلمه، در وهله اول این منظور را به مخاطب منتقل کند اما واقعا اینطور نیست.»برای میرکاظمی، ریتم کند، نه یک مانع، که یک فرصت است: «برای خیلی از سالمندان، کاهش سرعت زندگی میتواند فرصتی برای تأمل بیشتر، تمرکز روی روابط عمیقتر، افزایش آگاهی ذهنی و لذت بردن از لحظات کوچک زندگی باشد؛ اینها مواردی است که شاید در دوران جوانی و میانسالی کمتر به آن بپردازیم اما سالمندانی که به این شکل از ریتم عادت میکنند، تجربهای تازه از معنا را لمس میکنند.»
ریتم کند زندگی چه فایدهای دارد؟
یاد چند سالمند میافتم که دور یک میز شطرنج جمع شده بودند و بلند بلند میخندیدند. حتی بلندتر و شادتر از جوانترهایی که گوشه نیمکتهای پارک توی خودشان مچاله شده بودند. رفتارشان برایم جالب بود. یعنی آنها این ریتم کند زندگی که میرکاظمی میگوید را پذیرفته بودند که اینقدر شاد بودند؟این مشاور کوچ سازمانی و توسعه فردی جواب میدهد: «سالمندان باید توجه کنند که آغاز ریتم کند زندگی میتواند به افزایش رضایت روانی، آرامش و پذیرش این برهه از زندگی کمک کند. البته این موضوع بستگی به نگرش سالمند و حمایت روانی و اجتماعی موجود دارد که هم جامعه و هم خانواده میتوانند آن را فراهم کنند. وقتی سالمند احساس آرامش و معنا در زندگی داشته باشد، ریتم کند زندگی برای او تبدیل به تجربهای مثبت و عمیق میشود.»
سالمندان چه کار کنند؟
میرکاظمی نسخه نهاییاش برای سالمندان را شفاف ارائه میدهد: «به سالمندان توصیه میشود که با پذیرش تغییر جسمانی و روانیشان در دوران سالمندی، بر حفظ فعالیتهای روزانه و پیدا کردن علاقهمندیهای جدید تمرکز کنند. حفظ ارتباط اجتماعی، یادگیری مداوم و توجه به سلامت جسمی و روانی برای سالمند از اهمیت ویژهای برخوردار است و نقش خانواده در این میان کلیدی است.به همین دلیل به خانوادهها توصیه میکنیم که ضمن احترام به استقلال سالمندان، آنها را در فعالیتهای مختلف تشویق کنند و همچنین شنونده خوبی باشند، فضای مشارکت فعال برایشان فراهم کنند، با آنها تعامل مثبت داشته باشند و حمایت را فراموش نکنند؛ این کارها باعث میشود که سالمند احساس رضایت و معنای زندگیاش را حفظ کند و به ریتم مناسبی از زندگی برسد.»
دست به گیرندههایتان نزنید
در پایان، میرکاظمی پیامی دارد، نه فقط برای سالمندان، بلکه برای همه نسلها: «جمعبندی حرف من به سالمندان این است که دست به گیرندههایتان نزنید، چون فضایی که شما دارید تجربه میکنید برای همه پیش میآید و لطفا در حالت مقایسه نروید؛ و از همه مهمتر اینکه ریتم کند زندگیتان را بپذیرید. من علاوه بر کسانی که وارد سالمندی میشوند به افراد جوانتر هم پیشنهاد میدهم وقتی وارد فضای میانسالی میشوند این موارد را تجربه کنند و خودشان را برای این شکل از زندگی، با قدرت مهیا کنند.»
سالمندی آغاز یک تجربه متفاوت
سالمندی قرار نیست فصل پایانی باشد، شاید فقط شروعی دوباره است. آنجا که آدمی، با نگاهی روشنتر، تپش آرامتری را تجربه میکند و شاید صدای عصایی که روی زمین کشیده میشود، تنها یادآور گذر عمر نباشد؛ بلکه ریتم زندگی باشد، در حالتی آرام، ژرف و انسانی ... .#روز_سالمند#پیر#پدربزرگ#مادربزرگ 14:24 - 9 مهر 1404