آیا ماندن در NPT هنوز فایده‌ای دارد؟
محسن بزرگی- وکیل دادگستری و پژوهشگر دکتری حقوق عمومی«رژیم جهانی عدم اشاعه هسته‌ای در خطر است و تحت شرایط فعلی می‌تواند فرو بپاشد.»این هشدار صریح رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، نه یک گزاره شعاری بلکه بازتاب واقعی بحرانی است که اکنون یکی از مهم‌ترین معاهدات امنیتی جهان را به لبه پرتگاه فروپاشی کشانده است.بامداد یکشنبه اول تیرماه ۱۴۰۴، سه سایت هسته‌ای اصلی ایران ـ نطنز، فردو و اصفهان ـ که تحت پادمان‌های جامع آژانس و در چارچوب معاهده عدم اشاعه (NPT) فعالیت می‌کردند، هدف حمله مستقیم بمب‌افکن‌های ایالات متحده قرار گرفتند. این حمله نظامی، نقطه عطفی بی‌سابقه است: برای نخستین بار، یک عضو رسمی و متعهد به NPT، به‌رغم نظارت‌های گسترده و گزارش‌های رسمی آژانس مبنی بر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌هایش، هدف بمباران قرار می‌گیرد.پرسش بنیادین امروز نه درباره نوع سلاح به کار رفته در این حمله است، نه در مورد عواقب احتمالی این حماقت؛ بلکه این سوال مطرح است که:وقتی عضویت در NPT نه‌تنها مصونیت نمی‌آورد، بلکه اسباب نظارت یک‌طرفه و تضعیف بازدارندگی ملی می‌شود، چه توجیهی برای استمرار این عضویت باقی می‌ماند؟معاهده عدم اشاعه در اصل بر سه پایه استوار است:۱. تعهد کشورها به عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای،۲. خلع سلاح کشورهای دارای این سلاح،۳. تضمین حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای برای اعضا.ایران در پنج دهه گذشته، صبورانه به این سه اصل پایبند بوده است؛ نه سلاح تولید کرده، نه تهدیدی برای دیگران بوده، و حتی در برابر فشارها، تحریم‌ها و ترور دانشمندانش، در چهارچوب آژانس حرکت کرده است. اما در مقابل با چه مواجه شده است؟
تحریم، ترور، خرابکاری، خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام، و اکنون حمله نظامی به تأسیسات تحت نظارت بین‌المللی.به‌روشنی باید گفت:عضویت ایران در NPT نه تنها امنیت فیزیکی تأسیسات صلح‌آمیز را تضمین نکرده بلکه خود این عضویت به تهدیدی علیه منافع ملی تبدیل شده است.ایران طبق ماده ۱۰ معاهده، این حق را دارد که اگر «منافع عالی کشور در معرض تهدید جدی قرار گیرد»، از معاهده خارج شود. امروز، نه فقط منافع، بلکه جان انسان‌ها، زیرساخت‌های ملی و اعتماد عمومی به ساختارهای حقوقی بین‌المللی در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.خروج از NPT نباید از سر هیجان یا انتقام‌جویی باشد؛ بلکه می‌تواند واکنشی حقوقی، حساب‌شده و مبتنی بر بندهای خود معاهده باشد. همان‌گونه که کره شمالی در سال ۲۰۰۳ از معاهده خارج شد و حقوق بین‌الملل نیز آن خروج را معتبر تلقی کرد، ایران نیز می‌تواند با استناد دقیق حقوقی، این مسیر را بررسی کند.دوراهی امروز ایران، دوراهی میان منطق و واقعیت است:اگر منطق حقوقی NPT دیگر در برابر واقعیت بی‌عدالتی و زورگویی قدرت‌ها کارایی ندارد، لذا زمان بازنگری جدی فرارسیده است. شاید اکنون پرسش درست این نباشد که «آیا ایران باید از NPT خارج شود؟»، بلکه این باشد که:آیا چیزی از آن رژیم حقوقی باقی مانده که ارزش ماندن داشته باشد؟
20:00 - 4 تیر 1404

441 بازدید