از حمله ریزپرنده‌ها تا ازدحام داوطلبان در ایست و بازرسی‌ها

سارا عرفانی عکاس و نویسنده درباره ایست و بازرسی‌ها روایت می‌کند که ترس از حمله ریزپرنده‌ها و انفجار صندوق عقب، برخی را دو قدم پس می‌راند، اما مردان ایست‌های بازرسی بعد از شهادت دوستانشان نهراسیدند و با لبخند و شوخی و غسل شهادت، پای کار ماندند تا امنیت شهر در روزهای جنگی حفظ شود.
گروه فرهنگ؛ در ایام جنگ تحمیلی سوم ریزپرنده‌ها به ایست و بازرسی‌ها هم حمله کردند اما آن‌ها که برای تأمین امنیت مردم و کشور از جان خود دست کشیده بودند، همچنان پای کار بودند. در ادامه روایت سارا عرفانی عکاس و نویسنده از این ایشت و بازرسی‌ها را می‌خوانیم؛زیاد ترسو نیستم، اما اعتراف می‌کنم هر بار که ماشینی را کنار می‌زدند و می‌خواستند در صندوق عقب باز شود، بی‌اختیار یکی دو قدم عقب می‌رفتم. اما آن مردها، با اینکه روزهای اول جنگ، چند ایست بازرسی هدف حمله قرار گرفته بود، باز هم پای کار ایستاده بودند که امنیت شهر در روزهای جنگی حفظ شود. یکی از آنها گفت: «چند روز پیش، ماشینی را نگه داشتیم که دو سرنشین خانم داشت. از ظاهرشان فکر می‌کردی همین الان راهی سفر زیارتی هستند اما وقتی ماشین و صندوق عقب را گشتیم قطعات چند اسلحه را پنهان کرده‌بودند که در مقصد آنها را سر هم کنند. یا یک بار دیگر به چند نفر مشکوک شدیم که برای حمل اسلحه مجوز داشتند اما وقتی دقت کردیم مجوزشان معتبر نبود و در واقع جعل شده بود.»دشمن، همان روزهای اول جنگ رمضان با ریزپرنده به چند ایست بازرسی حمله کرد و چند نفر شهید شدند. شاید به نظر می‌رسید که دیگر کسی داوطلب حضور در گروه‌های ایست بازرسی نباشد. اما بعد از آن اتفاق، درخواست‌ها برای حضور در تورهای ایست زیادتر شده بود.
از یکی از آنها پرسیدم: «بعد از آن اتفاق، نمی‌ترسید به شما هم حمله کنند؟» گفت: «بعد از آن ماجرا، اتفاق‌های تلخ دیگری هم افتاد. اما در چنین شرایطی ترس معنا ندارد. من حاضرم برای امنیت شهر و کشورم، جان بدهم.» و می‌دانم حرف تک‌تک‌شان اگر می‌پرسیدم، همین بود که اگر اینچنین نبود، سخاوتمندانه جان عزیزشان را برای حفظ امنیت سرزمینشان به میدان نمی‌آوردند.
این روزها، ایست بازرسی‌ها، فراتر از یک نقطه بازرسی، به نمادی از مقاومت و ایستادگی ملت در برابر سختی‌ها تبدیل شده‌اند. آنها نشان می‌دهند که جامعه، علیرغم فشارهای جنگ، اجازه نخواهد داد که ترس و ناامنی بر آن غلبه کند. این ایستادگی، الهام‌بخش دیگران و یادآور روحیه تسلیم‌ناپذیر مردم است.حواسم بود که هر از گاهی نیم‌نگاهی به آسمان می‌انداختند تا اگر پهپاد یا ریزپرنده‌ای نزدیک شد، آن را بزنند. نیم‌نگاهی هم به دور و بر اتوبان داشتند تا کسی از پشت ستون‌ها نزدیک نشود. پرسیدم: «به کسانی که فرمان ایست می‌دهید، ناراحت نمی‌شوند؟» گفت: «نه، وقتی با ادب و احترام با آنها رفتار کنیم ناراحت نمی‌شوند.» راست هم می‌گفت. تمام مدت لبخند به لب داشت و هر از گاهی با راننده‌ها شوخی می‌کرد و وقتی در صندوق را می‌بستند، به شانه‌شان می‌زد و صمیمانه بدرقه‌شان می‌کرد. یک بار هم دیدم رفته‌بود گوشه‌ای و سیگار می‌کشید. وقتی برگشت، پرسید: «از سیگار کشیدنم که عکس نگرفتید؟» خندیدم و گفتم: «نه، خیالتان راحت!»
گاهی بچه‌ها که از کنارشان رد می‌شدند با ذوق و شوق دست می‌بردند کنار پیشانی و سلام نظامی می‌دادند. گاهی هم بزرگترها که رد می‌شدند پرچم تکان می‌دادند و ادای احترام می‌کردند. حتی بعضی‌ها به من هم که دوربین به دست آنجا ایستاده بودم احترام نظامی می‌گذاشتند.
روی تابلوی ایست، چند شاخه گل بود. پرسیدم ماجرای گل‌ها چیست. گفتند هر روز چند نفر به ما گل می‌دهند. عده‌ای شله زرد و لقمه می‌آورند و بعضی‌ها در خانه‌هایشان غذا می‌پزند و در خیابان می‌چرخند و برای ایست بازرسی‌ها می‌برند.من فقط یکی دو ساعت کنار این مردان دلاور و مدافعان امنیت شهر ایستادم. عکس‌هایم را گرفتم. با آنها صحبت کردم و به خانه برگشتم. اما آنها هر روز و شب در سطح شهر، جایی که سایه‌ی جنگ روی سر شهر افتاده، برای امنیت مردم همین کشور، جان خود را کف دست می‌گیرند و به محل مأموریت خود می‌روند. شاید غسل شهادت می‌کنند و عزیزی را در خانه در آغوش می‌گیرند و حلالیت می‌طلبند. شاید برای همین است که هر بار از جلوی ایست رد می‌شوم، اشک در چشمهایم حلقه می‌زند و با تحسین نگاهشان می‌کنم و بی‌اختیار دستم کنار پیشانی می‌رود و اگر خجالت نمی‌کشیدم هر بار به تک‌تک‌شان خدا قوت می‌گفتم.
راستی تا یادم نرفته بگویم آن روز وقتی به خانه برگشتم، عکس ریزپرنده‌ای را در آسمان برایم فرستادند و گفتند بعد از رفتن من، بالای سرشان ظاهر شده که به طرفش شلیک کرده‌اند. مرگ به آن مردها، همینقدر نزدیک است و شجاعت، درست در همین لحظات معنای اصلی‌اش را به رخ می‌کشد.
09:15 - 16 آوریل 2026
فرهنگ

5 بازنشر13 واکنش
142٫2k بازدید




5 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌بورس ایران‌
@Burse9916 آوریل 2026
در پاسخ به
تصویر نمایه‌ی ‌بورس ایران‌
بورس ایران

@Burse99  •  4 جولای 2025

درخواست ایجاد صندوق خسارت برای سهامداران خرد بورس و انتقال مبلغ آنها
مطالبه

درخواست ایجاد صندوق خسارت برای سهامداران خرد بورس و انتقال مبلغ آنها

بر کسی پوشیده نیست که در این ۵ سال تالار شیشه ای بورس تاریک ترین سال‌های خودش را به همه نشان داد. بیانیه ریسکی دادند و موجی از تخلفات و سوءاستفاده‌ها از سهامداران بینوا شروع کردند و به آن رنگ و لعاب قانونی دادند. از دولتی ها تا خصولتی‌ها و ارگان های ناظر بورسی و غیر بورسی. سازمان‌های ناظر، چه بورسی و چه قضایی، در قبال این روند سکوت اختیار کردند. سوال اینجاست: پلیس فتا در این پنج سال کجا بود؟ قوه قضاییه و دادستانی در مقابل این حجم از اغفال عمومی چه نقشی ایفا کردند؟ چرا مدیران و مسئولان ارشد بازار سرمایه، بانک مرکزی، شورای عالی بورس، و وزرا نسبت به این وضعیت واکنشی مؤثر نشان ندادند؟ جای خالی پاسخگویی همچنان احساس می‌شود. پلیس فتا در این ۵ سال کجا بوده و هست مگر وظیفه ای جز این دارد که مجرمان اینترنتی را گرفته و قوه قضائیه کجا بود و دادستانی و کلا ناشران و مدیران بورس و وزرا و بانک مرکزی و روسای سازمان عریض و طویل بورس و شورای عالی بورس کجا بودند و همه با خوشحالی مدیران بعدی را آوردند که می‌دانید چه کردند! مدیران و مسوولانی که قوانین و ابزار و ساختار را طوری با دقت و با هماهنگی هم قرار دادند تا مردم دارایی حلال سال‌ها تلاششان از بین برود. حمایت ها در منفی‌ترین حالت! گویا حتی اتفاقات سیاسی و حرفهای سیاسیون با بورس در هماهنگی کامل هست! شما هر خرید و کاری می‌کنید ریسک دارد و پلیس و قوه قصاییه و دیگر ارکان مراقب هستند ولی چه شد که در بورس جز پولشویی و کد به کد و صف خرید و فروش و ایجاد صف های کاذب برای اغفال کار دیگری انجام نشد. آینه تمام قد از وضعیت اقتصاد وکشور در بورس نشان داده شد. عادی انگاری هر سقوط و بدون اطلاع گذاشتن مردم و سهامدار خرد از اخبار مهم تاثیر گذار و جمع کردن در صف فروش و به یکباره صف خرید کردن نمادهای نور چشمی و شاخص‌ساز بدون اینکه کسی بتواند واردش شود جز رانتی ها و نزدیکان. یکبار برای همیشه خسارت سهامدار را که به راحتی قابل محاسبه هست را بدهید و اجازه ورود مردم خرد را دیگر به این کوره پول حلال سوزی راه ندهید. و حساب کسانی را هم که با صف فروش کردن‌ها و عرضه اولیه ها و نمادهای کاغذی پول بر پولشان اضافه کردند را بسته و مبلغ همراه با خسارت و تورم او را محاسبه و به قدرت خرید سهامداران خرد در کارگزاری هایشان واریز نمایید. خوشبختانه یا متاسفانه عمر کوتاه هست! و خیلی زود دیر میشود. نمادهای بورسی با ایجاد ظاهری گمراه کننده از روند معاملات اوراق بهادار یا کالا یا ایجاد قیمتهای کاذب و یا اغوای اشخاص به انجام معاملات اوراق بهادار یا کالا (بند 3 ماده 46 قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران و ماده 10 قانون توسعه ابزارها و نهادهای مالی جدید) اقدامی خلاف کردند. متاسفانه ناشران، ناظران ،شورای عالی بورس،رئیس جمهور و وزرا و روسای بورس و تمام ارگان های ذینفع باید مورد رسیدگی قرار گیرند. درخواست دارم در بالاترین سطوح این اقدام شود شک نکنید اعتماد مردم دوباره به سمت شما بر خواهد گشت.تعداد سهامداران بورسی به قدری هست که در تحول کشور عزیزمان ایران نقش سازنده ای داشته باشند و پشت مسوولانی که پشتشان ایستادند بایستند. کسانی که کنار ایستادند و می‌دانند و کاری نمی‌کنند هم بدون شک شریک این تخلف خواهند بود. به امید فردایی بهتر از دیروز و امروز یاحق

پلیس فتا، مرکز تشخیص و پیشگیری از جرائم سایبری پلیس فتا ناجا، دادستانی کل کشور، مجلس و قوه قضائیه، رئیس جمهور، شورای عالی بورس، سازمان بسیج، ناظر بورس، وزیر اقتصاد و دارایی

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول

@user170910006446791375616 آوریل 2026
در پاسخ به
عزیزان ایست و بازرسی! سلام و درود ما نثار دست های شما، و دعای ما بدرقه قدم‌های شما، ما را هم دعا کنید!

تصویر نمایه‌ی ‌Amir‌
@SF202516 آوریل 2026
در پاسخ به
با این تجهیزات حفاظتی معلومه با یه ترقه هم زود آسیب میبینن چه برسه چیزایه دیگه!!

@user170910128866590209316 آوریل 2026
در پاسخ به
😭😭😭😭😓😓😓😓