اوضاع سیاسی ایران در آغاز جنگ/موضع ملی‌گراها و لیبرال‌ها درباره جنگ چه بود؟

منظور از ملی‌گراها و لیبرال‌ها، جریان‌ها و گروه‌های سیاسی‌ای بودند که با وجود مخالفت با رژیم شاه، بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی چندان دلِ ‌خوشی از اسلامی بودن حکومت نداشتند.
به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، هنوز مدت زیادی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که زمزمه تشنج ها و خرابکاری های ضد انقلاب در غرب کشور به گوش رسید و عده ای از رزمندگان برای مقابله با آنان عازم شهرهای غربی کشور شدند. در همین گیر و دار خبر رسید دیکتاتور منطقه یعنی صدام حسین نیز به پشتوانه ابرقدرت های جهانی قصد دست درازی بر خاک کشورمان را دارد و هم زمان با آغاز سال تحصیلی سال 59 جنگ تحمیلی از سوی عراق آغاز شد. اما حالا فقط مشکل جنگیدن با دشمن بیگانه مسأله اصلی نبود بلکه در دخل نیز دست هایی از پشت پرده به دشمن یاری می رساند و با سنگ اندازی در کار امورات دفاع سعی در تضعیف قوای اسلام داشتند. در کتاب «جنگ ایران و عراق؛ پرسش‌ها و پاسخ‌ها» به صورت اجمالی زوایای مختلفی از این جنگ نابرابر را مورد بررسی قرار داده و در رابطه با اوضاع سیاسی آن ایام در کشور می‌نویسد:اوضاع سیاسی ایران در آغاز جنگ، در سال 1359 چگونه بود؟با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 و روی کار آمدن دولت موقت، تلاش در جهت جایگزین کردن نظم جدید آغاز شد. اما اوضاع سیاسی ایران همچنان بی‌ثبات بود.
از یک‌ طرف سلطنت‌طلب‌ها و نیروهای امنیتی و نظامی به‌جامانده از رژیم شاهنشاهی، به مخالفت با نظام انقلابی می‌پرداختند و از طرف دیگر، برخی گروه‌های سیاسی با تحریک و کمک بیگانگان، در مناطق مرزی به اختلافات داخلی دامن زده و خواهان تجزیه ایران بودند و برخی نظیر کمونیست‌ها، جبهه ملی، حزب خلق مسلمان و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) خواهان براندازی نظام تازه‌ تأسیس بودند از سوی دیگر، اختلافات دولت موقت با نیروهای خط امام به‌ تدریج تشدید می‌شد تا آنکه سرانجام اشغال سفارت آمریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام، در 13 آبان 1358، باعث سقوط دولت موقت شد.با سقوط دولت موقت، شورای انقلاب به فرمان امام خمینی زمام امور را در دست گرفت. از جمله اقدامات شورای انقلاب در این دوره، اجرای همه‌ پرسی عمومی و تصویب قانون اساسی، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. اولین رئیس‌جمهور ایران در 8 بهمن 1358 انتخاب شد و با شروع به کار مجلس شورای اسلامی در تیر 1359 زمینه برای تشکیل هیأت دولت فراهم گردید.مجلس اول، در تابستان 1359، با دو موضوع اساسی روبه‌رو بود: یکی چگونگی حل مسئله گروگان‌ها و دیگری رأی اعتماد به نخست‌وزیر و کابینه، در مورد گروگان‌ها، لیبرال‌ها مانند گذشته، آن را موجب خدشه‌دار شدن هویت انقلاب و کشور و مغایر با حقوق بین‌الملل می‌دانستند. درحالی‌ که پیروان خط امام در این مورد مخالف هرگونه مذاکره‌ای بودند.
این موضع‌گیری‌ها آغاز تحول در سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران بود، به‌ طوری‌ که برخی معتقدند یکی از علل اساسی و زمینه‌ساز اقدام آمریکا در تحمیل جنگ به ایران به شمار می‌رودانتخاب نخست‌وزیر از جمله مسائلی بود که کشمکش نیروهای خط امام با لیبرال‌ها را تشدید کرد. رئیس‌جمهور وقت، ابوالحسن بنی‌صدر و مجلس شورای اسلامی مدت‌ها برای انتخاب نخست‌وزیر اختلاف داشتند. مجلس به نخست‌وزیر پیشنهادی وی رأی اعتماد نمی‌داد تا در نهایت محمدعلی رجایی فرد مورد حمایت حزب جمهوری اسلامی از طرف رئیس‌جمهور به مجلس معرفی شد. مجلس شورای اسلامی نیز در 20 مرداد 1359 به آقای رجایی رأی اعتماد داد، اما کارشکنی رئیس‌جمهور در معرفی وزیران، پیشرفت کار دولت را با وقفه و مشکل مواجه ساخت. این مشکلات علاوه بر دامن زدن به اختلافات داخلی، باعث کندی کار دولت می‌شد که این مسئله نیز به‌ عنوان یکی از عواملِ اصلیِ تصورِ غلط صدام از اوضاع داخلی ایران و ترغیب وی به تسریع در شروع جنگ علیه ایران، قلمداد شده است.*ملی‌گراها و لیبرال‌ها درباره جنگ چه موضعی داشتند؟در ابتدا باید گفت منظور از ملی‌گراها و لیبرال‌ها، جریان‌ها و گروه‌های سیاسی‌ای بودند که باوجود مخالفت با رژیم شاه، بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی چندان دلِ ‌خوشی از اسلامی بودن حکومت نداشتند. آنها معتقد به جدایی دین از سیاست و در صدد استقرار یک نظام سیاسی غربی بودند و بر همین اساس در بسیاری از زمینه‌ها چه قبل از شروع جنگ و چه بعد از آن با نیروهای خط امام اختلاف‌ نظر داشتند.
به‌ طور کلی لیبرال‌ها به رهبری بنی‌صدر که در مسند ریاست جمهوری نیز قرار داشت، در ابتدا قصد داشتند با تسلط بر ساختار سیاسی و نظامی کشور، حاکمیت خود را تثبیت نمایند اما عدم تطابق دیدگاه‌های آنان با شرایط انقلابی حاکم بر ایران، موجب به وجود آمدن دو مسئله شد، این دو مسئله یکی بن‌بست نظامی در جبهه‌ها و دیگری بی‌ثباتی سیاسی در صحنه داخلی کشور بود. بن‌بست نظامی در جبهه‌ها که بر اثر شکست استراتژی نظامی آنان حاصل شده بود، عواقب خطرناکی را برای منافع ملی کشور به دنبال داشت. علت شکست تفکر نظامی لیبرال‌ها، پیروی از اندیشه نظامی کلاسیک بود که با توجه به وضعیت نیروهای مسلح کشور از نظر تجهیزات و نفرات در آن روزها، غلبه بر ارتش عراق و آزادسازی سرزمین‌های اشغالی را غیرممکن می‌دانستند. در این استراتژی، نیروهای انقلابی که در عرصه نظامی، سپاه و بسیج شاخص آن بودند، تحت عنوان نداشتن تخصص، از ایفای نقش کلیدی در عرصه تصمیم‌گیری و اجرا محروم بودند. علاوه‌بر آن لیبرال‌ها با ایجاد اختلاف با نیروهای پیرو خط امام، موجبات بی‌ثباتی نظام سیاسی ایران را فراهم ساختند که به‌طور غیرمستقیم در تشویق عراق در حمله به ایران پیروزی‌های اولیه ارتش عراق، مؤثر بود.انتهای پیام/ب.
فتنه
فتنه
10:36 - 24 شهریور 1395

0 بازدید