شاعری که خدا را خطرناک می‌داند

«منتخبی از شعرهای شاد ...» با تمِ اصلی اعتراض و نگاهی شبه‌فمینیستی به مسأله‌ زن و ارتباط مرد و زن است. اما تصویر تلخ و نا‌امیدانه‌ شاعر از «زن» نشان می‌دهد حتی نمی‌توان او را شاعری مدافع حقوق زنان و با گرایشات فمینیستی دانست!
خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ادبیات: کتاب «منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یادگاری»، مجموعه شعرهای فاطمه اختصاری است.این شاعر از شاعران فعال در جریان غزل پست مدرن و از نوچه‌های سیدمهدی موسوی است. سید مهدی موسوی شاعر شعرهای خواننده هتاک شاهین نجفی است و فاطمه اختصاری هم به صراحت خود را شاگرد موسوی می‌داند و اگر محتوای تفکری زنانه را در قالب فکریِ موسوی بریزیم، اختصاری تولید می‌شود. اختصاری حتی وقتی تضمین هم می‌کند، ابیات یکی از غزل‌های موسوی را تضمین می‌کند.(ص87 کتاب)کتاب «منتخبی از شعرهای شاد...» را که نشر نیماژ در سال جاری به بازار کتاب فرستاده، مجموعه‌ای از شعرهای اختصاری در قالب‌های غزل، غزلواره، مسمط، سپید و... با تمِ اصلی اعتراض است که بیشتر شعرها نگاهی و شبه فمنیستی به مسأله‌ی زن بودن و ارتباط مرد و زن دارد. اما تصویر تلخ، سیاه و نا‌امیدانه‌ای که شاعر از «زن» نشان می‌دهد، طوری همه چیز را به بن‌بست می‌رساند که حتی نمی‌توان او را شاعری مدافع حقوق زنان و با گرایشات فمینیستی دانست!به طور کلی شاعران زن، به مقوله‌ی جنسیت حساس‌تر هستند و دفاتر اشعارشان آکنده از شعرهایی است که به زن بودن، موقعیت وجودیِ خاص جنس مؤنث، تقابل جنسیتی با مرد، مادر بودن و احساس مادرانه، تبعیض جنسیتی در جوامع، حیا و عفت و حجاب و مواردی از این قبیل می‌پردازند، اما مخاطبِِ زن در مقابل شعرهای این دفتر چیزی جز سرخوردگی، احساس حقارت، افسردگی، پوچی و نا امیدی نصیبش نخواهد شد.
درست به همین دلیل شاعر مورد بحث ما را حتی فمنیست هم نمی‌توان خواند نه در موج اول، نه موج دوم و نه موج سوم هیچ نویسنده‌ای بعد از اعتراض و ذکر شرایط سخت و تبعیض آمیزِ زنان، آن‌ها را بدون امید و آرمان در یأس و پوچی رها نمی‌کند.در این کتاب شاهد مثال‌ها زیاد هستند، که تنها دو شعر را مرور می‌کنیم. در شعر 73:یک روز داغ از تو میانِ مغز من که...صابون زدن به دست‌هایی بچه‌گانهدل خوش شدن به روسری و پنس و شانهمثل عروسک توی آغوش عروسکخوابیدنِ هر ظهر در گرمای خانهاز خانه رفتن به مغازه یا ادارهدنبال چیزی در جهانِ تکه پارهرفتن فقط رفتن فقط رفتن فقط رفـتن/ها به جای قبل برگشتن دوباره...از خانه رفتن به اداره یا مغازهدنبال پیدا کردنِ یک راه تازهاز خانه در رفتن پس از یک عصر دلگیردر کوچه‌ها دنبال اسمی بی اجازهصابون زدن به رخت‌های چرکِ یک مردبا حرص چنگ انداختن به «زود برگرد»!هر لحظه ور رفتن به خود به زندگی به...با بی اهمیت‌ترین موجود خونسرداز دست رفتن با تلاشی ناشیانهآهسته افتادن ته عطری زنانهو بعد بودن، بعد بودن، بعدِ بودنآهسته یخ بستن میان سردخانهسرگیجه‌های ماندنی‌تر زیر پنکه(ص155)شعر با یک نیم‌بیت که نیم‌بیت دیگرش پایانِ شعر است، شروع می‌شود. در بند اول دختربچه‌ای با دل مشغولی‌های کودکانه‌اش تصویر می‌شود. این دختر در بند دوم به سنین جوانی می‌رسد. جوانی‌ای که تنها یک دور باطل و سرگردانی است در بند سوم به «راه تازه» ای منتهی می‌شود که ازدواج با یک مرد است.
مردِ بند چهارمِ شعر، مردی بی‌محبت و «خونسرد» است که تنها اوامر و دستوراتش (زود برگرد) برای زن می‌ماند زنِ نا امید در پیش روی خود در بند پنجم تنها «سردخانه» را می‌بیند.در شعر 16 این دفتر نیز زن را این‌گونه می‌یابیم:ـ«دست من را بگیر!» می‌گیرماین همان دست بود؟! خب باشدباز امشب زنی کتک خوردهروی مغزم اسید می‌پاشدهمه در حال تجزیه شدنندخاطرات نوازش و آغوشدیدن فیلم، دست در دستتبرق را می‌کند کسی خاموشبعد تاریک می‌شود صحنهبعد تنها صدای جیغ زن استگریه کن گریه کن بلند بلندسینما نیست، زندگیِِ من استجای سیلی است یا که بوسه‌ی توگونه‌هایم هنوز می‌سوزدلب این شعر را پر از تردیدیک نفر در سکوت می‌دوزدچشم‌هایم هنوز خیره به سقفبالشم مثل ساحل خزر استتوی خوابم زنی‌ست که امشبچمدان بسته راهی سفر استموج بر روی موج می‌لغزدباز هم موقع هماغوشی‌ست-«دست من را بگیر!» می‌گیرمروبرو درّه‌ی فراموشی‌ست(ص40و41)این شعر متشکل از پاساژهای تصویری میان دو حالتِ متصوّر برای یک زن است: زنی در حال هماغوشی و زنی در حال کتک خوردن. این شعر به صورت کپسولی نگرشِ اختصاری را به زن نشان می‌دهد و نیاز به حرفی زیاده بر این نمی‌گذارد.تصویری که اختصاری از عشق، زن و مرد و خانواده ارائه می‌دهد، شدیداً مضطرب، خشن و آشفته‌ است.
مثلاً در شعر شماره27 عشق و محبت بین زن و مرد به «افراطِ دوست داشتنِ بی حد» و «یک ارتباط پرهیجان» و بعد میل جنسی تقلیل داده می‌شود و بعد از آن تنها جدایی می‌ماند:هم معنیِ شکستن یک عشق استعشقی که ساختار زبان بودهافراطِ دوست داشتن بی حدیک ارتباط پرهیجان بودهمثل فرشته‌ خانمِ گیجی کهدر دست‌های مرد جوان بودهخوابیده‌اند یک شب و بعد از آن..عشقی که در مکان و زمان بودهدر بغض جاده رو به دو تا مقصدتنهاییِ دو تا چمدان بوده(ص61)در ادامه‌ی همین شعر زندگی برای زن به «شک» و «ترس» و «خودکشی» منتهی می‌شود:با ترس، خانه ساختی و چیدیآهسته، آجر آجرِ شک‌ها را...از ترسِ خاک کردنِ یک بچهاز ترسِ قرص‌های جلوگیریاز ترسِ توی کوچه خیابان‌هااز ترسِ ترسِ با همه درگیری!...و تیغ توی وانِ پر از خونتو زنده‌ای و در بغلِ مردی...(ص62-63)بگذریم که «خاک کردنِ یک بچه» و « قرص‌های جلوگیری» در این فضا به عمل شومِ «سقط جنین» اشاره‌ دارند.
در شعر اختصاری تصاویر خشن خمیرمایه‌ی بیانِ محتوای «خشونت آمیز» افکارش شده، و این حس را به مخاطب نیز القا می‌کند:و نیمه‌شب به آرامی سعی کرده استبا میخ چشم‌های خودش را درآورد(ص65)**خدا خطرناک است!نا امیدی و بی‌ایمانی هم از عناصر جدایی ناپذیرِ شعرهای این کتاب است:دلداری‌ام نده ته خط هستیمیک ذرّه هم امید خطرناک استدنیا جهنم است، خدا حتیایمان بیاورید خطرناک است(ص39)علاوه بر این‌ها مواجهه‌ی مرد و زن در شعر اختصاری دچار بی‌پرواییِ  ابتذال در تصاویر و توصیفات می‌شود:آمد کنارم و همه جا غم بودتنها پناه کنج اتاقم بودچیزی که زیر پوست داغم بوداز روی پیرهن به تنم چسباندگفتم عقب بایست! نمی‌خواهم!من مثل درّه‌ای ته این راهمما هیچ‌وقت، هیچ کجا با هم..
با بوسه‌هاش بست دهانم را(ص66)به فیلم دیدنِ در صحنه‌ی هماغوشیبه اینکه صبح کنارم لباس می‌پوشی(ص43)من گریه می‌کردم عذابی را که در من بودآورد روی تخت گرمای جهنم راباید ببینی سوختن از عشق یعنی چه!!وقتی نوازش می‌کنم موهای مَردم رامردی که از خواب بدِ بد پاشدم پیششبوی تنم را می‌دهد لب‌ها و ته ریشش(ص120)**قباحتی بی‌سابقه در مورد وطندر شعر31 که شعری سیاسی-اعتراضی است، شاعر برای سرزمینش از استعاره‌ی «مادر» استفاده می‌کند، این استعاره قبلاً هم در شعر فارسی استفاده شده بود، امّا هیچ کس تا به حال چنین قباحتی از آن نساخته که اختصاری ساخته:بفهم! زندگی‌ات حاصل تجاوز بوددمارِ مادر این سرزمین درآمده است!بغل بگیر تنِ گرم و خیس مادر رااگرچه بوی کپک مانده لای پستان‌هاشبغل بگیرش و گم شو که چشم‌های کسیمدام خیره شده در کشاکشِ ران‌هاشفرار کن همه‌ی سال‌های عمرت رافرار.. تا تهِ بن‌بستیِ خیابان‌هاش(ص69)شعر سیاسیِ این دفتر به همین مورد ختم نمی‌شود و در چند مورد اشاره به حوادث فتنه‌ی 88 شده است. در شعر 7 وقتی با تهران وداع می‌کند:من روزهای خونی و پر التهاب رامن سطل‌های سوخته‌ی انقلاب رابر سنگ‌فرش کهنه بساط کتاب رابوسیدم و برای شما جا گذاشتم(ص21)به بادبادک سبزی گره زدم خود راکه تکّه تکه غمم را به آسمان ببردرها...رها شود از دست میله‌های زمینبرای دنیا آزادی بیان ببرد(ص159)**تمسخر دفاع مقدس!شاعر مورد بحث ما آن‌جا که به دغدغه‌ها و آرمان‌های مردم سرزمینش می‌رسد هم کاری جز ویرانی و پاشیدنِ بذر ابهام و تردید و تمسخر نمی‌کند.
مثلاً در شعر 8 برخورد شاعر با «دفاع مقدس» برخوردی پر از ابهام است که چراییِ ایثار و رشادتِ شهدای عظیم الشان‌مان را زیر سؤال می‌برد:از اسم کوچه تا عملیات آخرتاز روزهای گم‌شده در پشت پیکرتاز آخرین تماس تو با روزگار مناز دردِ بعدِ گریه‌ی بی اختیارِ منیک بچه مانده، مثل سؤالی پر از سؤالکه هی بزرگ می‌شود از بعد «هشت سال»(ص23)پدیده‌های نوظهوری هم در شعرهای این دفتر پیدا می‌شوند
«شوهر فیسبوکی» یکی ازین موجودات است که شاعر در شعر 117 با او درد دل می‌کند:پشت صدها هزار سیم لجوجاعتمادی به پوکی‌ام هستیمی‌نشینم جلوی کامپیوترشوهر فیس‌بوکی‌ام هستی(ص117)**من یک مازوخیست جنسی هستم!شاهکارِِ دیگر اختصاری حمایتی است که در شعر شماره‌ی 68 از دگرباش‌های جنسی به عمل می‌آورد! او رفتار جنسی سادیستی-مازوخیستی را نه یک انحراف که فقط یک گونه‌ی دیگر از رفتار معرفی می‌کند:درست نیست، غلط نیست، عشقِِ عادی نیستشبیه هرچه که قبلاً اجازه دادی نیستمرا بگیر و ببند و شکنجه کن بزن وببوس، واقعاً این خواهش زیادی نیستکبود می‌شود از ضربه‌ها تمام تنمبه عشق می‌کشمت درد زیرِ پیرهنماجازه‌ام نده از صندلی تکان بخورماگر تکان بخورم بیش بیشتر بزنمدرست نیست ولی واقعاً درستش چیست؟بفهم راضی‌ام از درد، این منِ مازوخیستبفهم خسته‌ام از خط کشیِ مبهم‌هابه زور جا شدنم بین جمع آدم‌هادرست نیست غلط نیست عشقِ عادی نیستبفهم مثلِ توام خواهش زیادی نیست(ص143-144)مواردی که به اختصار درباره‌ی شعر اختصاری در این گزارش آمد، پرکاهی است در مقابل انبوهی از شعرهای پر از ایراد این شاعر و تو خود حدیث مفصّل بخوان ازین مجمل!انتهای پیام/و
کتاب منتخبی از شعرهای شاد به همراه چند عکس یادگاری
12:42 - 14 اسفند 1394

0 بازدید