جماعت نویسنده باری به هر جهت که میخواهند باشند
خبرگزاری فارس: نویسندهای که بخواهد تولیدش فقط به صحنه رود و بابتش پول دریافت کند، هیچگاه از پس تولید درست بر نخواهد آمد. مشکل اساسی ما هم در حال حاضر بودن جماعتی باری به هر جهت هست که دوست دارند باشند.
اینکه احساس شده است که نقطه ضعف تئاتر ما کمبود متون نمایشی در خور تامل است، این درک درستی از یک وضعیت است. با آنکه ما همواره نمایشنامهنویسان در خوری داشتهایم، اما چون تعداد این افراد خیلی کم بوده و آنان نیز بیش از یک حد مشخص توانایی تولید اثر را ندارند، این باعث شده که ما همواره از کمبود متون رنج ببریم.
این کمبود و نبود متون هم خود دلایل متعددی دارد. شاید بخشی به وضعیت فرهنگی ما و وارداتی بودن این هنر برگردد. البته هنر سینما هم وارداتی است اما با آنکه پیشینه کمتری نسبت به تئاتر دارد، در تولید آثار در خور تامل شاید یک گام به جلو باشد. بنابراین وضعیت اقتصادی حاکم بر تئاتر نیز در جذب نیروهای فعال موثر است. هنرمندی که در سینما و تلویزیون با حداقل استعداد و درخشش تامین مالی است، دیگر نیازی نمیبیند خود را درگیر وضعیت نابسامان اقتصادی تئاتر گرداند. حالا چه انتظاری است که نویسندگان درخشان و با استعداد والا در تئاتر حضور داشته باشند؟ البته همین جمع اندکی که برای تئاتر مینویسند، واقعا دلشان برای تئاتر میتپد، اما اینان نیز تا حدی با عشق و علاقه حاضر به ماندن در تئاتر میشوند بالاخره چرخ اقتصادی باید بچرخد تا بتوانند در این فضا حضور فعالتر داشته باشند. برنامهریزیهای کلان فرهنگی نیز در ایجاد فضای سالم تئاتری و به دنبال آن ایجاد انگیزه برای تولیدات برتر تاثیرگذار بوده است. در عین حال انگیزههای فردی نیز در به ثمر رساندن تولیدات قابل تامل نقش داشته است. یعنی نویسندهای که بخواهد باری به هر جهت باشد و تولیدش فقط به صحنه رود و بابتاش پول دریافت کند، هیچگاه از پس تولید درست بر نخواهد آمد. برای آنکه تولید برتر نیاز به پیشنیازهایی دارد که اگر از آن نویسندهای تهی باشد تحت هیچ شرایطی از پس آن بر نخواهد آمد. مشکل اساسی ما هم در حال حاضر بودن جماعتی باری به هر جهت هست که دوست دارند باشند.
حالا در هر کجا و به هر شکلی که برایشان تعریف میشود اما اینکه راه و رسم تولید اثر هنری و فرهنگی والا و متعالی نیست. باید این تعالی در فرد فرد نمایشنامهنویسان ما اتفاق افتاده باشد. یعنی آنان به لحاظ روحی و روانی به آن نقاط برجسته رسیده باشند که بتوانند نسبت به مسائل پیرامون خود اظهار نظری مشخص داشته باشند. مطمئنا تکنیک و فن خیلی زود در دسترس قرار میگیرد اما آنچه باید در آن پر شود، نیاز به مکاشفه دارد که این مهم خیلی کم اتفاق میافتد. آموزش در دانشکدههای تئاتری نیز عموما با استاندارهای آموزشی برابری نمیکند و این خود عاملی است که از دانشکدهها خروجی کمتری داشته باشیم. برای همین آموزش هم یکی از آن نکاتی است که نظم موجود را بر هم خواهد ریخت..
حالا در این وانفسای برهمریختگی و نابسامانی ادبیات نمایشی، ایجاد یک بنیاد که بخواهد کمبود درام ایرانی و معضلات آن را بر طرف کند، مگر بد است؟ مطمئنا همه پذیرای چنین حرکتها و اقدامات مثبتی خواهند بود. البته مهم خروجی اولیه این بنیاد است که بدبینی پیش پای همگان را از بین ببرد و این خود مقدمهای خواهد شد برای خروجیهای بیشتر و بهتر. این بنیاد باید در دل درامنویسان شکل بگیرد تا بتواند اهداف متعالی خود را پیگیری کند. بنیادی که در درازمدت میتواند تحولات بزرگی را در عرصه شکوفایی درام ایرانی ایجاد کند. اما این تحولات نیاز به ارائه ایدههای بزرگ و قابل اجرا دارد که با برنامهریزی و پیگیری و صرف بودجه لازم به نتایج بارز رهنمون شود.
الان در حال حاضر خود درامنویسان ما هستند که میتوانند بستر مناسبی را برای شناسایی و آموزش و بالندگی نویسندگان خلاق و جوان آماده گردانند. بدون همیاری اینان کار خیلی سخت میشود و همه چیز در حد یک عنوان باقی میماند و خروجی آن هم خواه ناخواه نازل و غیرکارآمد خواهد بود. بنابراین دقت عمل و ارتباطات چندسویه و ارائه برنامه و جدیت در اجرای آن از این بنیاد به عنوان یک راه حل برای بازگشایی درام ایرانی در حد ایدهآل تصویر روشن و واقعگرایانهای ارائه خواهد کرد. واقعا درام ایرانی نیاز به توجه دارد و میتوان با برنامهریزی به این وضعیت سروسامانی شایسته داد. اگر ادبیات نمایشی ما بتواند در حد ایدهآلی فعال شود به زودی شاهد درخشش درامنویسان ایرانی در سطوح بینالمللی خواهیم بود. در غیر این صورت باید همچنان به همین اندک نوشتههای در خور تامل بسنده کرد که این خود راه به جایی نخواهد برد. نویسنده: رضا آشفته انتهای پیام/ی
16:32 - 26 اردیبهشت 1391