نقش اعمال و رفتار در اخلاق
خبرگزاری فارس: در یادداشت اخلاقی این چهارشنبه، ششمین بستر لازم برای رشد فضائل اخلاقی توضیح داده شده است.
همچنانکه اعمال و رفتارهای انسان از عقاید و اخلاقش سرچشمه مىگیرد، رفتارها و اعمال انسان نیز در عقاید و اخلاقش اثر میگذارد و آنها را شکل مىدهد. به بیان دیگر، تکرار یک رفتار و عمل خوب یا بد، به طور تدریجی تبدیل به عادت و سپس ملکه میشود و یک حالت درونى پایدار ایجاد میکند که ملکه اخلاقى نام دارد. فرقی هم نمیکند که این حالت فضیلت باشد یا رذیلت؛ یعنی همه اعمال از لحاظ خوبی و بدی موثرند و تکرار آنها فضائل و رذائل اخلاقی و حتی عقیدتی را به وجود میآورد. به همین جهت، یکى از مهمترین راه هاى تهذیب نفوس و پرورش فضائل اخلاقی و دوری از رذائل، تهذیب و مواظبت از اعمال خوب و نیکو است و کسی که میخواهد جان و روح خود را از رذائل دور کند تا به سعادت برتر و ابدی برسد باید از تکرار رفتار و عمل بد و ناپسند، به شدت بپرهیزد. *نقش اعمال در اخلاق انسانها از منظر قرآن کریم خداوند متعال میفرماید: «کَلَّا بَلْ رانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا يَكْسِبُونَ» چنین نیستکه آنها مىپندارند، بلکه اعمالشان چون زنگارى بر دلهایشان نشسته است. (مطفّفین/ 14) اعمال آلوده بر قلب و روح انسان اثر مىگذارد و صفا و نورانيّت آن را از بین میبرد و تاریکى و ظلمت به جاى آن مىنشاند.
جمله «ما کانُوا يَكْسِبُونَ» دلالت بر استمرار دارد و نشان میدهد که اعمال بد تغییرات مهمّى در دل و جان ایجاد مىکند و همچون زنگارى که آئینه را از نورانيّت و صفا مىاندازد، روح را کدر و تاریک مىکند و به این ترتیب، صفت رذیله قساوت و بىحیایى و بىتفاوتى در برابر گناه، و به تعبیر دیگر، ظلمت شقاوت و بىتقوایى را بر قلب انسان چیره مىکند و کار انسان به تکذیب آیات الهی میکشد و حتی روز قیامت را نیز انکار میکند. در آیه دیگر میفرماید: «كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفيْنَ ما کانُوا يَعْمَلُونَ» این گونه براى اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است (که زشتى این عمل را درک نمىکنند.) (یونس/ 12) در این آیه، سخن از تزیین است و نشان میدهد تکرار عمل سوء و نادرست باعث تزیین آن در نظر انسان مىشود؛ یعنى، روح انسان چنان با آن هماهنگ مىشود که آن را خوب و زیبا میبیند. «افَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سَوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً» آیا کسى که عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زیبا مىبیند (همانند کسى است که واقع را آنچنان که هست مىیابد.) (فاطر/ 8) به عبارت دیگر، تکرار زشتیها و بدیها نه تنها قبح و زشتى اعمال نادرست را از بین میبرد بلکه آنها را به عنوان یک فضیلت در نظر گنهکاران، جلوه میدهد.
در آیه دیگر که بسیار تکان دهنده است میفرماید: «قَلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْاخْسَريْنَ اعْمالًا الَّذینَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِىالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ يَحْسَبُوْنَ انَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» بگو آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین مردم در کارها چه کسانى هستند؛ آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده با این حال مىپندارند کار نیک انجام مىدهند. (کهف/ 103و 104) در این آیه زیانکارترین افراد معرفی شدهاند که سرمایههاى مهمّ زندگى خود را از قبیل عمر و جوانى و نیروى فکرى و جسمانى را در راههاى غلط صرف میکنند، در حالى که مىپندارند کارهای نیک و صحیح انجام مىدهند و به این موضوع خوشحالند. علتش هم خو گرفتن به زشتیها و بدیها و هوا پرستى و خود خواهى و خود بینى است که همچون پردههاى سیاه ظلمانى بر چشم عقل آنها فرو مىافتد و از دیدن حقایق باز مىمانند و واقعيّتها را غیر از آنچه هست تصوّر مىکنند در نتیجه آیات پروردگار و جهان پس از مرگ و لقای الهی را انکار میکنند و اعمالشان حبط و نابود میشود. «اولئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِایاتِ رَبِّهِم وَ لِقائِهِ وَ حَبِطَتْ اعْمالُهُمْ» آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند، و به همین دلیل اعمالشان حبط و نابود گشتهاست. (کهف/105) و در آیه بسیار مهم و کلیدی میفرماید: «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُن» سپس سرانجام کسانى که اعمال بد مرتکب شدند به جایى رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به مسخره گرفتند. (روم/10)
واقعیت این است که اعمال زشت و ناپسند اگر تکرار شود انسان را به جایی میرساند که آیات خدا را مسخره میکند. و بسیار دیده و شنیدهایم کسانی را که راه خود را به قدری کج کردند که بالاخره خدا و پیامبر و معاد و بهشت و جهنم را منکر شدند و با حالت تمسخر، با این حقایق برخورد کردند.
حضرت امام خمینی (ره) مینویسد: در صورتى که انسان بر انجام بعضى از گناهان اصرار داشته باشد و بر اثر اصرار بر آن گناه و تکرار آن معصیت، محبت آن گناه در دل او ریشه دوانیده و یاد آن گناه بر قلب او غلبه کرده باشد چون هنگام مرگ رسید صورت آن گناه در نظرش مجسم شود و میل به انجام آن در او پیدا شود و در همان حال که وجه روحش به عالم طبیعت و روى دلش به سمت دنیا است جانش گرفته شود چنین کسى که سرش را به طرف دنیا برگردانیده و قبض روح شده است از لقاء پروردگار محجوب خواهد بود و آنگاه که انسان از خدایش محجوب گشت عذاب بر او نازل مىشود و آثار گناهانش ظاهر میگردد، چون انسان بر همان چیزى که بر آن زندگى میکرده میمیرد و بر آنچه که بر آن مرده زنده مىشود، یعنى حالش هنگام مرگ همان حالى است که در زندگى از نور اعمال و ظلمت آن که منشأ ثواب و عقاب و بلکه عین ثواب و عقاب است ولى بغیر صورت جزائى آنها بر قلبش غلبه داشته است، پس هر گاه که صورت روح به عالم برزخ برگشت صورت آثار اعمال او هم به صورت برزخى و جزائى آن برمىگردد و ظلم مثلا به ظلمت بدل میشود و درهم و دینارهائى که از بابت زکات نزد او بوده و از اداء آنها بخل مىورزیده آتشى مىشود که پیشانى و پشت او با آنها داغ مىشود. (امام خمینی، اسرار الصلاة ص232) * نقش اعمال در اخلاق انسانها از منظر روایات اسلامی روایات متعددی درباره نقش عمل در اخلاق و عقیده وارد شده که تنها به چند نمونه اشاره میکنیم:
حدیثى از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: «ما مِنْ عَبْدٍ الَّا وَ فى قَلْبِهِ نُكْتَةٌ بَيْضاء فَاذا اذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِى النُّكْتَةِ نُكْتَةٌ سَوْداءٌ فَانْ تابَ ذَهَبَ ذلِكَ السَّوادُ، وَ انْ تَمادَى فِىالذُّنُوبِ زادَ ذلِكَ السَّوادُ حتَّى يُغَطِّى الْبَیاضَ، فَاذا غَطَّى الْبَیاضَ لَمْ يَرْجِعْ صاحِبُهُ الى خَيْرٍ ابَداً، وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزَّوَجَلَّ: كَلَّا بَلْ رانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا يَكْسِبُونَ» هیچ بندهاى نیست مگر این که در قلب او نقطه روشنى است (که حقایق را با آن درک مىکند و او را به سوى سعادت و فضیلت فرا مىخواند) هنگامى که گناهى مرتکب مىشود، در آن نقطه روشن، نقطه سیاهى پیدا مىشود؛ اگر توبه کند، آن نقطه سیاه برطرف مىگردد؛ و اگر به گناهان خویش ادامه دهد، پیوسته آن سیاهى رو به فزونى مىرود تا تمام نقطه روشن را بپوشاند؛ هنگامى که نقطه روشن پوشیده شد، آن شخص هرگز به سوى خیر و نیکى بر نمىگردد؛ و این همان است که خداوند عزّوجل فرموده: چنین نیست که آنها مىپندارند، بلکه اعمالشان همچون زنگارى بر دلهایشان نشسته است. (کلینی، کافی، ج2 ص 237) امام سجّاد علىّ بن الحسین علیه السلام فرمود: «احِبُّ لِمَنْ عَوَّدَ مِنْكُمْ نَفْسَهُ عادَةً مِنَ الْخَيْرِ انْ يَدُومَ عَلَيْها» دوست دارم کسى که از شما عادت نیکى را پذیرفته است آن را پیوسته ادامه دهد. (مجلسی، بحارالانوار، ج46 ص 98)
در بسیارى از روایات آمده است که باید در توبه، تعجیل کرد و از «تسویف» یعنى به عقب انداختن آن پرهیز نمود مبادا آثار گناه در دل بماند و با گذشت زمان تبدیل به یک خلق و خو شود؛ مثلا در حدیثى از امام جواد علیه السلام آمده: «تأخیرُ التَّوبَةِ اغْتِرارٌ، وَ طُولُ التَّسْوِیفِ حَيْرَةٌ ... وَ الاصْرارُ عَلَى الذَّنبِ امْنٌ لِمَكْرِ اللَّهِ» تأخیر توبه، غرور و غفلت است، و امروز و فردا کردن، حیرت است، و اصرار بر گناه، بىاعتنایى به مجازات الهى است. (مجلسی، بحارالانوار، ج6 ص 30) * مواظبت بر اعمال و رفتار بهترین راه اصلاح نفس علمای اخلاق گفتهاند متخلق شدن به هر فضیلتی، نیازمند این است که انسان بر افعالى که آثار و نتایج آن، فضائل و ملکات نفسانی است، مواظبت نماید و به قدری آن اعمال را تکرار کند تا ملکه نفسش گردد. به عنوان مثال کسى که مىخواهد ملکه جود و سخاوت، یا عدالت را به دست آورد و در خود حفظ کند همواره باید به انفاق مال، و بذل و بخشش به مستحقّان بپردازد و آن را همواره ادامه دهد اگر چه برایش سخت باشد و هنگامى که به امساک و بخل تمایل دارد بر نفس خویش مسلّط باشد و کسی که میخواهد ملکه عدالت در او ایجاد شود باید همواره عادلانه رفتار کند و به قدری در این کار، استقامت داشته باشد تا به تدریج عادت کرده و سپس عدالت، ملکه نفسش گردد. مرد بزرگ میدان علم و عمل، حضرت علامه طباطبایی (ره) تصریح میکند که تنهاترین راه کسب فضایل همین راه تکرار عمل صالح و مداومت بر آن است.
ایشان در اینباره مینویسد: باید دانست که اصلاح اخلاق و خویهاى نفس و تحصیل ملکات فاضله، در دو طرف علم و عمل و پاک کردن دل از خویهاى زشت، تنها و تنها یک راه دارد، آنهم عبارت است از تکرار عمل صالح و مداومت بر آن، البته عملى که مناسب با آن خوى پسندیده است، باید آن عمل را آن قدر تکرار کند و در موارد جزئى که پیش مىآید آن را انجام دهد تا رفته رفته اثرش در نفس روى هم قرار گیرد و در صفحه دل نقش ببندد، نقشى که به این زودیها زائل نشود و یا اصلا زوال نپذیرد. مثلا اگر انسان بخواهد خوى ناپسند ترس را از دل بیرون کند و به جایش فضیلت شجاعت را در دل جاى دهد، باید کارهاى خطرناکى را که طبعا دلها را تکان میدهد مکرر انجام دهد تا ترس از دلش بیرون شود، آن چنان که وقتى به چنین کارى اقدام مىکند، حس کند که نه تنها باکى ندارد، بلکه از اقدام خود لذت هم مىبرد. (نک: علامه طباطبایی، المیزان، ج1 ص 355؛ و ترجمه المیزان، ج1 ص534؛ همچنین المیزان، ج1 ص371 و ترجمه المیزان، ج1 ص 560) سپس ایشان مینویسد که این تکرار عمل از دو طریق به دست میآید: یکی با در نظر داشتن فوائد دنیوی فضائل و تحسین افکار عمومى مانند عفت نفس یعنى کنترل خواستههاى شهوانى و قناعت یعنى اکتفاء به آنچه خود دارد، و قطع طمع از آنچه مردم دارند که دو صفت پسندیده است، چون فوائد خوبى دارد، آدمى را در دنیا عزت مىدهد، در چشم همگان عظیم مینماید و نزد عموم مردم محترم و موجه مىسازد، و شَرَه، یعنى حرص در شهوت باعث پستى و فقر میشود، و طمع، ذلت نفس مىآورد.
و دیگری توجه به فوائد اخروى فضائل است که طریقه انبیاء و قرآن کریم است. (نک: علامه طباطبایی، المیزان، ج1 ص354 و ترجمه المیزان، ج1 ص 533) به هر حال در تکرار اعمال و اذکار، اسراری است که مردان خدا به آن توجه میکنند و به قول امام خمینی (ره) یکى از نکات تکرار عبادات و تکثار اذکار و اوراد آن است که قلب را از آنها تأثیرى حاصل آید و انفعالى رخ دهد تا کم کم حقیقت ذکر و عبادت تشکیل باطن ذات سالک را دهد و قلبش با روح عبادت متّحد گردد. (امام خمینی، آداب الصلاة، ص17) بنابراین، پویندگان راه فضیلت و سعادت و سالکان حقیقت، براى تحکیم پایههاى فضائل اخلاقى باید مراقب آثار اعمال نیک و بد در روح و جان خود باشند و بدانند هیچ عملى نیست مگر این که در دل و جان انسان اثر مىگذارد؛ اگر اعمال و رفتارها پاک و نیک است، روح را به رنگ خود در مىآورد و اگر زشت و آلوده و ناپاک است، آلودگى را به درون روح و جان و اخلاق مىکشاند. پس باید مراقب اعمال خود بود. نویسنده: حجتالاسلام وحید واحدجوان انتهای پیام/
08:39 - 13 مهر 1390