شاه چرا سقوط كرد؟

خبرگزاري فارس: استاد برجسته علوم سياسي دانشگاه واشنگتن گفت: تصور انقلاب اسلامي بدون امام خميني دشوار است.
«ويكتور لوين» در گفتگوي اختصاصي با خبرنگار سياست خارجي فارس زوايايي از چگونگي پيروزي انقلاب اسلامي ايران را بازگو كرد. وي اظهار كرد: من آنچه را كه اتفاق افتاده به خاطر مي‌آورم. حمايت آمريكا از شاه هرگز نامحدود و بي قيد و شرط نبود. تا زماني كه وي مايل به كمك جهت محقق شدن اهداف ‌آمريكا بود، مورد حمايت واقع شد. با وجود اين، در 1978 اين امر براي سياست سازان آمريكا روشن شد كه اين رژيم حمايت داخلي خود را از دست داده است و اين رژيم از لحاظ اقتصادي شكننده شده و اطرافيان وي تمايل زيادي به جهت‌گيري از آمريكا ندارند. وي افزود: سال 1978 نشان از رشد و افزايش شكاف و دوري ايران و آمريكا داشت. در اواخر سال 1978 آمريكا حتي يك ژنرال آمريكايي را به ايران فرستاد تا دريابد آيا ژنرالهاي ايراني را مي‌تواند براي انجام يك كودتا متقاعد سازد، اما اين كار عملي نشد و عمدتاً به اين خاطر بود كه ارتش ميان آنهايي كه طرفدار شاه بودند و آنهايي كه به نيروهاي انقلابي آيت الله خميني پيوستند، تقسيم شده بود. در نتيجه هنگامي كه شاه كشور را ترك كرد از سوي ‌آمريكا مورد استقبال واقع نشد؛ گرچه انجام برخي معالجات پزشكي به وي پيشنهاد شده بود. استاد علوم سياسي دانشگاه واشنگتن ادامه داد: به هر صورت شاه از ايران فرار نكرد؛ چون اكثر‌ آنهايي كه قادر به نفوذ و تاثيرگذاري در روند حوادث بودند تلاشي براي جلوگيري از سرنگوني وي نكردند. من فكر مي‌كنم كه وي ايران را به اين دليل ترك كرد كه هيچ گزينه ديگري غير از ترك ايران نداشت.
«لوين» در اين خصوص كه آيا قطع حمايت آمريكا از شاه سبب سرنگوني وي شد، گفت: من فكر مي‌كنم شاه و رژيمش به اين علت سقوط كردند كه آنها ريخت و پاش و افتضاحات سياسي و اقتصادي زيادي در كشور كرده بودند و عمدتاً به خاطر بي‌لياقتي فاحش و آشكار آنها در برخورد با پولهاي بادآورده دور از انتظار نفت بعد از‌ اكتبر 1973 بود. نتيجه آن يك رشته از شكستهاي سياسي بين اكتبر 1973 و اواخر 1978 بود كه ا زجمله شامل تورم گسترده، صرف هزينه‌هاي بسيار در پروژه‌هاي گوناگون، افت شديد محصولات كشاورزي، فساد فوق‌العاده دولت، افزايش سركوب به‌وسيله رژيم(ساواك) و يك افت در استاندارد زندگي عمومي مردم به رغم عوايد جديد نفتي بود. در رأس همه اين مسائل رژيم شاه بسيار متكبر و سركوبگر و كمتر پاسخگو به مردم شده بود. يكي از پيامدهاي مهم اين موارد اين بود كه رهبران آمريكا به‌واسطه‌ آنچه كه در 1978 اتفاق افتاد، كمتر و كمتر پشتيبان اين رژيم شدند تا اين كه اين سيستم سقوط كرد. اين كارشناس مسائل بين‌الملل در رابطه با تاثيرات انقلاب اسلامي گفت: اجازه دهيد برخي اثرات عيني و ملموس آن را فهرست كنم: - اين انقلاب نقطه عطفي در نقش، نفوذ سياسي و قدرت جامعه شيعه در سراسر جهان شد. - اين انقلاب به همه كساني كه از ايجاد حاكميت شريعت در كشورهاي اسلامي در سراسر خاورميانه و نقاط ديگري كه اجتماعات بزرگ مسلمانان وجود داشت، حمايت مي‌كردند، جرئت بخشيد.
- ظهور انقلاب اسلامي در نقاطي مانند عراق بسيار غير قابل باور بوده است و آيت الله خميني نمادي براي آنهايي شده است كه از انقلاب اسلامي در نقاط ديگر حمايت مي‌كردند. -اين انقلاب يك درس عيني و ملموس براي همه كساني است كه دريابند دارا بودن ثروت عظيم نفت تضميني براي رفاه اقتصادي و موفقيت سياسي نيست. من فكر مي‌كنم كه رژيم شاه بعد از 1973 نمونه عالي از آن چيزي است كه امروز«منابع لعنت»ناميده مي‌شوند. -اين انقلاب نشان از يك رشته تغييرات مهم در غرب و سياست‌هاي آمريكا در قبال خاورميانه داشته است. با وقوع انقلاب اسلامي در ايران به نحو رو به افزايشي به عنوان يك دشمن براي غرب و منافع آمريكا شده است؛ گرچه جريان نفت به سوي غرب از جانب ايران بعد از ژانويه 1979 ادامه يافته است. «لوين» درخصوص نقش امام خميني(ره) در پيروزي انقلاب اسلامي ايران گفت: به طور مسلم هيچ كس نمي‌تواند درباره اين انقلاب بي‌اعتنا باشد يا نقش سرنوشت‌ساز و قاطع آيت‌الله خميني در به انجام رساندن اين انقلاب ناديده بگيرد. تصور انقلاب اسلامي بدون امام خميني دشوار است. من هيچ ترديدي ندارم كه وي عامل شتاب‌دهنده، نماد و مظهر قهرماني و بنيانگذار شخصيت پيشرو بوده است. انتهاي پيام/.
11:55 - 14 بهمن 1385

0 بازدید



1 پاسخ