حضور منطقهای ایران یکی از ملی ترین تدابیر رهبر شهیدمان بوده است
مقاله ای از دکتر جواد تقی زاده فیروزجایی عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسیاستاد دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در یادداشتی با عنوان چرایی حضور منطقه ای ایران از لحاظ منافع ملی نوشت: دلایل نفوذ کشورها در سایر نقاط جهان معمولاً ترکیبی از عوامل امنیتی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک است. در مورد جمهوری اسلامی ایران و نفوذ آن در کشورهایی مانند عراق، سوریه، لبنان و یمن، میتوان ۹ دلیل ملی گرایانه ارائه داد.به گزارش ایسنا، دکتر جواد تقی زاده فیروزجایی استاد دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی در این یادداشت با عنوان «چرایی حضور منطقه ای ایران از لحاظ منافع ملی» که در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) قرار داده، نوشته است: «هماکنون که جنگ تحمیلی سوم و این بار جنگ آمریکایی-اسرائیلی سوم یا رمضان را شاهد هستیم هم زمان لشکر رسانه ای دشمن شبهات مختلفی در جامعه مطرح می کند که این اتحاد اکثریت ملی-مردمی را بشکند و در توجیه این جنایات و تهاجم وحشیگرایانه خود این شبهه را مطرح می کند که حضور منطقه ای ایران بود که باعث تحریک آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران شده است.از دهه هشتاد شمسی این شبهه با این شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" در جامعه مطرح شد و اینکه حکومت ایران منابع مالی مردم خود برای ماجراجویی و غیره در سوریه و لبنان و منطقه هزینه می کند و هدر می دهد. پاسخ های مختلفی به این شبهات داده است و من هم نمی خواهم از منظر اخلاقی و انسانی در اینجا به این سوال پاسخ دهم و دغدغه های یک انسان آزاده و کمک به مظلومین را در این موضوع بحث کنم. در این یادداشت سعی می کنم از لحاظ منافع ملی که برای همه ملت دغدغه است بحث را مطرح می کنم.
قبل از هر چیز می خواهم این اصل مهم را تاکید کنم که پیش از هر توسعه ای در کشور، " امنیت" مقدم است که این امنیت ابعاد مختلف دارد (مطرح کردن ابعاد آن خارج از چارچوب این یادداشت است). به بیان دیگر این اصل را که "هیچ توسعه پایداری بدون برقراری موئلفه های مختلف امنیت در کشور رخ نمی دهد" را می پذیریم.دلایل نفوذ کشورها در سایر نقاط جهان معمولاً ترکیبی از عوامل امنیتی، سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک است. در مورد جمهوری اسلامی ایران و نفوذ آن در کشورهایی مانند عراق، سوریه، لبنان و یمن، میتوان دلایل ملی گرایانه ای ارائه داد که در ادامه به چند مورد اصلی اشاره میشود: ۱. تأمین امنیت ملی و مبارزه با تروریسمیکی از مهمترین دلایل حضور ایران در منطقه، به ویژه در سوریه و عراق، "مبارزه با گروههای تروریستی مانند داعش" بود که تفکر جهادی علیه شیعه و ایرانی ها به عنوان رافضی داشته اند و بعد از فتح بخش های مهمی از عراق و سوریه نقشه هایی از ایران فتح شده ارائه می کردند و حملات تروریستی متعددی در ایران انجام داده اند. از دیدگاه ایران، این گروهها نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه مستقیماً امنیت ملی ایران را تهدید میکردند. بر اساس اعلام مقامات عالی امنیتی ایران، منطق حضور در سوریه بر اساس اصولی مانند «دفاع قاطعانه از کشور، مردم و منافع ملی در برابر بیگانه» و «عدم آغازگری تهاجم» بنا شده است.حضور داعش در نزدیکی مرزهای ایران یک تهدید مستقیم تلقی میشد. به عبارت دیگر، ایران معتقد است که نبرد با تروریسم را باید خارج از مرزهای خود و به صورت پیشگیرانه مدیریت کند و امکان شکل گیری این گروه های جهادی را از داخل همان کشورها از بین ببرد. ایران با نفوذ در کشورهای همسایه،
عملاً خط مقدم دفاع از خود را به خارج از مرزهایش منتقل کرده است. حضور ایران در سوریه و عراق برای مبارزه با داعش، یک اقدام "بازدارنده" برای جلوگیری از رسیدن این گروه تروریستی به مرزهای ایران بود ۲. جلوگیری از نفوذ و سلطه دشمنان منطقهای و فرامنطقهایاز حوادث ماه های اخیر به راحتی می توان دید که ایران دشمنان آشکاری مانند آمریکا و اسرائیل دارد که ایران مستقل و قوی با این منابع فراوان و موقیعت ژئوپلوتیک خاص را نمی پذیرند که مانع از ایجاد خاورمیانه جدید و توسعه طلبی آنها می گردد. البته دشمنان پنهانی از کشور های منطقه برای ایران وجود دارد که رقابت منطقه ای و نفوذ افکار تکفیری و صهیونیستی، آنها را به دشمنان پنهانی برای ایران تبدیل کرده است. پس دومین دلیل مهم، "ایجاد تعادل در برابر قدرتهای رقیب و جلوگیری از سلطه آنها" بر کشورهای کلیدی منطقه است. ایران تلاش میکند از تشکیل کمربندی از کشورهای متخاصم در اطراف خود جلوگیری کند.تحلیلگران معتقدند نفوذ ایران در منطقه، هزینههای سنگینی را به دشمنانی مانند آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی منطقه تحمیل کرده است. به عنوان مثال، نزدیکی تاریخی سوریه به ایران به دلیل ایستادگی دمشق در برابر تهاجم های رژیم صهیونیستی و رژیم صدام در جنگ تحمیلی شکل گرفت و ایران همواره تلاش کرده از این متحد استراتژیک خود در برابر فشارهای بینالمللی حمایت کند و توانست نه تنها ریشه داعش را در آن کشور بخشکاند و امنیتی خارج از مرز ها برای خود ایجاد کند. امروزه می تواند تا زمانی که ایران در سوریه نفوذ داشت و حزب الله ضعیف نبود اسرائیل طرح حمله کردن به ایران را خارج از اولویت خود می دانست.
رهبر شهید انقلاب نیز این نفوذ را به عنوان «عمق راهبردی» توصیف کردهاند که به واسطه آن، ایران در کشورهایی مانند لبنان، عراق، سوریه و یمن دارای ظرفیتهای مهمی برای جلوگیری از نفوذ و سلطه دشمنان منطقهای و فرامنطقهای است. این رویکرد به ایران امکان داده است تا هزینه ماجراجویی نظامی دشمنان را افزایش دهد و معادله را به گونهای تغییر دهد که هرگونه حمله به ایران، با پاسخ از چندین جبهه مختلف مواجه شود. ۳. بهرهگیری و سرمایهگذاری اقتصادیاگرچه بعد اقتصادی کمتر از ابعاد امنیتی برجسته میشود، اما "دستیابی به منافع اقتصادی و سرمایهگذاری بلندمدت" نیز بخشی از این معادله است. برآوردهای حداکثری نشان میدهد ایران در منطقه، مبالغی(برخی منابع تا ۵۰ میلیارد دلار) هزینه کرده است. باید توجه داشت که هرگز یک موئلفه امنیتی که تهدید وجودی برای ایران و تجزیه آن محسوب می شود را نمی توان با یک دستاورد اقتصادی معامله و مقایسه کرد. ولی برای بسیاری از کشور های پیشرفته، دلیل اصلی نفوذ جهانی آنها بهره گیری و بهره کشی اقتصادی است و اصولا استعمار قرن های گذشته با این انگیزه شکل گرفته است. در مقابل، ایران نتوانست در حوزه سرمایه گذاری اقتصادی و جذب بازارهای کشور های منطقه در مقابل رقبا موفق عمل کند و این یکی از عواملی شد که ایران نفوذ خود را سوریه را از دست بدهد. ۴. حفظ انسجام داخلی در کشوری چند قومیتیدلیل دیگر به "بافت قومی و جمعیتی و ژئوپلیتیک خود ایران" بازمیگردد. ایران یک کشور چندقومی و چندمذهبی است. از این منظر، قدرتگیری گروههای تجزیهطلب یا نفوذ دشمنان در کشورهای همسایه میتواند مستقیماً بر روی گروههای قومی مشترک در داخل ایران (مانند کردها، بلوچها و...)
تأثیر بگذارد و آنها را تحریک کند. رهبر شهید انقلاب از ظرفیتهای فراملی ایران یاد می کرد و عواملی چون اشتراکات زبانی و مذهبی را به عنوان بخشی از عمق راهبردی کشور بر می شمرده اند. در این دیدگاه، ایجاد یک جبهه متحد از گروههای همپیمان در منطقه (محور مقاومت) نه تنها تهدیدات را از مرزها دور میکند، بلکه نوعی هویتسازی و تشخص بینالمللی برای ایران ایجاد میکند که به انسجام داخلی و شکلگیری تمدن نوین اسلامی یاری میرساند. به وضوع می بینیم که در جنگ اخیر رمضان یا تحمیلی سوم دشمن از مسئله قومیتی کردها در کردستان عراق برای تقویت جبهه تجزیه طلب ها استفاده می کند و نیروهای مقاومت عراقی یکی از ابزار ما برای خنثی سازی این تهدید بوده است. ۵. کسب "عمق راهبردی" و ایجاد موازنه قدرتاز منظر راهبردی، ایران به دنبال ایجاد "عمق راهبردی" برای جبران محدودیتهای ژئوپلیتیک و افزایش قدرت چانهزنی خود در برابر رقباست. این مفهوم به معنای داشتن متحدان و ظرفیتهایی فراتر از مرزهای رسمی برای تأثیرگذاری بر معادلات منطقهای است. این نفوذ به ایران اجازه میدهد تا در یک "موازنه قدرت" منطقهای، در مقابل ائتلاف رقبا (همچون آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی) ایستادگی کند و از این طریق، امنیت ملی خود را از طریق حضور پیشگیرانه در معادلات بیرونی تأمین نماید. به عنوان مثال حضور انصارلله در تنگه باب المندب، قدرت منطقه ای ایران افزایش داده است و قدرت چانه زنی ایران را در موازنه قدرت منطقه ای بالا می برد. ۶. پرکردن خلأ قدرت ناشی از بیثباتیهای منطقهای
تحولات بزرگی مانند حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳، بیداری اسلامی در ۲۰۱۱ و ظهور داعش در سوریه در سال ۲۰۱۴، خلأهای قدرت عظیمی در منطقه ایجاد کرد. ایران معتقد است برای جلوگیری از سلطه گروههای تروریستی یا قدرتهای مداخلهگر غربی در این خلأها، ناگزیر به ایفای نقش فعال بوده است. این حضور به عنوان یک بازیگر مسئول و تأثیرگذار در نظم جدید منطقه تلقی میشود که از فروپاشی کامل کشورهای همسایه و سرریز شدن بحران به داخل ایران جلوگیری میکند. ۷. محبوبیت جهانی با تقویت "محور مقاومت" به عنوان یک ایدئولوژی اخلاقینفوذ ایران صرفاً ابزاری نیست، بلکه مبتنی بر یک ایدئولوژی جهانی با عنوان "محور مقاومت" شکل گرفته است. این محور، شبکهای از گروهها و دولتهاست که حول محور مبارزه با اشغالگری (به ویژه اسرائیل) و سلطهگری (آمریکا) متحد شدهاند. به عنوان مثال بروز آنرا در تجمعات مردمی در کشور های غربی از نسل کشی غزه دیده ایم. تقویت این شبکه، هویت انقلابی ایران را بازتولید کرده و به آن مشروعیت بینالمللی در میان جنبشهای ضداستکباری میدهد. این می تواند از لحاظ اجتماعی و فرهنگی به هژمونی ایران در سطوح جهانی کمک کند و حمایت های معنوی و غیر مستقیم مادی را به همراه داشته باشد. تجمعاتی در انگلستان، هند، پاکستان و ... علیه آمریکا و اسرائیل در جنگ تحمیلی سوم شکل گرفته یکی از نشانه های آن است. ۸. بهرهگیری از راهبرد "تعامل با ملتها" (دیپلماسی عمومی)یکی از دلایل مهم توفیق نسبی نفوذ ایران در عراق، تمرکز بر تعامل با مردم کشورها (دیپلماسی عمومی) به جای اتکای صرف به دولتهاست و نوعی نفوذ از پایین به بالا است.
برخلاف رقبای منطقهای که با سرمایههای کلان به دنبال خرید وفاداری نخبگان هستند، ایران می تواند با ارائه یک "الگوی برادرانه" و حمایت از گروههای نیابتی، در میان افکار عمومی نفوذ کند و از این طریق در رفتار مردان سیاسی آن کشورها در راستای منافع ملی بهره ببرد. این موضوع در کمک به گروههای مختلف قومی و مذهبی (ازکردها در عراق، ایزدیها تا مسیحیان و اهل سنت) در برابر تروریسم، به محبوبیت ایران در منطقه افزوده است. ۹. ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی محتملجنگ تحمیلی سوم به وضوع نشان می داد که حتی اگر تهدیدات داعش وجود نمی داشت حضور ما در منطقه این امکان را به ما داد که در جنگ های آتی علیه ما محور مقاومت یک قدرت دفاعی ملی محسوب شود. در جنگ تحمیلی سوم، حزب الله و نیروی های مقاومت عراق مانند ارتش جمهوری اسلامی از کیان ایران دفاع می کنند و این حاصل نشد مگر با تدبیر نفوذ منطقه ای گذشته. و این اصل را هم باید توجه داشت که اگر هزینه ای برای تهدیدات امنیتی متحدان استراتژیک منطقه ای صورت بگیرید حتما در زمانی که خودمان تهدید می شویم این هزینه ها به عنوان موئلفه های قدرت دفاعی به نفع ما شکل می گیرد.نتیجهگیریالبته برای کسانی که نفوذ منطقه ای ایران را به چالش می کشند می توان پاسخ و قیاس ساده تری انجام دهیم و به چرایی تعداد پایگاه های (نزدیک به هزارتایی) آمریکا، انگلیس، فرانسه ... در سطح جهان اشاره کرد و این حضور فرامرزی آمریکا در کشورهای منطقه است که از آن به منافع کشور ما تهاجم صورت می پذیرد.شبهه دیگری که مطرح می شود این است که تا زمانی که در کشور فقر، گرسنه گی، کارتن خوابی... است چرا باید پول مملکت را در منطقه هزینه نماییم.
شبهه دیگری که مطرح می شود این است که تا زمانی که در کشور فقر، گرسنه گی، کارتن خوابی... است چرا باید پول مملکت را در منطقه هزینه نماییم. در علم آمار هر قشر، دهک، طیف، ... از جامعه یک جامعه آماری تلقی می شود یعنی در پیشرفته ترین کشور جهان هم جمعیتی به عنوان فقر و کارتن خواب هست ولی درصد آن نسبت به کل افراد کمتر است ولی هیچگاه صفر نمی شود. اگر این استدلال انها را بپذیریم با وجود فقر و کارتن خواب پس نباید بودجه ای برای کارهای فرهنگی، تیم های ورزشی ساخت اماکن توریستی تفریحی و غیره صورت گیرد. در کشور هر بخش درصد بودجه خاص خودش را دارد و با توجه به شرایط این درصد تغییر می کند ولی هیچگاه صفر نمی شود. ایران از همان بودجه امنیتی که به آن اختصاص داده شد هزینه ای برای نفوذ منطقه ای انجام می دهد که در دراز مدت همان بودجه تضمین امنیت سرمایه گزاری و افزایش رفاه کشور است. اگر این استدلال انها را بپذیریم با وجود فقر و کارتن خواب پس نباید بودجه ای برای کارهای فرهنگی، تیم های ورزشی ساخت اماکن توریستی تفریحی و غیره صورت گیرد. در کشور هر بخش درصد بودجه خاص خودش را دارد و با توجه به شرایط این درصد تغییر می کند ولی هیچگاه صفر نمی شود. ایران از همان بودجه امنیتی که به آن اختصاص داده شد هزینه ای برای نفوذ منطقه ای انجام می دهد که در دراز مدت همان بودجه تضمین امنیت سرمایه گزاری و افزایش رفاه کشور است. کافی است همین بودجه های غیر رسمی که برای هزینه منطقه ای ایران ذکر می شود را با پولی که الیگارشی اقتصادی ایران در یک سال اخیر به جیب زده اند مقایسه کنید که آنها به جای اینکه ارز های صادراتی را با دلار ۴۵ هزار تومان به بانک مرکزی برگرداند
اگر برگردانده باشند با دلار ۱۲۸ هزار تومان برگردانده اند.در مجموع به طور خلاصه، نفوذ ایران در منطقه را میتوان حاصل ترکیبی از ملاحظات امنیتی (دفاع پیشگیرانه) و (دفاع پسین)، ایدئولوژیک (حمایت اخلاقی، انسانی و دینی از محور مقاومت)، راهبردی (ایجاد موازنه در برابر دشمنان) و سیاسی (پرکردن خلأ قدرت و تبدیل شدن به یک بازیگر تأثیرگذار) و نفوذ گفتمان جهانی دانست.نکته دیگری که در این شبهه مطرح می شود این است که جبهه مقاومت ایران باعث تحریک اسرائیل شد هاست. پاسخ به این شبهه خودش مقاله ای جدا می طلبد ولی هر جا جبهه مقاومت در عراق، سوریه، یمن و لبنان وارد عمل شده جنبه تدافعی در مقابل تهاجم آمریکا و اسرائیل بوده است و اساسا عنوان مقاومت در مقابل تهاجم بوده است و حتی حماس ای که بعد از جنگ سوریه از ایران فاصله گرفت در ۷ ام اکتبر پاسخ تجمعی ناگهانی به تهاجم، کشتار تدریجی، و محاصر سالهای متعدد اسرائیلی داده بوده که با انفعال جامعه جهان مانند بغضی بوده که ناگهان ترکیده است بازی زمین بازی اسرائیل را در غزه که مانند پخته شدن تدریجی غوربانه در دیگ را عوض کرد.در پایان لازم نیست که حقیقت های تاریخی خصومت های آمریکا علیه ایران در دوره پهلوی و ایران جمهوری اسلامی در قرن اخیر را یادآوری نمایم کافی است کمی حس میهن دوستی داشته باشیم و یا حتی کمتر، منافع مادی ملی بلند مدت کشور دغدغه ما باشد تا به این جمله برسیم: حضور منطقه ای ایران یکی از ملی ترین تدابیر رهبر شهید مان بوده که انگشت در چشم دشمنانی که با چشم بد به ایران دارند می کند».#رهبر_شهید#رهبر_شهیدمان#تدبیر_ملی#حضور_منطقهای#ایران_مقتدر#امنیت_ملی#میراث_رهبری#عمق_استراتژیک#اقتدار_ایران 11:50 - 1 اردیبهشت 1405