مسعود بارانی از روز حادثه تا روز چهلم ۱۱ کیلو وزن کم کرده است. به قول خودش ظاهر خونسردی دارد، اما از درون آتشفشانی است که دارد میجوشد. «رضا پسر من نبود، دوستم بود، برادرم بود. ما در خانه همدیگر را داداش صدا میزدیم. میبردمش باشگاه، کنارش میماندم، کلاسش تمام میشد.
همیشه میگفت من میخواهم قهرمان تیم ملی شوم. بعد از اینکه مدال طلا گرفتم، پرچم ایران را بگیرم روی کولم و بچرخم. الان فکر میکنم رضای ما قهرمان شد؛ روزی که روی دست مردم تشییع شد، همان روز که پرچم ایران دورش بود، قهرمان شد. قبل از اینکه بچهام را دفن کنم قهرمانیاش را بهش تبریک گفتم، بعد دفنش کردم.»
14:32 - 22 اردیبهشت 1405