تغییر در ضربآهنگِ نظامیِ دشمن، بیش از آنکه یک اتفاق باشد، ضرورتی تاکتیکی برای آنان و فرصتی حیاتی برای بازآرایی و تجدید قوای نیروهای خودی بود. در این میانه، نباید با فشارهای رسانهای، مجموعهی نیروهای مسلح را برای پاسخی شتابزده تحت فشار گذاشت، چرا که جنگِ ارادهها محتاجِ تدبیر است و نه تعجیل. (البته بر مسئولانِ امر فرض است که با تبیین دقیق تحولات لبنان و جبههی مقاومت، مانع از شکلگیری ابهام و دلخوری در میان آحاد ملت شوند.)در نقشهی جدید دشمن، «دیپلماسی» تنها پوششی برای تهدید است؛ آنجا که همزمان با نزدیکشدن ناوها به سواحل ما و لافزنیهای ترامپ، تروریسم اقتصادی و نوساناتِ ارزی را برای در تنگنا قرار دادنِ افکار عمومی به کار میبندند. در چنین کارزاری، گسیل تجهیزات نظامی به منطقه، بخشی از نمایشِ لجستیکیِ معمول است.اما زهی خیال باطل اگر کسی گمان کند در دقایق پایانی، آمریکا امتیازی به ایران پیشکش خواهد کرد! حقیقتِ تلخ آن است که در قاموس دشمن، امتیازی برای توان هستهای، قدرت موشکی یا سیادت بر هرمز وجود ندارد. هر تصوری غیر از این، نشان از نشناختنِ الفبای سیاست و ماهیتِ استکبار است. تاریخ بارها ثابت کرده است که حق را از گریبانِ مستکبر، تنها با زبانِ اقتدار و منطقِ زور میتوان ستاند. دریغ که بهدلیلِ سادهانگاریِ برخی مدعیانِ سیاست که از درکِ بدیهیاتِ نگاهِ آمریکا عاجزند، شاید ناگزیر به تماشای خسارتهای بیشتری باشیم. با این حال، پیروزی از آنِ صابران است. ما هوشمندانه و گامبهگام پیش میرویم؛ ما آدابِ نبردِ طولانی را میشناسیم، حریف را بهخوبی برانداز کردهایم و چهل سال است که برای ایستادگی در چنین روزهایی، ریشه دواندهایم.ما هنرمندانِ جنگهای صبورانهایم.