سه شاخص طلایی برای تشخیص خطا از خیانت در عملکرد مسئولان

مرز میان «خطا» و «خیانت» در مسئولان ارشد نظام، از منظر رهبر انقلاب، در «علم»، «نیت» و «تکرار» نهفته است. خطا زمانی رخ می‌دهد که مسئول با نیت خدمت اما با تشخیص اشتباه، مرتکب اشتباهی شود که اگر منصفانه بپذیرد، قابل جبران است. خیانت آنجاست که مسئول آگاهانه و از روی هوای نفس، امانت را می‌شکند، با وعده دشمن تطمیع می‌شود، یا برای منافع شخصی، اعتماد مردم را هدف قرار می‌دهد. قائد شهید حتی در تخلفات بزرگ از کاربرد کلمه «خیانت» پرهیز کرده و آن را «خطای بزرگ» می‌نامند. مردم هرگز مجاز نیستند مسئولی را علنی «خائن» یا «جاسوس» بنامند؛ این کار فقط از مسیر نهادهای قانونی ممکن است.
این موضوع از آن جهت حیاتی است که اگر مرز خطا و خیانت گم شود، دو خطر بزرگ جامعه را تهدید می‌کند: از یک سو، ممکن است خطای صادقانه یک مسئول دلسوز به جای اصلاح، به اتهام خیانت تبدیل شود و سرمایه‌های نظام بسوزد. از سوی دیگر، ممکن است خیانت آگاهانه یک مسئول زیر پوشش «خطا» پنهان بماند و امانت ملت شکسته شود. بنابراین، شناخت این مرز نه یک بحث نظری، بلکه ضرورتی عملی برای صیانت از اعتماد عمومی و وحدت ملی است.
خطا زمانی رخ می‌دهد که مسئول با نیت خدمت، اما با تشخیص اشتباه یا ضعف در عمل، مرتکب اشتباهی شود که اگر منصفانه بپذیرد، قابل جبران است. رهبر انقلاب می‌فرمایند: «یک وقت معنای تجدیدنظر این است که انسان از خطایی، اندیشمندانه و منصفانه برمی‌گردد. این امر بسیار خوبی است؛ اما تجدیدنظرهای سیاسی، مصلحتی و ناشی از تغییر موقعیت‌ها و تطمیع دشمن، تجدیدنظر نیست؛ اینها هُرهُری‌مسلکی است.» در مقابل، خیانت آنجاست که مسئول آگاهانه و از روی هوای نفس، امانت را می‌شکند، با دشمن تطمیع می‌شود، یا برای حفظ منافع شخصی، اساس نظام و اعتماد مردم را هدف قرار می‌دهد. رهبر انقلاب حتی در موارد تخلف بزرگ، از کاربرد کلمه «خیانت» پرهیز کرده و آن را «خطای بزرگ» می‌نامند: «یک خطای بزرگ انجام گرفته. نمی‌گوییم هم خیانت؛ زبان بنده این‌جور نمی‌گردد که راحت بگوییم فلانی یا فلان‌کس‌ها خیانت می‌کنند؛ نه، اما بالاخره خطا کردند و خطای مهمی کردند که ضررش به مردم برگشت.» این رویکرد نشان می‌دهد مرز خیانت بسیار باریک و نیازمند احراز قطعی است.ایشان برخی خطاهای مسئولان را «گناهان مخصوص» این طبقه می‌دانند: کوتاهی در انجام وظیفه، دست‌درازی به اموال عمومی (که «یک جرعه فساد» فرد را وادار می‌کند برای حفظ آن با هر مانعی بجنگد)، و ایجاد یأس و اختلاف («مردم را مأیوس کنیم... این کند کردن حرکت مردم است؛ این یک گناه بزرگی است»). نکته کلیدی اینجاست که رهبر انقلاب حتی در مواردی که تخلفی بزرگ رخ داده، از کاربرد کلمه «خیانت» برای خطاهای محتمل پرهیز کرده و ترجیح می‌دهند آن را «خطای بزرگ» بنامند.
سه شاخص کلیدی برای تشخیص مرز وجود دارد. شاخص اول «علم در برابر جهل» است: برای تحقق خیانت، فرد باید آگاهانه در مسیر دشمن گام بردارد. خطا آنجاست که فرد فکر می‌کند خدمت می‌کند، ولی اشتباه می‌رود. شاخص دوم «اصلاح‌پذیری در برابر لجاجت» است: اگر مسئول از خطای خود منصفانه برگردد، خطاست؛ اگر به جای اصلاح، به «توجیه‌های سیاسی» و «تعدیل‌های غلط» روی بیاورد، از مسیر خدمت خارج شده است. شاخص سوم «نفع شخصی در برابر مصلحت ملی» است: رهبر انقلاب می‌فرمایند: «فساد یعنی کسانی با زرنگی، با قانون‌دانی، با زبان چرب و نرم و با چهره حق‌به‌جانب، به جان بیت‌المال این ملت بیفتند و کیسه‌های خود را پُر کنند.» کسی که برای منافع شخصی امانت را می‌شکند، خائن است؛ کسی که در تصمیم دشوار، مصلحت ملی را در نظر گرفته ولی اشتباه کرده، خطاکارِ صادق است.
مردم هرگز مجاز نیستند یک مسئول را به‌صورت علنی «خائن» یا «جاسوس» بنامند. قائد شهید در استفتائی صریح فرموده‌اند: «أما الإظهار أمام الناس فلا وجه له، بل یحرم فیما إذا کان فیه الفتنة والفساد وتضعیف الدولة الإسلامیة» — یعنی آشکار کردن اتهام خیانت در برابر مردم وجهی ندارد، بلکه اگر موجب فتنه و فساد و تضعیف دولت اسلامی شود حرام است. اما انتقاد با اتهام فرق دارد: انتقاد یعنی «به نظر من این تصمیم اشتباه بود، دلیلش هم این است»؛ اتهام یعنی «تو خائنی، تو جاسوسی، تو وطن‌فروشی.» اولی مطلوب است، دومی حرام. اگر مسئولی خیانت کرد، فقط نهادهای قانونی حق محاکمه و مجازات او را دارند. هیچ فرد یا گروهی حق ندارد خودسرانه کسی را محاکمه کند. طبق اصل ۱۴۰ قانون اساسی، رسیدگی به اتهامات رئیس‌جمهور و وزرا «با اطلاع مجلس شورای اسلامی در دادگاه‌های عمومی دادگستری انجام می‌شود». طبق اصل ۱۱۱، تشخیص ناتوانی یا فقدان شرایط رهبری فقط به عهده مجلس خبرگان رهبری است. اگر مسئول خیانتکار از کارکنان وزارت اطلاعات یا نیروهای مسلح باشد، رسیدگی به جرایم آن‌ها «به خاطر حفظ اطلاعات» در «سازمان قضایی نیروهای مسلح» انجام می‌شود. و اگر اتهام «جاسوسی» یا «اقدام علیه امنیت» باشد، پرونده در صلاحیت «دادگاه انقلاب» و «دادسرای ویژه رسیدگی به امور امنیتی» است. مردم وظیفه مطالبه‌گری، نظارت و گزارش به مراجع ذی‌صلاح را دارند، نه محاکمه و مجازات. رهبر انقلاب در استفتاء فرمودند اگر کسی به فساد مسئولی پی برد، باید «بعد از فحص و تحقیق و اثبات» به «مسئولین ذی‌ربط» گزارش دهد. این یعنی امید به قانون، نه انتقام‌جویی شخصی.
در جمع‌بندی، مرز خطا و خیانت در «علم و نیت» است، نه در «نتیجه» یا «مخالفت». اگر مسئولی با نیت خدمت، در فرآیند قانونی و نهادی تصمیمی گرفت که رهبری هم اجازه داد، اما نتیجه مطلوب نبود، خطای بزرگ است. اگر مسئولی آگاهانه، برای منافع شخصی یا در خدمت دشمن، امانت را شکست، خیانت است. مردم باید مطالبه‌گر دلسوز، ارائه‌دهنده راه‌حل، و پرهیزکننده از اتهام‌زنی و سیاه‌نمایی باشند. همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند: «مراقب باشید که ظلم نکنید، وحدت را حفظ کنید، در میدان باشید، به مسئولان اعتماد کنید و به دشمن علامت ضعف ندهید.» ایمان، بصیرت و اتحاد، رمز عبور از همه فتنه‌هاست.از دید قائد شهید، خطا در «نیت» نیست، در «عمل» است؛ و خیانت در «نتیجه» نیست، در «آگاهی و تعمد» است. مسئولی که با نیت خدمت در فرآیند قانونی تصمیمی گرفت و رهبری هم اجازه داد، اما نتیجه مطلوب نبود، خطاکار است و خطاکارِ صادق قابل بازگشت و جبران است. اما مسئولی که آگاهانه امانت را شکست، خائن است. مردم هم باید مطالبه‌گر دلسوز و ارائه‌دهنده راه‌حل باشند، نه اتهام‌زن و سیاه‌نما. بنابراین باید طبق توصیه رهبر معظم انقلاب «مراقب باشیم که ظلم نکنیم، وحدت را حفظ کنیم، در میدان باشیم، به مسئولان خدوم اعتماد کنیم و به دشمن علامت ضعف ندهیم.» ایمان، بصیرت و اتحاد رمز عبور از همه فتنه‌هاست.
11:12 - 12 مهر 1405

2 واکنش
124 بازدید