یکی از دوستان زنگ زده بود و ٢ میلیون قرض میخواست. میگفت بیرون بودیم و از کنار شیرینیفروشی رد شدیم، ماهان (پسرش) گفته «بابا بامیه میخوام.»میگه رفتم نیم کیلو گرفتم. نگار (همسرش) گفته یه کیلو هم قرابیه بگیر. نتونسته.😭 مرد ۴۵ ساله و باسواد و برنامهنویس بغض کرده بود و کم مونده بود بزنه زیر گریه!