حاج‌قاسم و مأموریت‌های نیمه‌شب

نیمه‌شب برای حاج‌قاسم زمان خواب نبود؛ زمان حرکت بود. از هورالعظیم تا دمشق و بغداد، او بارها در تاریکی شب راهی میدان‌هایی شد که سرنوشت نبردها را تغییر دادند؛ روایت مأموریت‌هایی که تاریخ را در سکوت شب نوشتند.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: برای حاج‌قاسم، شب فقط تاریکی نبود؛ یک فرصت بود. فرصتی برای غافلگیری دشمن، برای دیدن آنچه در روشنایی روز پنهان می‌ماند و برای حضور در جایی که شاید هیچ‌کس انتظار حضور فرمانده را نداشت.در سال‌های دفاع مقدس و پس از آن، بارها این فرمانده ایرانی در دل شب راهی میدان‌هایی شد که سرنوشت نبردها را تغییر می‌داد؛ شب‌هایی که گاهی سرنوشت یک عملیات، یک شهر و حتی یک کشور را رقم زد.

شبی که هور نفسش را حبس کرد

سوم اسفند ۱۳۶۲، یکی از همان شب‌های فراموش‌نشدنی بود. عملیات خیبر با رمز «یا رسول‌الله(ص)» در دل هورالعظیم آغاز شد؛ جایی که دشمن تصور می‌کرد نیزارهای گسترده و آبراه‌های پیچیده، مانعی شکست‌ناپذیر هستند.در سکوت نیمه‌شب، رزمندگان با قایق‌های کوچک از میان هور عبور کردند؛ مسیری که هر لحظه می‌توانست زیر آتش دشمن قرار گیرد.در آن روزها، حاج‌قاسم به عنوان فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله، در یکی از حساس‌ترین محورهای عملیات حضور داشت؛ فرمانده‌ای که در همین شب‌ها، تجربه‌هایی اندوخت که بعدها در میدان‌های بزرگ‌تر به کار آمد.

شناسایی در دل کانال‌های مرگ

در عملیات بیت‌المقدس، دوباره شب بود و دوباره مأموریتی که تنها از دل تاریکی ممکن می‌شد.حاج‌قاسم به همراه «برادر منصور جمشیدی» برای شناسایی وارد کانالی شدند که دشمن آن را با مین‌های ضدنفر و ضدتانک پوشانده بود. کانالی باریک که هر قدم در آن می‌توانست آخرین قدم باشد.در تاریکی، روی لبه‌های امن کانال حرکت کردند تا مسیر دشمن را شناسایی کنند. در همین مأموریت، پای همرزم حاج‌قاسم روی مین رفت و او تا پایان مسیر، کنار او ماند؛ تصویری از فرمانده‌ای که در سخت‌ترین لحظه‌ها، نیروهایش را تنها نمی‌گذاشت.

نیمه‌شبی که اسیران تشنه، مهمان شدند

در یکی از درگیری‌های سخت عملیات خیبر، تعدادی از نیروهای عراقی به اسارت درآمدند. میدان هنوز بوی آتش و جنگ می‌داد، اما اولین دستور حاج‌قاسم، دستوری برای تیراندازی نبود.او گفت: «اینها تشنه هستند. از دیشب آب نخورده‌اند؛ به آنها آب بدهید.»برای او حتی در دل نبرد، مرز انسانیت شکسته نمی‌شد.

شبی که سکوت، رمز پیروزی بود

برای حاج‌قاسم، نیمه‌شب فقط زمان عملیات نبود؛ زمان حضور بود.در بحران سوریه، زمانی که بسیاری از تحلیل‌ها از خطر سقوط دمشق سخن می‌گفتند، او خود را به قلب میدان رساند. در روزهایی که ترس و تردید سایه انداخته بود، حضور یک فرمانده در خط مقدم، به نیروها امید می‌داد.در عملیات آزادسازی نبل و الزهرا نیز روایت‌هایی از حضور شبانه او در میدان و مدیریت لحظه‌های حساس عملیات نقل شده است؛ فرمانده‌ای که حتی در اوج خستگی، آرامش خود را به نیروهایش منتقل می‌کرد.

شب وداع؛ وقتی لشکر ثارالله آماده پرواز شد

پیش از عملیات کربلای ۵، در شلمچه، یکی از ماندگارترین شب‌های دفاع مقدس رقم خورد.حاج‌قاسم بعدها از شب وداع لشکر ۴۱ ثارالله گفت؛ شبی که چراغ‌ها خاموش شد، رزمندگان دست در گردن یکدیگر انداختند و با هم وداع کردند.شهید مشایخی در همان شب از تصمیم خود برای شهادت گفت؛ از اینکه دیگر نمی‌خواهد بازگردد و آماده است همه توان خود را در میدان بگذارد.آن شب، شلمچه شاهد دل‌هایی بود که از زمین فاصله گرفته بودند.

کربلای ۵؛ کربلایی در جوار کربلای حسین(ع)

۱۹ دی ۱۳۶۵، عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد؛ عملیاتی که یکی از سخت‌ترین و خونین‌ترین نبردهای دفاع مقدس بود.حاج‌قاسم بعدها درباره این عملیات گفت: «اگر بگویم در روز عملیات کربلای ۵، کربلایی در جوار کربلای امام حسین(ع) به وقوع پیوست، سخنی به گزاف نگفته‌ام.»در آن عملیات، رزمندگان با وجود کمبود امکانات و در برابر ارتشی مجهز، حماسه‌ای بزرگ آفریدند؛ حماسه‌ای که بخش مهمی از آن در تاریکی شب‌های شلمچه شکل گرفت.

نیمه‌شبی که برای نجات سوریه وارد میدان شد

در سال‌های ابتدایی بحران سوریه، زمانی که این کشور با خطر فروپاشی روبه‌رو بود، نام حاج‌قاسم در معادلات منطقه‌ای پررنگ‌تر شد.او در میان بحران، خود را به دمشق رساند و با سازماندهی نیروهای مقاومت و طراحی راهبردهای میدانی، نقش مهمی در تغییر روند جنگ سوریه ایفا کرد.برای او، فاصله‌ای میان اتاق تصمیم‌گیری و خط مقدم وجود نداشت.

نیمه‌شبی که با ۷۰ نفر به کمک اربیل رفت

سال ۲۰۱۴، داعش با سرعت در عراق پیشروی می‌کرد و حتی تا نزدیکی بغداد رسیده بود.در همان روزها، تهدید به اقلیم کردستان نیز رسیده بود. روایت‌هایی از درخواست کمک مسئولان اقلیم و حضور سریع حاج‌قاسم در اربیل وجود دارد؛ حضوری که به عنوان یکی از نقاط مهم مقابله با پیشروی داعش از آن یاد شده است.فرمانده‌ای که با نیرویی محدود وارد میدان شد، اما حضورش پیامی بزرگ داشت: عراق تنها نخواهد ماند.

نیمه‌شبی در کرملین

سال ۲۰۱۵، سفر حاج‌قاسم به مسکو و دیدار او با مقامات روسیه، یکی از سفرهای پرحاشیه و پررمزوراز آن سال‌ها بود.روایتی مشهور از این سفر، به نماز خواندن او در کاخ کرملین اشاره دارد؛ تصویری نمادین از فرمانده‌ای که در قلب یکی از مهم‌ترین مراکز سیاسی جهان، هویت و باور خود را فراموش نکرد.

نیمه‌شب آخر؛ فرود در بغداد

بامداد ۱۳ دی ۱۳۹۸، هواپیمای حامل حاج‌قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد به زمین نشست.این بار، تاریکی شب دیگر پوششی برای حرکت نبود؛ آغاز یک عملیات تروریستی بود.در ساعت ۱:۲۰ بامداد، پهپادهای آمریکایی خودروهای حامل حاج‌قاسم، ابومهدی المهندس و همراهانشان را هدف قرار دادند و فرمانده‌ای که سال‌ها در دل خطر حرکت کرده بود، به شهادت رسید.

طلوع انتقام در نیمه‌شبی دیگر

اما مأموریت نیمه‌شب حاج‌قاسم با شهادت او پایان نیافت.پنج روز بعد، در بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸، سپاه پاسداران در عملیات «شهید سلیمانی»، پایگاه عین‌الاسد محل استقرار نیروهای آمریکایی در عراق را هدف حملات موشکی قرار داد؛ عملیاتی که در پاسخ به شهادت حاج‌قاسم انجام شد.

حرف آخر...

حاج‌قاسم، مرد نیمه‌شب‌ها بود؛ مردی که تاریخ را در سکوت شب‌ها نوشت.از نیزارهای هور تا ارتفاعات شلمچه، از بحران‌های سوریه تا فرودگاه بغداد، همیشه جایی حضور داشت که خطر نزدیک‌تر بود.برای او، شب پایان روز نبود؛ آغاز مأموریتی تازه بود و شاید ماندگارترین تصویرش همین باشد؛ سربازی که سال‌ها در تاریکی قدم زد تا دیگران بتوانند در روشنایی امنیت، قدم بردارند.
16:14 - 15 مرداد 1405
محور مقاومت
استان ها
کرمان