بعضی اشکها فقط از چشم جاری نمیشوند؛ تاریخ میسازند. محرم، ماه اشک است؛ اما نه اشکی که فقط گونهها را خیس کند، اشکی که انسان را از نو بیافریند. شاید راز مردانی که در سختترین میدانهای تاریخ ایستادند، سالها پیش در همان قطرههایی نهفته بود که شبهای روضه بر حسین(ع) ریختند. حاج قاسم، یکی از همان مردان بود.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: بعضیها سرمایه زندگیشان را در ثروت، قدرت یا شهرت جستوجو میکنند؛ اما حاج قاسم از سرمایهای سخن میگفت که در هیچ خزانهای نمیگنجید. او بارها از «گوهر اشک بر حسین فاطمه(سلاماللهعلیها)» گفت؛ گوهری که باور داشت ارزشش از هر دارایی این دنیا بیشتر است.برای او، اشک بر حسین(علیه السلام)، پایان گریه نبود؛ آغاز ساخته شدن بود.
هیئت؛ جایی که مردان بزرگ متولد میشوند
بسیاری، حاج قاسم را در میادین نبرد شناختند؛ اما مردِ میدان، در میدان جنگ متولد نشد.سالها پیش از آنکه لباس رزم بر تن کند، در هیئتها زانو زده بود.سالها پیش از آنکه فرمانده شود، شاگرد مکتب روضه بود.او خوب میدانست هیئت فقط محل سوگواری نیست؛ کارخانه انسانسازی است.همانجا که دل، پیش از بازو قوی میشود.همانجا که انسان یاد میگیرد چگونه از خود بگذرد، چگونه برای حقیقت بایستد و چگونه عزت را با آسایش معامله نکند.
گوهر اشکی که باید جهان را بسازد
حاج قاسم گفته بود: «کشوری که در قلب اسم حسین و فرهنگ عاشورا را دارد، باید در زیست و زندگی الگوی جهان باشد.»این فقط یک آرزو نبود؛ نقشه راه بود.او باور داشت اگر فرهنگ عاشورا از هیئتها بیرون بیاید و در متن زندگی جاری شود، جامعهای ساخته میشود که عدالت، وفاداری، عزت و ایثار، شعارش نیست؛ شیوه زندگیاش است.از نگاه او، حسین(ع) فقط برای گریستن نیامده است؛ آمده تا انسان و جامعهای بسازد که بتواند الگوی جهان باشد.
از روضه تا میدان
شاید راز محبوبیت حاج قاسم نیز همین بود.مردم میان اشکهایش و ایستادگیاش فاصلهای نمیدیدند.همان اشکی که شبهای محرم بر گونههایش جاری میشد، روزهای نبرد در قامت شجاعت قد میکشید.همان دلی که در مجلس اباعبدالله(علیه السلام) میشکست، در میدان، تکیهگاه دیگران میشد.او از امام حسین (علیه السلام) نمیگفت تا احساسات را برانگیزد؛ از حسین (علیه السلام) میگفت چون راهش را در کربلا پیدا کرده بود.برای همین، وقتی از حسین (علیه السلام) سخن میگفت، کسی احساس نمیکرد شعاری شنیده است.مردم، زندگی مردی را میدیدند که پیش از آنکه فرمانده باشد، شاگرد کربلا بود.
اشک؛ آغاز ایستادن
بعضیها گمان میکنند اشک، نشانه ضعف است.اما عاشورا ثابت کرد اشکی که برای حسین (علیه السلام) ریخته میشود، انسان را ضعیف نمیکند؛ استوارتر میکند.اشکی که از معرفت بجوشد، روزی در میدان، به شجاعت تبدیل میشود.شاید به همین دلیل بود که حاج قاسم، گوهر اشک را بزرگترین سرمایه خود میدانست.او فهمیده بود اشکی که در روضه میریزد، اگر از عمق باور برخیزد، روزی مردی میسازد که هیچ میدان سختی توان شکستن او را ندارد.
حرف آخر...
سالها از عاشورا گذشته است. خیمهها سوختهاند. یاران حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدهاند. اما مدرسه عاشورا هنوز تعطیل نشده است.هنوز در گوشهگوشه این سرزمین، روضههایی برپاست که مرد میسازند. هنوز اشکهایی بر حسین (علیه السلام) ریخته میشود که فردا به غیرت، وفاداری و ایستادگی تبدیل خواهند شد.شاید راز حاج قاسم را باید نه در نقشههای جنگ، که در همان اشکهایی جستوجو کرد که شبهای محرم بر گونهاش جاری میشد.
چون میدان، حاج قاسم را نساخت، میدان فقط آنچه را اشکِ حسین (علیه السلام) سالها پیش ساخته بود، به دنیا نشان داد.و شاید بزرگترین پیام محرم نیز همین باشد؛ هیچ فرماندهای در میدان متولد نمیشود.مردان بزرگ، سالها پیش از آنکه در میدان شناخته شوند، در مکتب حسین (علیه السلام) ساخته میشوند. آنجا که یک قطره اشک، میتواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد.و گاهی، تنها یک قطره اشک بر حسین (علیه السلام)، مردِ میدان میسازد.
بعضی روزها متعلق به یک واقعه نیستند؛ متعلق به یک حقیقتند. عاشورا از همین جنس است. روزی که نام امام حسین(ع) با آزادگی، عزت و ایستادن پای حق گره خورده است. شاید به همین دلیل بود که حاج قاسم وقتی میخواست هویت یک ملت را در یک جمله خلاصه کند، نگفت ما ملت قدرت یا ثروتیم؛ گفت: «ما ملت امام حسینیم.»
در تاسوعا، بیش از آنکه از شمشیر حضرت عباس(ع) یاد شود، از عَلَم او سخن گفته میشود؛ نشانهای از وفاداری و مسوولیتی که نباید بر زمین میماند. شاید به همین دلیل است که نام حاج قاسم سلیمانی در ذهن بسیاری از مردم، با همین تصویر گره خورده؛ مردی که سالها پس از رفتن همرزمانش ماند تا بار راهی را بر دوش بکشد…
بعضی آرزوها، خانه، مقام و موفقیتند اما بعضی آرزوها یک عمر بر شانه آدم سنگینی میکنند. آرزوی «حاج قاسم» از جنس دوم بود؛ رسیدن به قافله شهدا. آرزویی که سالها با او ماند، در نگاهش نشست و سرانجام در سحرگاهی زمستانی، به «رسیدن» بدل شد.