کرمان؛ شبی که رسانه‌ها تفنگ شدند

در قرار نوزدهم، میدان کوثر نه در سکوت که در غوغای عزت غرق بود. جایی که قلم‌ها نیامدند بنویسند، بلکه آمدند تا بیعت کنند؛ با امامی زنده، با راهی که از خون رهبر شهید تا خون کودکان معصوم میناب، از رگ‌های فرماندهان تا قلب سردار دلها، آبیاری شده است.
خبرگزاری فارس _ کرمان: میدان کوثر، آن سوی دیوارهای غبارگرفته تاریخ، دیشب تماشاگه راز بود و موکب بقیه‌الله، ضلع شمالی میدان، دیگر فقط جایگاه چای نبود؛ معراج عکاسانی شده بود که دوربین‌هایشان قبله‌گاه پیدا کرده بود. از سردی شب، خبری نبود. هر نفس، گرمای نفیر «لبیک یا خامنه‌ای» را با خود تا آسمان می‌برد. اینجا کرمان بود، دیار مردی که با خونش به دنیا فهماند غیرت یعنی چه. اینجا فرزندان او، اما نه در لباس رزم، که با سلاح قلم و تصویر، صف‌آرایی کرده بودند تا به دشمن بگویند شهید رفتن تمام نمی‌شود، تازه شروع می‌شود.

«سربازان قلم»؛ روایت‌گران غیور یک بیعت تاریخی

دیشب، فرق میان خبرنگار و خبر، گم شده بود. آن‌هایی که همیشه پشت دوربین بودند، حالا سوژه‌ای شدند از جنس وفاداری. بلاگرها، مدیران رسانه‌ای، اینفلوئنسرها و عکاسان، همه و همه آمده بودند تا قاب نوزدهمین شب را با چکش‌های کلامشان، بر سینه تاریخ حک کنند. این اجتماع، فقط یک «خبر» نبود؛ سندی بود بر اینکه رسانه در مکتب حاج قاسم، از گزارش صرف فراتر می‌رود و به «حماسه» می‌پیوندد. صدایی که از این میدان برمی‌خاست، نه فقط برای مخاطب که برای دشمن، طنین هولناکی داشت.

از شوق بیعت تا فوران خشم

چشمان خیس عکاس را می‌گفتی که پشت لنز، شبنم بسته است؛ اما این رطوبت دوربین نبود، اشکی بود که برای قاب‌گیری از حامیان رهبر، از دیدگان جاری می‌شد. در آن شامگاه سرد، بیعت با ولی‌امر مسلمین، تنها یک حرکت نمادین نبود؛ تجدید میثاقی بود با آرمان‌هایی که امام خمینی (ره) برافراشت و خونی که رهبر شهید، فرماندهان و سردار سلیمانی برایش نثار کرد.دشمن گمان کرد با شهادت یک سرباز، راهش بسته می‌شود. غافل از اینکه هر قطره خون شهید، هزاران سرباز تربیت می‌کند. دیشب در کرمان، سربازان جدیدی قد علم کردند؛ سربازانی که سنگرشان رسانه بود و فشنگشان کلمه. آن‌ها با رهبرشان بیعت کردند تا فریاد بزنند: «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، و این فریاد از کرمان تا قدس، دیوارهای ظلمت را نشانه گرفت.عکاسان با شاترهایشان، از هر زاویه، وفاداری را شکار می‌کردند. مدیران رسانه‌ای، دست در دست هم، نقشه‌ای نو برای جهاد تبیین می‌کشیدند. حتی آن دختربچه‌ای که بر دوش پدر، پرچم «یا مهدی» را تکان می‌داد، داشت روایتی از تداوم این راه را فریاد می‌زد. اینجا صدای واحد بود؛ صدای امتی که زیر بیرق ولایت، وحدت را معنا کرد.

اینجا کرمان است؛ زادگاه مردان بی‌ادعا، خاستگاه طوفان‌های سهمگین

گویی «حاج قاسم» نیز دیشب در میان جمع بود، بی‌آنکه دیده شود. نامش بر سر زبان‌ها بود، راهش در دلها. او که همیشه می‌گفت «ما ملت امام حسینیم»، دیشب تجسم عینی این ملت را در پای بیعت با رهبرشان به نمایش گذاشت. میدان کوثر، تبدیل به کربلایی کوچک شده بود؛ با همان شور و همان شعور. انگار قرار بود از این میدان، پیامی به گوش جهانیان برسد: «ما هستیم و تا آخر ایستاده‌ایم.»

پیامی به فرزندان فردا

در میان هیاهوی احساس و حماسه، نگاه‌ها به افق دوخته شده بود. انگار پدران و مادرانی که فریاد می‌زدند، می‌خواستند به فرداها بگویند: «فرزندان من! بدانید که ما در این شب، با تمام وجود ایستادیم تا غیرتمان را فریاد بزنیم. این اشک‌ها و این مقاومت‌ها، سند شرافت ماست. هر قطره اشکی که برای رهبرمان ریختیم، گواهی است بر اینکه ذره‌ای از آرمان‌های انقلاب کوتاه نیامده‌ایم.»دشمنان خیال کردند با گذشت زمان، عزم‌ها سست می‌شود. اما دیشب، نوزدهمین شب تجمع، گواهی داد که این ملت نه فقط خسته نشده، که مصمم‌تر از همیشه، راهش را ادامه می‌دهد. «مرگ بر آمریکا»ی آن‌ها، نه یک شعار که یک استراتژی بود. «بیعت با خامنه‌ای» آن‌ها، نه یک حرکت احساسی که یک بصیرت عمیق بود.

حرف آخر؛ رسانه‌ها تفنگ شدند

آن‌ها آمدند تا قلم‌هایشان را به خطبه‌ی خونین ولایت پیوند بزنند. نتیجه این شب، یک گزارش ساده نبود؛ نتیجه، اعلام موجودیت «ارتش رسانه‌ای مقاومت» بود.دشمن بداند: تا وقتی نام کرمان با «حاج قاسم» گره خورده است، تا وقتی میدان کوثر میزبان بیعت‌کنندگان با رهبر است، تا وقتی عکاس و خبرنگار، سلاح قلم را برای شکار لحظه‌های حماسه به کار می‌گیرند، این انقلاب بی‌صاحب نخواهد ماند.
و اینگونه است که تاریخ ورق خواهد خورد: شبی که کرمان، پایتخت مقاومت جهان اسلام، نه با موشک که با قلم‌ رسانه‌هایش، ضربه کاری را بر پیکر استکبار فرود آورد. این، سوگند ماست به «حاج قاسم»؛ این، بیعت ماست با خامنه‌ای عزیز.اما این پایان ماجرا نیست؛ این طلیعه‌ای است از فجر نهایی که همین حالا آغاز شده است.
اینک، این موج از کرمان برخاسته و سراسر جبهه‌های مقاومت را در نوردیده است. از غزه تا یمن، از لبنان تا عراق، همه یکصدا فریاد برآورده‌اند: «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل». این فریاد از ایران شروع شد و حالا طنینش از هر مناره‌ای در جهان اسلام به گوش می‌رسد.این همان موجی است که رژیم صهیونیستی را به لرزه انداخته، این همان طوفانی است که کاخ سفید را در خود بلعیده است. دشمن امروز با چشم خود می‌بیند که رسانه‌های جبهه مقاومت، از کرمان تا غزه، از صنعا تا بغداد، یکپارچه شده‌اند و با قلم‌هایشان، سنگرهای دروغ را فتح می‌کنند.و این تازه شروع ماجراست...
به زودی، وقتی آخرین سنگر استکبار فرو بریزد، وقتی پرچم عدالت بر فراز قدس شریف به اهتزاز درآید، وقتی منجی عالم بشریت، امام زمان(عج)، ظهور کند، خواهد دید که سربازانش در کرمان، در میدان کوثر، با قلم‌هایشان، بخشی از این پیروزی بزرگ را رقم زده‌اند.این وعده‌ای است که خداوند داده و هرگز خلاف وعده نمی‌کند. رزمندگان ما در بدر و خیبر پیروز شدند، در دفاع مقدس حماسه آفریدند، در جبهه‌های مقاومت ایستادگی کردند و حالا در میدان رسانه، آخرین نبرد را آغاز کرده‌اند.نبرد نهایی، نبرد روایت‌هاست و ما پیروزیم.ایران تا ابد زنده است، مقاومت تا ظهور پایدار است و استکبار به نابودی محکوم است.#جنگ #جنگ_رمضان #رهبر_شهید #ایران #آمریکا #اسرائیل #کرمان
08:44 - 29 اسفند 1404

0 بازدید