وقتی اشکِ عاشورا با داغِ رهبر شهید در هم می‌آمیزد

شب عاشورای امسال، سوگِ حسین(ع) در این شهر با داغِ تازهٔ رهبر شهید، پیوندی ناگسستنی خورده است؛ از حرم کریمه اهل‌بیت (س) تا مسجد مقدس جمکران، عزاداران با اشکی آمیخته به حماسه، لبیک‌گویِ «هل من ناصر» حسین(ع) شده‌اند.
به گزارش خبرگزاری فارس از قم، در شب‌ عاشورا، شهر کریمه اهل‌بیت(س)، دیگر آن شهر همیشگی نیست؛ گویی زمان در میانهٔ تلاطم اشک ایستاده است و تمام جریان زندگی، تنها بر محور یک نقطه متمرکز شده، آن هم «حسین». از کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی تا خیابان‌های منتهی به حرم مطهر، عطر اسپند با صدای نوحه‌خوانی و سوز سینه‌های عزاداران درهم‌آمیخته و هوای شهر را به تلفیقی از سوگ و حماسه بدل کرده است.در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، صحنه چنان پرشور است که گویی دریای خروشانی از عاشقان در میان صحن‌ها موج می‌زند.دسته‌های عزاداری با قدم‌هایی استوار و چشمانی اشک‌بار، از نقاط مختلف به سمت آستان مقدس بانوی کرامت روانه می‌شوند؛ در مسجد مقدس جمکران نیز، با حضور پرشور عزاداران، عرض تسلیت به محضر امام عصر ارواحنافداه با سینه‌زنی و مرثیه‌سرایی‌های سوزناک همراه است؛ گویی مردم به این مکان مقدس پناه آورده‌اند تا با فریاد یا صاحب‌الزمان، به ندای هل من ناصر ینصرنی سیدالشهدا علیه‌السلام، لبیک‌گویند.

روایتِ خادمان؛ از نذرِ کودکی تا برکتِ خدمت

در میان این جمعیت عظیم در ظهر تاسوعا، جوانان خادم و سقا، نمادهای پایداری آستان حسینی هستند؛ مردانی که زندگی‌شان را وقف این خدمت کرده‌اند. یکی از ساقیان حرم، درحالی‌که مشک خود را برای سیراب‌کردن لب‌های تشنه عزاداران حسینی آماده می‌کند، با چشمانی غم‌بار می‌گوید: «ما از بچگی نذر کرده بودیم که اینجا باشیم.» دیگری با لبخندی از سر تواضع روایت می‌کند: «با اولین حقوقی که از سرکار گرفتم، لباس سقایی خریدم؛ حالا ۲۰ سال است که این لباس را بر تن دارم و در خدمت این آستان هستم و الحمدلله افتخار نوکری این آستان نصیب و روزی‌ام شده»خادمان حرم، خدمت در این صحن‌ها را نه یک وظیفه، بلکه یک «حیات دوباره» می‌دانند؛ آن‌ها معتقدند لحظاتی که در خدمت این آستان هستند، از عمرشان حساب نمی‌شود و برکات حضرت معصومه (س) به تمام زندگی‌شان‌ گره‌خورده است.

از کربلا تا امروز: یک داغ، یک خون

اما امسال، سوگِ قم رنگ و بویی متفاوت دارد؛ پیوندی ناگسستنی میان داغِ حسین (ع) و شهادت رهبر شهید؛ در این شب‌ها، تلاقیِ غم‌ها، معنای دیگری به اشک‌ها می‌بخشد. داغِ علی‌اصغر (ع) که تشنه‌لب پر کشید و داغِ حسین (ع) که در گودال قتلگاه، با لبانی خشک و عطشان، غریبانه به شهادت رسید، اکنون با داغِ زهرای کوچک چهارده‌ماهه (نوه شیرخوار رهبر شهیدمان) و دانش‌آموزان مدرسه میناب و دیگر شهدای وطن درهم‌آمیخته است.مردم می‌گویند: «از وقتی خبر تشییع آقا را شنیدیم، انگار داغمان دوباره تازه شده قلبمان آتش‌گرفته.» یکی از عزاداران که اشک از چشمانش همچون باران جاری است، با آهی از عمق دل می‌گوید: «انگار پدرم را از دست دادم.» در مقابل، مردی در میان هیئت باصلابت می‌گوید: «همان‌طور که رهبرمان می‌فرمود، جنسِ غم سیدالشهدا (ع) از جنس عجز و ناله نیست، از جنس حماسه و شجاعت است؛ داغ شهادت رهبر شهیدمان نیز دقیقاً از همین جنس است؛ ایشان نیز همچون جد غریبشان، با دهان روزه و در اوج تشنگی، مظلومانه به شهادت رسیدند.»این پیوندِ حماسی، عزاداری را از یک سوگ، به صحنه‌ای از مقاومت، ایستادگی و صلابت بدل کرده است؛ جایی که عزاداران هم‌زمان برای حفظ سلامتی و اقتدار رهبرشان دعا می‌کنند و از خداوند، فرج امام غائبشان (عج) را می‌خواهند.

عاشورا؛ از مکتب شهادت تا ضرورت دشمن‌شناسی

در میان این فضای معنوی، بازخوانی دروس نهضت عاشورا، بیش از هر زمان دیگری ضرورت می‌یابد؛ ماهیت نهضت عاشورا، فراتر از یک سوگ سنتی، عرصهٔ بیداری، آزادگی و نمایشگاهی از تمام فضایل انسانی و شجاعت است؛ اما در دل این حماسه‌ها، درسی حیاتی نهفته است و آن چیزی نیست غیر از «دشمن‌شناسی». شناخت ماهیت واقعی دشمنان حق، نخستین قدم برای حفظ دین و ملت است؛ چرا که شناخت درست، مسلمانان را قادر می‌سازد تا شهادت در راه حق را نه با شک و تردید، بلکه باعزت و مردانگی تمام بپذیرند؛ امروزه‌ این درس، با ابعاد جهانی‌تری بازتعریف می‌شود؛ جایی که صهیونیسم به‌عنوان دنباله‌رو راه باطل و تلاش‌گر برای سیطره بر جهان، چهره‌اش خودنمایی می‌کند. در این میان، ایستادگی در برابر رژیم غاصب و کودک کش صهیونیستی، دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه وظیفهٔ اصلی و غیرقابل‌انکار مسلمانان آزاده است.مقابله با این باطل، مستلزم برخورداری از آگاهی کامل نسبت به اهداف و ماهیت دشمنان حقیقی است تا مسلمانان بتوانند باتکیه‌بر آگاهی، در برابر اقدامات رژیم صهیونیستی، همان گونه که در کربلا ایستادگی کردند، ایستادگی کنند.

از چای‌خانه‌ حضرتی تا موکب‌های میدان آستانه

در تمام گوشه‌کنار شهر، مراسم‌ها با تنوعی از اشک و ایمان برپا است؛ از محافل روضه‌خوانی خانگی که فضای خانه را به حسینیه‌ای کوچک بدل کرده‌اند، تا چای‌خانه‌های حضرتی که گرمای چای آن‌ها، سرمای اشکِ عزاداران را تسکین می‌دهد.در اطراف میدان آستانه، موکب‌داران آمده‌اند تا لذت خدمت به عزاداران حسینی را با اشک برای مظلومیت و مصائب سیدالشهدا (ع) پیوند دهند؛ همان‌هایی که تنها دلخوشی‌شان، تعارف کردن یک لیوان آب یا چای به عزاداران است؛ آن‌ها می‌گویند: «از شروع این روزهای سخت تا به امروز، تنها دلخوشی ما این است که خودمان را در غصه و اشک مردم شریک می‌کنیم.»

عزاداری در خیابان؛ فریادِ وفاداری به وطن و انقلاب

امسال، هیئت‌های خیابانی با رویکردی متفاوت ظاهر شده‌اند؛ هیئت‌هایی که تصمیم گرفته‌اند مراسم خود را در دل خیابان‌ها برگزار کنند تا پیامی روشن به جهانیان بدهند؛ یکی از اعضای این هیئات خیابانی می‌گوید: «امسال روضه را در خیابان می‌خوانیم تا ثابت کنیم وقتی پای وطن در میان باشد، ما از همه چیز می‌گذریم؛ ما تا آخرین لحظه، پای این انقلاب می‌مانیم و حتی روضه سیدالشهدا را هم به خیابان آوردیم تا نشان دهیم ایمان ما، عینِ ایستادگی است.»در شهر قم، در شب‌های عاشورا، تنها اشک ریخته نمی‌شود؛ اینجا جایی است که داغِ دین و داغِ وطن در کنار هم، حماسه‌ای از عشق و وفاداری را رقم می‌زند.
۱۴ MB

یکی بهم بگه دروغه...

اما یک سال پیش مثل چنین شبی در شب عاشورا، به ناگهان خورشیدی از امید، به تمام قلوب آزادگان جهان تابید، خورشیدی که دیگر بین ما نیست؛ اما راه و هدف او، چراغ روشنی در رسیدن به قله تمدن اسلامی است.اللهم عجل لولیک الفرج
۲ MB
22:21 - 3 تیر 1405
خط رهبری
استان ها
قم

3 بازنشر13 واکنش
37٫9k بازدید