ماهیگیری غربگرایان از میز مذاکره

آيا ما واقعاً ميان انتخاب ميز مذاكره يا جنگ گیر كرده ايم؟
به گزارش خبرگزاری فارس، مسعود اکبری در کیهان نوشت: 1- جناب آقای پزشکیان، رئیس‌جمهور محترم کشورمان اخیرا در اظهارنظری گفته است:«باید تلاش کنیم وحدت و انسجام در کشور نشکند. اینکه شعار می‌دهند گفت‌وگو نکنیم‌ اگر گفت‌وگو نکنیم‌ چه کار کنیم؟ تا آخر دعوا کنیم؟ ما با عزت، گفت‌وگو می‌کنیم.»همین ابتدای امر باید گفت که اولا هیچ‌کس مخالف اصل مذاکره و گفت‌وگو نیست؛ ثانیا هر مذاکره‌ای صورت گیرد، با اذن رهبر معظم انقلاب و رعایت حقوق مسلم ملت ایران توسط دولت و تیم مذاکره‌کننده انجام می‌شود؛ ثالثا در دلسوزی و صداقت جناب آقای پزشکیان هیچ شک و تردیدی نیست. بلکه مسئله نگران‌کننده، ماهیگیری جریان غربگرا از این قبیل اظهارات است.نشان به آن نشان که بلافاصله پس از سخنان رئیس‌جمهور، تیترهای هماهنگ روزنامه‌های زنجیره‌ای نشان داد که آن‌ها به دنبال بازسازی همان بن‌بستِ خودساخته‌ای هستند که ایران را در دهه ۹۰ به رکود کشاند. تیترهایی چون «مذاکره نکنیم، چه کنیم؟» در واقع تلاشی برای القای این حس است که گویی هیچ راه سومی وجود ندارد: یا انتخاب میز مذاکره، یا جنگی ویرانگر. واقعیت این است که این جریان با نادیده گرفتن عامدانه‌ تجربیات تلخ گذشته، سعی دارد حافظه تاریخی ملت را پاک کند.2- اصرار بر دوگانه دروغین «مذاکره-جنگ» از سوی جریان غربگرا، با نگاه خوشبینانه نشان‌دهنده یک اختلال شناختی و با نگاه واقع‌بینانه نشان‌دهنده یک پروژه سیاسی برای خلع سلاح روانی مسئولین و مردم است.هدف نهائی این دوگانه‌سازی دروغین، سلب اعتماد به نفس ملی و القای این گزاره است که «ما بدون غرب نمی‌توانیم زندگی کنیم.»!
3- شین‌هوا، خبرگزاری دولتی چین اخیرا در خبری اعلام کرد:«چین برای اولین بار به صورت رسمی مقابل تحریم نفتی آمریکا علیه ایران ایستاد.» طبق این خبر، «وزارت بازرگانی چین یک دستور منع حقوقی صادر کرده که هرگونه به‌رسمیت‌ شناختن، اجرا یا تبعیت از تحریم‌های آمریکا علیه ۵ پالایشگاه چینی به اتهام خرید نفت از ایران را ممنوع کرد.» چین این تحریم‌ها را ناقض حقوق بین‌الملل دانسته و شرکت‌ها و بانک‌های چینی را ملزم به نادیده گرفتن آن‌ها کرده.»این اقدام چین، یکی از جدیدترین مصادیق تغییر نظم جهانی است. این همان «راه سوم» است؛ ایجاد بلوک‌های قدرت جدید که بدون جنگ نظامی و بدون مذاکره، ابزار فشار دولت تروریست آمریکا را کم‌اثر و بلکه بی‌اثر می‌کند. به عبارت دیگر، اقدام اخیر چین در صدور دستور منع حقوقی علیه تحریم‌های آمریکا، تنها یک همکاری تجاری ساده نیست؛ این یک تحول علیه دیکتاتوری دلار و تروریسم اقتصادی واشنگتن است. برای دهه‌ها، ابزار تحریم به عنوان یک سلاح «کم‌هزینه و پربازده» برای آمریکا عمل می‌کرد، چرا که سایر قدرت‌ها جرأت به چالش کشیدن آن را نداشتند.وقتی چین به عنوان بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان، رسماً اعلام می‌کند که تحریم‌های یکجانبه آمریکا را به رسمیت نمی‌شناسد، یعنی ستون فقرات فشار حداکثری شکسته است. در این نظم جدید، ایران نه یک کشور محصور در تحریم، بلکه یک چهارراه استراتژیک در کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب است که می‌تواند میز مذاکره را به موضع اقتدار تبدیل کند.
4- یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌هایی که جریان غربگرا به اعتماد به نفس ملی زد، القای این حس بود که آمریکا با یک دکمه می‌تواند توان دفاعی ما را نابود کند. این مرعوب‌سازی نابخردانه، زیربنای تئوریک امتیازدهی‌های بی‌پایان بود. اما واقعیتِ میدان، از عین‌الاسد و العدید تا شگفتانه‌های نیروهای مسلح ایران در جنگ رمضان، نشان داد که نه‌تنها دکمه‌ای در کار نیست، بلکه گنبد‌های آهنین و سیستم چند لایه پدافندی آمریکایی-صهیونی نیز در برابر موشک‌های ‌هایپرسونیک و پهپادهای نقطه‌زن ایرانی، پوشالی‌تر از آن هستند که تصور می‌شد.جریان غربگرا همواره تلاش کرده است با بزرگ‌نمایی توان تکنولوژیک غرب، نوعی «فلج تحلیلی» در بدنه تصمیم‌ساز کشور ایجاد کند. بر همین اساس گزاره‌هایی نظیر «آمریکا می‌تواند سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد»، تلاشی برای توجیه برچیدن مؤلفه‌های قدرت ملی از جمله توان موشکی و منطقه‌ای بود.حال غربگرایان باید به این سؤال پاسخ دهند که اگر آمریکا صاحب آن «دکمه جادویی» بود، چرا در برابر هدف قرار گرفتن پایگاه‌هایش در منطقه سکوت کرد؟! حقیقت آن است که قدرت نظامی ایران دیگر یک متغیر وابسته نیست، بلکه یک «واقعیت بازدارنده» است که هرگونه گزینه نظامی را برای دشمن به یک خودکشی استراتژیک تبدیل کرده است.5- دو دهه مذاکره مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا، یک واقعیت را بارها آشکار کرد و آن اینکه آمریکا به دنبال «توافق» نیست، بلکه به دنبال «تسلیم» است. پیمان‌شکنی‌ها و خیانت‌ها و خباثت‌های مکرر واشنگتن در مذاکرات، به دفعات این مسئله را اثبات کرده است.
با این‌حال جریان غربگرا همچنان بر مذاکره با طرفی اصرار می‌کند که بارها زیر میز زده است. این طیف، «صلح» را به معنای «نبود جنگ» تعریف می‌کند، در حالی که در قاموس استکبار، صلح یعنی «پذیرش سلطه بدون مقاومت.»در حقیقت، تقابل دو دیدگاه «بهره‌مندی از مؤلفه‌های قدرت به منظور چانه‌زنی و امتیازگیری در میز مذاکره» در برابر «چوب حراج زدن به مؤلفه‌های قدرت پای میز مذاکره»، تفاوت بنیادین تفکر انقلابی با تفکر غربگرا در فهم معنای «دیپلماسی» است.6- جریان غربگرا، مذاکره را یک «پناهگاه» می‌بیند. در این نگاه، ما باید امتیاز بدهیم تا خشم دشمن را فرو بنشانیم. این در حالی است که این دیدگاه، تجربیات تلخی در کشورهای دیگر و از جمله لیبی داشته است. در سوی مقابل، جریان انقلابی مذاکره را «فصل برداشت» می‌بیند. قدرت در «میدان» (نظامی، علمی، منطقه‌ای) تولید می‌شود و دیپلمات وظیفه دارد این قدرت تولید شده را به «امتیاز سیاسی و اقتصادی» تبدیل کند. در این دیدگاه، میز مذاکره سنگر دوم است؛ اگر در میدان دست‌مان پر نباشد، پشت میز جز امضای بیانیه تسلیم، کاری نمی‌توان کرد. ما مذاکره می‌کنیم تا حقوق غصب شده ملت را «نقد» کنیم، نه اینکه بر سر اصل حقوق، چانه بزنیم.7- آنچه در سخنان رئیس‌جمهور محترم تحت عنوان «گفت‌وگو با عزت» مطرح شد، فی‌نفسه یک اصل خدشه‌ناپذیر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است. اما پرسش اساسی اینجاست که تعریف «عزت» در منظومه فکری جریان غربگرا چیست؟ تجربه دهه ۹۰ به ما آموخت که از دیدگاه این جریان، عزت به معنای نشستن در سطحی برابر با دولت‌های غربی نیست، بلکه صرفاً به معنای پذیرش شروط دیکته شده طرف مقابل است.
8- جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه از میز مذاکره فرار نکرده است، بلکه این دولت‌های غربی به سرکردگی آمریکا بودندکه با نقض عهد و خباثت، میز مذاکره را ترک و آن را بمباران کردند. بر همین اساس تفاوت دیدگاه انقلابی با دیدگاه غربگرا در این است که ما مذاکره را برای «احقاق حق» و نقدکردن امتیازاتی که در میدان کسب کردیم، می‌خواهیم ولی جریان غربگرا، مذاکره را صرفا در امتیازدهی یکطرفه و اجرای دیکته طرف مقابل می‌بیند.9- برخلاف روایت رسانه‌های غربی و عبری که تلاش می‌کنند ایران را بازیگری ماجراجو و لجباز نشان دهند، تاریخ معاصر گواهی می‌دهد که ایران همواره به «عهد» خود وفادار بوده است. فتوای حرمت سلاح هسته‌ای و گزارش‌های مکرر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تایید پایبندی ایران به برجام، تنها بخشی از مصادیق رفتار متعهدانه ایران است.10- در حال حاضر ایران با تکیه بر انسجام ملی، وحدت میان مردم و مسئولین، اتحادهای جهانی منهای آمریکا، تقویت بنیه دفاعی و بهره‌مندی از نعمت تنگه هرمز، هزینه‌ جنگ را برای دشمن آمریکایی-صهیونی به مراتب بالا برده است. بر همین اساس، این آمریکای حقیر و همپیمانانش هستند که محتاج مذاکره با ایران هستند و چاره‌ای جز آن ندارند. #مذاکره #تسلیم #آمریکا#چین #غرب_گرا
01:38 - 30 اردیبهشت 1405
سیاست
سیاست داخلی
مجلس

2 بازنشر4 واکنش
36٫5k بازدید