📢《افسار شتر بر دُم خر بستن...》

حکایت آشنایی است.چه بسیار دیدیم که افرادی که خودشان به اندازه کُره شتر هم نبودند ولی خود را با القابی شیرین و دهن پُرکن، بر مردم و ذهنیت مردم تحمیل کردند و متأسفانه چون شایستهٔ این همه احترام و کرامت نبودند، نتوانستند با بزرگان و اهل فضل و دانش باشند، ولی خیلی زود، مجموعه ای از کوته فکران و بی خردان را دور خود جمع کرده و چون محتوایی برای تحلیل و سخنی بزرگ در شأن ملت نداشتند، به هجویات و وهمیات روی آوردند تا نابود شدند.
افسار شتر بر دم خر بستن....نقل است که ساربانی در واپسین روزهای عمر خود، شترش را فراخواند و از او طلب حلالیت کرد. او تمامی سختیهایی که بر این حیوان روا داشته بود، از جمله تازیانه زدن، بی غذایی و بی آبی را برشمرد و با درماندگی پرسید:“آیا مرا می بخشی؟”شتر با صدایی آرام گفت:“همه را می بخشم، جز یک چیز…”ساربان با تعجب پرسید:“کدام کار را؟”شتر پاسخ داد:آن روز که افسارم را به دُم خر بستی. آن تحقیر را هرگز فراموش نمیکنم و تو را نخواهم بخشید.”این ضرب المثل تنها برای خنده و تلطیف روان نیست.بسیار نکته ای ظریف و توصیه ای بسیط برای اهل درک است که گاهی در حصاری از سکون و بی فکری خود را به زنجیر می کشند و چشم بر حقیقت می بندند. *معنای عمیقتر* این حکایت، تمثیلی است از واقعیت های تلخی که در جوامع مختلف رخ می دهد. زمانی که افراد نالایق و فاقد تخصص، مسئولیتهای کلیدی را بر عهده می گیرند و باز بدتر از آن، مصلحت جامعه و مردم را به دُم افراد نالایق تر از خود می بندند، نه تنها موجب سقوط بهره وری و ناکارآمدی سیستم می شود، بلکه به افراد شایسته و توانمند نیز ضربه ای جبران ناپذیر وارد می کنند.*حکایت آشنایی است...*چه بسیار دیدیم که افرادی که خودشان به اندازه کُره شتر هم نبودند ولی خود را با القابی شیرین و دهن پُرکن، بر مردم و ذهنیت مردم تحمیل کردند و متأسفانه چون شایستهٔ این همه احترام و کرامت نبودند، نتوانستند با بزرگان و اهل فضل و دانش باشند، ولی خیلی زود، مجموعه ای از کوته فکران و بی خردان را دور خود جمع کرده و چون محتوایی برای تحلیل و سخنی بزرگ در شأن ملت نداشتند، به هجویات و وهمیات روی آوردند تا نابود شدند..
در چنین شرایطی می بینیم که نخبگان و بزرگان و دانشگاهیان و خردمندان از جمع شان خارج و الاغ، یعنی نماد نفهمی و کج اندیشی را رها کردند.طبیعی است که همه از الاغ های کوته بین و حقارت آفرین دوری می کنند.چراکه چنین مشاورانی نمی توانند جذابیت و اهلیت لازم را برای جذب نخبگان و متخصصان داشته باشند..موجب دلسردی جامعه و ناامیدی مردم می شوند. بهره وری و کارآمدی گروه و جامعه را کاهش می دهند. مانع تصمیم گیری صحیح و تحلیل علمی می شوند. و نهایتاً خود بحرانی بزرگ در جمع و گروه و جامعه می شوند. *نتیجه گیری:*افسار امور را نباید به دست افراد ناشایست سپرد. اگر ندانیم که آیندهٔ خود را به دست چه کسانی می سپاریم، شاید فرصت عذرخواهی از عقل و وجدان خود را هم از دست بدهیم. و اگر نتوانیم مصلحت مان را مدیریت کنیم و قدرت تحلیل آدم ها را داشته باشیم، فرصت زندگی و به هدف رسیدن را نیز از دست خواهیم داد. پس تا فرصت لازم را برای اندیشیدن و تعمق بر آدمها و گروههای اطراف خود داریم، باید بیاندیشیم و اجازه ندهیم که هر کوته فکر و بداندیشی برای ما تصمیم گیری و مصلحت اندیشی کند..../پایان#ایران #استانها #کهگیلویه#داستان#ضربلمثل#حکایت#افسارشتر#دُمِخَرّ
۱۴۷ KB
00:42 - 12 مارس 2025
سیاست
احزاب و تشکل‌ها
سیاست داخلی