مدنی زاده با چهره مطلوب و افکار خطرناک
برخلاف آقای همتی که در ظاهر چهره و بیان ویژگیهای نامطلوب و آزار دهنده ای دارد ، آقای دکتر مدنی زاده واجد چهره ای آراسته و مطلوب است و هم در بیان با گویش نسبتا متین و آرام و خوش لهجه قابل قبول است و این خود امتیازی به حساب می آید ، لکن آشنایی با تفکرات اقتصادی و دیدگاه اجتماعی ایشان که نه در مصاحبه ها و سخنرانی های اخیر ، بلکه در لابلای متون و مطالب منتشر شده توسط خود ایشان ، نشان میدهد که افکار ایشان عصاره همه اشتباهاتی است که در دهه های اخیر در اقتصاد ایران و سایر کشورهای جهان سوم بارها آزموده شده و ادامه آن چقدر میتواند خطرناک باشد . ایشان در کتاب «عوامل رکود تورمی و راهکارهای خروج» مواردی را مطرح میکند که خلاصه آن این هست :
رهاسازی بازار ارز:یکی از دلایل استیضاح آقای همتی، رهاسازی بازار ارز و افزایش لجامگسیخته و بیسابقه نرخ ارز بوده است.اما آقای مدنیزاده در صفحه ۵۷ و صفحه ۶۲ کتاب بیان میدارد:«ثباتسازی (و نه میخکوب) نرخ ارز مهمترین و ابتداییترین تحولات در حوزه سیاستهای تجاری هستند ... مهمترین سیاست اشتباه سیاست #لنگر_ارزی است که مانند بمب ساعتی عمل میکند. و در بلندمدت باعث کسری بودجه میگردد.»این همان سیاست غلط وزارت آقای همتی است که جناب مدنیزاده قصد تکرار همان سیاست غلط را دارد. سرکوب شدید دستمزدها:آقای مدنیزاده در صفحه ۶۲ کتاب، تعیین دستمزد کارگران و کارمندان بر اساس تورم را از رایجترین و اشتباهترین سیاستهای دولت ایران میداند و آن را باعث تورم اعلام میکند !!!در صفحه ۲۸ کتاب نیز میگوید:«اگر دستمزد به اندازه کافی کاهش پیدا نکند تقاضای نیروی کار کاهش و بیکاری افزایش پیدا مییابد. این سازوکار به رکود تورمی میانجامد.»یعنی حتی همین مقدار اندک افزایش دستمزد را نیز برنمیتابد و نه تنها دستمزد نباید افزایش بیابد، بلکه باید کاهشی هم باشد.رهاسازی قیمت کالاها و اجناس:آقای مدنیزاده در صفحه ۵۶ کتاب عنوان میکند:«سیاست بلندمدت افزایش (واقعی سازی) قیمت کالا ... یک نمونه سیاستهای پیشنهادی در راستای کاهش کسری بودجه و افزایش درآمدهای از دست رفته دولت است.» (!!!)قبلا هم از ایشان شنیده بودیم که باید قیمتها را گران کنیم تا مردم کالای بهتری خریداری کنند. نتیجه این عقیده، قطعاً #گرانی_بنزین و حاملهای انرژی برای جبران کسری بودجه است. موضوعی که نتیجهای جز تورمهای افسارگسیخته و بیپایان نخواهد داشت.همان تجربه تلخِ فاجعه #آبان۹۸ !اعتباربخشی به سفتهبازی در بازار ارز:ایشان در صفحه ۴۳ کتاب میگویند:«فرآیند سفتهبازی بازار ارز، خالی از فایده نخواهد بود، چرا که قابلیت Hedge را پدید میآورد و باعث میشود که آحاد اقتصادی شوکها را بهتر مدیریت کنند»یکی از راهکارهای نجات اقتصاد ایران، شفافسازی بازارهای مالی، از جمله بازار ارز و طلاست. اما ایشان نه تنها معتقد به شفافیت در این بازارها نیست، بلکه رسماً بازار سیاه و سفتهبازی در این بازار ارز را مفید میداند!یعنی باید منتظر انفجار قیمت ارز و دلار ۱۵۰ هزار تومانی باشیم! قطع تسهیلات بانکی به بخش تولید:در صفحه ۶۱ کتاب میخوانیم: «یکی دیگر از اشتباهات اعطای وام به جهت برانگیختن اقتصاد و تحرک تولیدکنندگان است. این سیاست موجب افزایش تورم میشود.»دقت کنید. ایشان در بررسی اقتصاد ایران، هیچ ایرادی به وامهای بیضابطه بانکهای خصوصی و تورم ناشی از خلق پول بیضابطه نمینماید، ولی وام هدفمند به بخش تولید را تورمزا میداند!و اتفاقاً در بخش دیگری، ملی شدن بانکها در کشور شیلی را یکی از عوامل آسیبزا به اقتصاد مینامد!6⃣ آمادگی برای آشوب خیابانی!موضع خطرناک مدنیزاده در صفحه ۶۷ کتاب درج شده است! ایشان رسماً نتیجه جراحی اقتصاد از سفره مردم را «اعتراض اجتماعی» دانسته و آن را پیشبینی مینماید:«پیش از گذار به اقتصاد سالم ممکن است جامعه به معضلاتی مانند افزایش #بیکاری و #نابرابری دچار شود ولی در هر حال مجری سیاست ... باید آگاه باشد که چنین پس لرزههایی میتواند #اعتراض_اجتماعی ایجاد نماید و باید این مشکلات را تحمل نماید.»و جالب اینکه دستور به «تحمل» این آشوبها میدهد!این همان سیاست #جراحی_اقتصادی است که #آشوب خیابانی را عارضه طبیعی جراحی میداند.همان کوچک شدن سفره ملت ...همان عصبی شدن جامعه ...همان کاهش سطح اعتماد عمومی مردم ...💢 به عبارتی، همان تکرار فاجعه آبان ۹۸ ... البته باید توجه داشت که ارتباط نزدیک ایشان با مسعود نیلی ( مغز متفکر اقتصاد لیببرالی اصلاح طلبان) و محسن رنانی (همان مدعی کورتکس نازک ) نیز خود گویای حقیقت و عمق افکار ایشان هست
08:02 - 20 خرداد 1404