بالا و پایین تصمیم پرحاشیه در روند نظارت سینما
تصمیم به بازگرداندن محمد مهدی طباطبایی نژاد به نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی اتفاقی است سینمای ایران دچار چالشهای متفاوت خواهد کرد.
خبرگزاری فارس: چند روزقبل، یکی از کانال سینمایی خبری را منتشر کرد که بر اساس اطلاعات دریافتی، روحالله حسینی از معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی کنار خواهد رفت و محمدمهدی طباطبایینژاد جایگزین او خواهد شد.شنیدهها حاکی از آن است که سید محمدمهدی طباطبایینژاد، معاون اسبق نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی در دولت روحانی، بار دیگر در آستانه بازگشت به این سمت قرار دارد.سابقه همکاری؛ از انتظامی تا خداحافظی اجباریطباطبایینژاد یکی از مدیران میانی سینمای ایران در دولت تدبیر و امید بود که در سال ۱۳۹۶ با حکم «حسین انتظامی»، رئیس وقت سازمان سینمایی، به عنوان معاون نظارت و ارزشیابی این سازمان منصوب شد. او همچنین دبیری سیونهمین جشنواره فیلم فجر و ریاست شورای عالی اکران را نیز بر عهده داشت.با این حال، دوران مسئولیت او در این سمت با فراز و نشیبهای زیادی همراه بود، در نهایت او با مخالفت سازمان صداوسیما برای تمدید ماموریتش به این سازمان بازگشت. به عبارت دیگر، پایان کار او در سازمان سینمایی، اجباری و ناشی از اختلافات فراقوهای محصول دوران مدیریتش بود.
ماجرای بازنشستگی؛ مانع قانونی بر سر راه بازگشتشنیدهها حاکی از آن است که طباطبایینژاد در حال حاضر در زمره بازنشستگان سازمان صداوسیما قرار دارد. بر اساس قانون منع به کارگیری بازنشستگان که در سالهای اخیر با جدیت توسط دستگاههای نظارتی پیگیری میشود، مدیران بازنشسته اجازه تصدی پستهای دولتی و حاکمیتی را ندارند.این در حالی است که پیش از این نیز در سال ۱۳۹۷، پس از ابلاغ همین قانون، محمدمهدی حیدریان از ریاست سازمان سینمایی کنار رفت و به جای او حسین انتظامی - که به تازگی به عنوان معاون توسعه وزارت ارشاد منصوب شده است - به عنوان سرپرست سازمان سینمایی منصوب شد. این جابهجایی دقیقاً به دلیل اعمال قانون منع به کارگیری بازنشستگان صورت گرفته بود.
بازگشت احتمالی طباطبایینژاد با فشار حسین اتنظامی به سازمان سینمایی اگر محقق شود، میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. از یک سو، اگر او واقعاً بازنشسته باشد، این انتصاب نقض آشکار قانون منع به کارگیری بازنشستگان خواهد بود و میتواند واکنشهای تندی از سوی دستگاههای نظارتی و حتی مجلس به دنبال داشته باشد.آنچه مسلم است، باید منتظر ماند و دید که آیا وزارت ارشاد حاضر است با توجه به این حساسیتها، بار دیگر طباطبایینژاد را به معاونت نظارت و ارزشیابی منصوب کند یا اینکه گزینههای دیگری را مد نظر قرار خواهد داد.طباطبایینژاد در برههای حساس سکان معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی را در دست گرفت؛ روزگاری که سینمای ایران با سه چالش بزرگ دستبهگریبان بود: همهگیری کرونا، اختلافات میاننهادی بر سر نظارت بر شبکه نمایش خانگی و آثار سینمایی و برگزاری یک جشنواره پرحاشیه. او در این سه بحران چهرهای ناکارآمد بود. حالا با توجه به شایعاتی مبنی بر بازگشت او به سازمان سینمایی و احراز دوباره مقام معاونت نظارت و ارزشیابی، این گزارش به بررسی عملکرد کوتاه اما پرحاشیه «سید محمدمهدی طباطبایینژاد» در آن دوره میپردازد.
مهمترین انتقادات وارد شده به این مدیر سینمایی را میتوان در چهار محور اصلی طبقهبندی و تحلیل کرد:۱. مدیریت اکران در دوران کرونا۲. مواضع او درباره نظارت بر ویاودیها (شبکه نمایش خانگی)۳. حواشی شورای صنفی نمایش و صدور پروانه نمایشهای غیرعقلایی۴. درگیری نهادی با صداوسیمابررسیها نشان میدهد که اگرچه بخشی از انتقادات ریشه در اختلافات میانسازمانی و فضای ملتهب سیاسی-فرهنگی آن دوره داشته، اما ضعف در مدیریت تعارضات، اظهارنظرهای حاشیهساز و ناتوانی در ایجاد اجماع میان نهادهای متولی، از جمله نقاط آسیبپذیر عملکرد او به شمار میرود.
چالشهای نظارت و ارزشیابی سینما در دولت روحانیمعاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یکی از حساسترین پستهای مدیریتی در عرصه فرهنگ و هنر ایران است. این معاونت مسئولیت صدور پروانه ساخت، نظارت بر محتوای آثار سینمایی و نمایش خانگی، و مدیریت فرآیند اکران را بر عهده دارد. در دولت دوازدهم، حسین انتظامی به عنوان رئیس سازمان سینمایی سید محمدمهدی طباطبایینژاد را پس از حواشی فراوان «ابراهیمداروغهزاده» به عنوان معاون نظارت و ارزشیابی برگزید تاادامه مسیر پرحاشیه داروغهزاده که به صورت دائمی چالشهای گستردهای با نهادهای بالادستی داشت برطرف شود. (این ادعا مستند بر اظهارات داروغهزاده مبنی بر تشکیل پرونده قضای برای او است که در شبکه اجتماعی ایکس درج شده است) طباطبایینژاد که پیش از این سابقه فعالیت در سازمان صداوسیما را داشت، در فاصله سالهای ۱۳۹8 تا ۱۳۹۹ (بهطور مشخص) در این مسئولیت حضور یافت. او همچنین دبیری سی و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر و ریاست شورای عالی اکران را نیز بر عهده گرفت. یکی از جنجالیترین پروندههای دوران مسئولیت طباطبایینژاد در معاونت نظارت و ارزشیابی، مسئله نظارت بر سکوهای نمایش خانگی بود. او در آن دوره صراحتاً اعلام کرد که تا زمانی که نهادهای قانونی مصادیق «صوت و تصویر فراگیر» را تعیین نکردهاند، نظارت صداوسیما بر ویاودیها هیچ وجاهت قانونی ندارد و مسئولیت صدور مجوز محتوا در شبکه نمایش خانگی – چه فیزیکی و چه مجازی – تنها با وزارت ارشاد است.
این اظهارات که بازتاب گستردهای در رسانهها داشت، موجب اختلاف نظر عمیق میان سازمان سینمایی و صداوسیما بر سر حوزه نظارت شد. اما آنچه این موضوع را حساستر میکند، پیامد عملی این موضعگیری بود، برای ماهها، آثار متعددی در شبکه نمایش خانگی بدون دریافت هرگونه مجوز از ساترا پخش و نمایش داده شدند.در واقع پایهگذاری این بیقانونی در حوزه نمایش خانگی، مستقیماً از سوی طباطبایینژاد صورت گرفت؛ مدیری که با تفسیر شخصی خود از قوانین، عملاً زمینه را برای دور زدن نهاد ناظر قانونی فراهم کرد و نظارت بر محتوای صوتی و تصویری فراگیر را با چالش جدی مواجه ساخت. خوانندگی آزادانه بازیگر زن ترک در سینمای ایراندر دوره معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی طباطبایینژاد فیلم سینمایی «مطرب» به کارگردانی مصطفی کیایی موفق به اخذ مجوز نمایش شد؛ فیلمی که در آن یک بازیگر زن ترک به نام «آیشگول چوشکون» به صورت کاملاً آزادانه به خوانندگی پرداخته است .آنچه این پرونده را از منظر نظارت و ارزشیابی حائز اهمیت میکند، آن است که برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب، فیلمی مجوز نمایش گرفت که در آن یک بازیگر زن خارجی به صورت آزادانه و بدون هیچ محدودیتی به خوانندگی پرداخته است.
بر اساس اطلاعات موجود، فیلمنامه «مطرب» پیشتر به دلیل «تشابه شخصیت اصلی با خواننده معروف قبل از انقلاب» و نیز «ترسیم چهره غیرواقعی از فضای هنری قبل از انقلاب» با توقیف و اکرانهای لغو شده مواجه بوده است. با این حال، در دوره مدیریت طباطبایینژاد، این فیلم با وجود حساسیتهای فوقالعاده بالا، موفق به اخذ مجوز و اکران شد.کما اینکه طباطبایینژاد در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر مصطفی کیایی را به عنوان داور جشنواره برگزید. این در حالی است که همچنان به عنوان نماینده وزارت ارشاد و سازمان سینمایی در ساترا حضور دارد، نهادی که خود روزی منکر آن بود و در دوران حضور او کیایی تیتراژ سریال «هزارو یک شب» را با صدای یک خواننده زن منتشر شد. فیلم «خانه پدری»؛ آزمون سخت سیاست سینمایی یکی از بزرگترین بحرانهای دوره مدیریت او در معاونت ارزشیابی سازمان سینمایی، بدون تردید ماجرای فیلم «خانه پدری» به کارگردانی کیانوش عیاری بود. این فیلم که سالها در هالهای از توقیف باقی مانده بود، در نهایت با مجوز سازمان سینمایی و با اعمال اصلاحاتی محدود، روی پرده رفت. اما اکران آن نه تنها به پایان ماجرا تبدیل نشد، بلکه به آغاز بحرانی تازه انجامید.
از اکران مشروط تا موج اعتراضاتطباطبایینژاد در زمان اکران «خانه پدری» تأکید کرد که نسخه حاضر، نسخهای اصلاحشده است و برای کاهش حساسیتها از سازوکار ردهبندی سنی نیز استفاده شده است.هدف این بود که فیلم با کمترین تنش به مخاطب برسد. با این حال، اکران فیلم با موج تازهای از اعتراض گروههای مخالف روبهرو شد و بار دیگر دچار بحران گردید.ورود نهادهای نظارتی به محتوای فیلم و تحمیل هرگونه اصلاحات بر یک اثر هنری، نشانه آشکار شکست سیاست فرهنگی دولت بود. به عبارت دیگر، نه جریان انقلابی فیلم را قابل قبول یافتند و نه طیف منتقدِ سانسور از عملکرد طباطبایینژاد راضی بودند.طباطبایینژاد در میان دو آتشعملکرد طباطبایینژاد در قبال فیلم «خانه پدری» را میتوان نمادِ پارادوکس مدیریتی او در کل دوره معاونتش دانست. از یک سو، او تلاش داشت با اعمال حداقلترین اصلاحات ممکن، فیلمی حساس را از توقیف چندین ساله نجات دهد و به اکران برساند. از سوی دیگر، همین رویکرد حداقلی نه تنها جریان انقلابی را قانع نکرد، بلکه فضای اعتماد میان نهادهای نظارتی را نیز خدشهدار ساخت.نکته قابل تأمل آنکه «خانه پدری» پس از اکران با واکنش تند برخی نهادهای فراقوهای مواجه شد و عملاً ثابت کرد که سیاستهای او در مواجهه با آثار حساس، راهبردی شکننده و غیرقابل اتکاست. معاون نظارت و ارزشیابی باید پیشبینی میکرد که چنین فیلمی با این سطح از اصلاحات، نمیتواند مورد پذیرش نهادهای نظارتی بالادست قرار گیرد و او با این اقدام عملاً سازمان سینمایی را در موضعی انفعالی و دفاعی قرار داد.
پرونده «خانه پدری» در نهایت به یکی از نقاط تاریک کارنامه مدیریتی طباطبایینژاد تبدیل شد. او در این آزمون سخت، نتوانست تعادلی میان مطالبات هنرمندان برای آزادی بیان و حساسیتهای نهادهای نظارتی ایجاد کند.این ماجرا نشان داد که مدیریت در فضای پرتنش سینمای ایران، بیش از آنکه به «جرأت برای صدور مجوز» نیاز داشته باشد، به «درایت برای مدیریت پیامدها» احتیاج دارد، مهارتی که طباطبایینژاد در قبال «خانه پدری» کمبود آن را به وضوح نشان داد. مدیریت اکران سینماها در دوران کرونایکی از حساسترین پروندههای دوران معاونت طباطبایینژاد، مدیریت سینماها در بحبوحه همهگیری کرونا بود. او در اردیبهشتماه ۱۳۹۹ اعلام کرد که بازگشایی سینماها منوط به تأیید ستاد ملی مقابله با کرونا است و در صورت بازگشایی، سالنها با حداکثر ۵۰ درصد ظرفیت فعالیت خواهند کرد. حسن روحانی، رئیسجمهور وقت، نیز در جلسه ستاد ملی کرونا شرط بازگشایی سینماها از تیرماه را اعلام کرد.با این حال، برنامههای بازگشایی بارها دستخوش تغییر شد. ابتدا قرار بود سینماها همزمان با عید فطر بازگشایی شوند که با مخالفت ستاد ملی کرونا، این تاریخ منتفی و تاریخ احتمالی بعدی نیمه خرداد اعلام گردید.
اقداماتی نظیر تدوین پروتکلهای بهداشتی برای سالنهای سینما، کاهش ظرفیت سالنها به ۵۰ درصد، و اعمال شرط محرومیت شش ماهه برای فیلمهایی که اکران در شرایط بازگشایی را نمیپذیرفتند، حواشی گوناگون و فراوانی را در پی داشت.چراغی که کمفروغ ماند از معاونت نظارت تا جشنواره سیونهم فجر وقتی در مهرماه ۱۳۹۹، طباطبایینژاد پس از پایان مسئولیت یک سال و اندی خود در معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی، با حکم رئیس سازمان سینمایی به دبیری سیونهمین جشنواره فیلم فجر منصوب شد، این پرسش در میان بسیاری از اهالی رسانه و سینما مطرح شد که آیا مدیری با کارنامهای پر از ابهام و چالش در حوزه نظارت، میتواند مهمترین رویداد سینمایی کشور را در یکی از سختترین مقاطع تاریخ معاصر مدیریت کند؟یکی از مهمترین نقاط نقد به دوران معاونت نظارت و ارزشیابی طباطبایینژاد، تداوم بیثباتی و چند گانگی در سیاستهای فرهنگی بود. در حالی که انتظار میرفت با حضور مدیری جدید، نظام صدور مجوزهای ساخت و نمایش به سمت شفافیت، قاطعیت و پیشبینیپذیری حرکت کند، در عمل بسیاری از پروندههای سینمایی همچنان گرفتار تصمیمات متناقض، رفتوبرگشتهای اداری و حواشی فرسایشی شدند. نتیجه چنین وضعیتی، نه رضایت بدنه انقلابی سینما را در پی داشت و نه توانست اعتماد بخشهای دیگر جامعه سینمایی را جلب کند.
این ابهامها با رسیدن طباطبایینژاد به ساختمان جشنواره فجر نیز پایان نیافت. جشنواره سیونهم در شرایطی برگزار شد که کشور درگیر موجهای سنگین بیماری کرونا بود و بسیاری از رویدادهای بزرگ فرهنگی جهان یا تعطیل شده بودند یا شکل مجازی به خود گرفته بودند. اگرچه دبیر جشنواره از حفظ جریان سینما و جلوگیری از خاموش شدن چراغ این هنر سخن میگفت، اما منتقدان معتقد بودند برگزاری جشنوارهای محدود، کممخاطب و فاقد شور و هیجان سالهای گذشته، بیشتر به حفظ یک ساختار اداری شباهت داشت تا برگزاری یک رویداد ملی اثرگذار.از سوی دیگر، کیفیت و ترکیب آثار حاضر در جشنواره نیز محل بحث بود. برخی تحلیلگران فرهنگی معتقد بودند جشنوارهای که باید ویترین توانمندی سینمای ایران و عرصه کشف جریانهای تازه باشد، در آن دوره نتوانست جایگاه تاریخی خود را بازیابی کند و به دلیل شرایط خاص، محدودیتهای اجرایی و ضعف در ایجاد فضای رسانهای، به یکی از کمرمقترین دورههای جشنواره تبدیل شد.
موضوع مهمتر آن بود که مدیریت جشنواره در شرایط بحران، صرفاً به معنای برگزاری فیزیکی یک رویداد نیست؛ بلکه هنر یک مدیر فرهنگی در تبدیل تهدید به فرصت، ایجاد امید در میان هنرمندان و تعریف الگوهای تازه برای ارتباط با مخاطب معنا پیدا میکند؛ اتفاقی که به باور منتقدان، در دوره مدیریت طباطبایینژاد کمتر رخ داد.حاصل جمع کارنامه طباطبایینژاد از معاونت نظارت تا دبیری جشنواره سیونهم، کارنامهای است که بیش از آنکه با تحول، نوآوری و تصمیمهای راهبردی شناخته شود، با حاشیهها، پرسشهای بیپاسخ و فرصتهای از دسترفته همراه است. یکی از جدیترین انتقادها این بود که فجر ۳۹ به یکی از کمرمقترین دورههای تاریخ خود تبدیل شد. محدودیت حضور مردم، حذف بخش زیادی از برنامههای جنبی، کاهش نشستها و فضای سرد رسانهای باعث شد جشنواره از جایگاه همیشگی خود به عنوان مهمترین رخداد سینمایی کشور فاصله بگیرد.حذف هیئت انتخاب؛ تصمیمی بحثبرانگیزبرای نخستین بار در سالهای اخیر، هیئت انتخاب جشنواره حذف شد و فیلمها مستقیماً توسط دبیر و گروه اجرایی برای حضور در بخش مسابقه انتخاب شدند. این تصمیم از سوی برخی منتقدان به عنوان کاهش شفافیت فرآیند انتخاب آثار تعبیر شد و این پرسش را به وجود آورد که معیارهای گزینش فیلمها چگونه تعیین شده است. این اتفاق در دوره اخیر جشنواره فیلم فجر نیز تکرار شد.
عدم استفاده از ظرفیت نمایش آنلایندر حالی که بسیاری از جشنوارههای معتبر جهانی در دوران کرونا از بسترهای آنلاین استفاده کردند، جشنواره فجر از این مدل فاصله گرفت. مسئولان جشنواره دلیل این تصمیم را نگرانی درباره امنیت آثار و مخالفت برخی صاحبان فیلمها اعلام کردند، اما منتقدان معتقد بودند مدیران جشنواره میتوانستند با ایجاد زیرساختهای امنتر، راهی برای حفظ ارتباط گستردهتر با مخاطبان پیدا کنند.ترکیب فیلمها و کاهش کیفیت رقابتکه به دلیل رکود تولید سینما در دوران کرونا، ترکیب آثار حاضر در جشنواره به اندازه دورههای پررونق گذشته قدرتمند نبود. همین مسئله موجب شد رقابت جشنواره از هیجان معمول فاصله بگیرد و برخی آن را «جشنوارهای برای رفع تکلیف» توصیف کنند. البته مسئولان جشنواره اعلام کردند با وجود شرایط سخت، تعداد قابل توجهی اثر متقاضی حضور بوده است.
مخالفت صداوسیما با تمدید مأموریت؛ اوج درگیری نهادییکی از مهمترین رویدادهای دوران مسئولیت طباطبایینژاد، مخالفت سازمان صداوسیما با تمدید مأموریت او در سازمان سینمایی بود. بر اساس گزارشها، صداوسیما با تمدید مأموریت او مخالفت کرد و در نتیجه، حسین انتظامی به دنبال گزینهای جایگزین برای معاونت ارزشیابی و نظارت بود.این مخالفت نشاندهنده وجود اختلافات جدی میان دو نهاد بود. برخی این مخالفت را ناشی از اظهارات صریح طباطبایینژاد درباره غیرقانونی بودن نظارت صداوسیما بر ویاودیها میدانند. در واقع طباطبایینژاد با وجود توصیه متنی رهبری، آتش این اختلاف را شعلهور کرد. اتهام «خروج از انصاف» توسط نهادی دیگردر نهایت، مخالفت صداوسیما با تمدید مأموریت او نقطه پایان حضور نسبتاً کوتاه اما پرحاشیه او در سازمان سینمایی بود. پس از او، سعید رجبی فروتن به عنوان معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی منصوب شد.
19:22 - 24 خرداد 1405