دولتیها تجربه میگیرند یا تجربه میشوند؟
تحریم دیوان کیفری بینالمللی، خروج از «یونسکو»، خروج از «پیمان تجاری اقیانوس آرام» (TPP)، توافق اقلیمی «پاریس» (۲ بار در دور اول و دوم ریاستجمهوری)، «قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی» موسوم به «نفتا»، «پیمان مهاجرتی سازمان ملل» موسوم به «پیمان نیویورک»، ، «شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد»، ترک پیمان «منع موشکهای هستهای میانبرد» (INF)، خروج از پیمان آسمانهای باز و دعوت ایران به مذاکره.اینها تنها بخشی از کارنامه دولت دونالد ترامپ در دور اول و دوم (روزهای اخیر) است؛ همان دولتی که ظاهرا برخی دولتیها به مذاکره با آن علاقهمند هستند.ماجرا از کجا شروع شد؟ترامپ، ساعاتی پیش از دیدار با نخست وزیر رژیم صهیونیستی یادداشت اجرایی برای فشار حداکثری بر ایران امضا کرد و در پاسخ به این سوال که آیا با همتای ایرانی خود دیدار خواهید کرد؟ پاسخ داد: بلهپس از آن بود که عدهای در داخل ایران از پیشنهاد ترامپ استقابل کردند، البته در سخنانشان درمورد سه اصل عزت، حکمت و مصلحت که توسط رهبر انقلاب مطرح شده است نیز سخن گفتند تا به هدف خود مشروعیت ببخشند و با استفاده از ابزار رسانه اینگونه القا کنند که میتوان با آمریکایی که امتحانش را در توافق قبلی پس داده، مذاکره کرد.اما رهبر انقلاب روز گذشته بنا به دلایل عقلانی و بهرهگیری از تجربه و نه تعصب، مذاکره با آمریکا را غیر عاقلانه خواندند.آیا این تجربه فقط مربوط به برجام میشود؟ماههای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی؛ زمانی که دانشجویان پیرو خط امام وارد سفارت آمریکا در ایران شدند و به اسنادی دست یافتند که نشان میداد ساکنین سفارتخانه در کنار دیپلماسی، جاسوسی را نیز در دستور کار قرار دادهاند.
پس از این اتفاق، مسئولان آمریکایی دستگیری جاسوسانِ دیپلمات را بهانه قرار دادند تا ایران را تحریم کنند.همان زمان وزارت دفاع آمریکا و سازمان سیآیای تلاشهای بسیاری برای آزادی جاسوسان لو رفته کردند؛ از خروج پنهانی تعداد محدودی از آنها با استفاده از برخی سفارتخانههای غربی گرفته تا حمله نظامی علنی به خاک ایران و ماجرای طبس.پس از آنکه افسران ایالات متحده با استفاده از هیچ یک از این روشها نتوانستند به اهدافشان برسند مسئله مذاکره توسط طرف آمریکایی مطرح شد و پس از کش و قوسهای فراوان تصمیم بر این شد تا جاسوسها تحویل آمریکا داده شوند و در عوض تحریمهای آمریکا ملغی گردد.جمهوری اسلامی ایران طبق توافق انجام شده به عهدش وفا کرد اما آمریکا پس از تحویل گرفتن جاسوسان از عمل به آنچه که تعهد کرده بود سرباز زد.این تنها یکی از تجربههاییست که نشان میدهد آمریکا قابل اعتماد نیست.پس از گذشت سالها موضوع جدیدی روی میز آمریکا قرار گرفت، مسئله هستهای؛ آمریکا و اسرائیل در مسیر جلوگیری از پیشرفت صنعت هستهای ایران اقدامات زیادی انجام دادند؛ از ترور دانشمندان هستهای گرفته تا به کارگیری ویروس استاکس نت.اما وقتی سیاستمداران آمریکایی دیدند هیچ یک از این اقدامات ثمر نمیدهد و ایران به سرعت در حال حرکت برای دستیابی به اهدافش است به حربهای جدید دست زدند و بحث مذاکره را مطرح کردند.همان زمان رئیس جمهور وقت آمریکا باراک اوباما گفته بود: اگر گزینهای وجود داشت که این امکان را به وجود میآورد که تک تک پیچ و مهرههای برنامه هستهای آنها را حذف کنیم آن را انتخاب میکردم.
این سخن نشان میدهد زمانی که آمریکاییها نتوانستند با استفاده از ترور و سایر روشها به اهدافشان برسند و از نابود کردن صنایع هستهای ناامید شدند سعی کردند با استفاده از روش مذاکره و شیوهای به اصطلاح صلح آمیز، اهدافشان را محقق کنند.پس از آن بود که مذاکره در دستور کار دولت وقت قرار گرفت.نتیجه آن مذاکرات نیز سندی شد که به آن برجام میگویند؛ برجامی که قرار بود همه تحریمها را یکجا برطرف کند، اما هیچ کس لغو تحریمها توسط آمریکا را ندید.پس از آنکه دوران دولت اوباما پایان یافت دولت جدید آمریکا حتی به این اندازه هم اکتفا نکرد و علاوه بر اینکه تحریمها را لغو نکرد به راحتی و با یک امضا از برجام خارج شد تا هیچنقطه امیدواری برای اجرای تعهدات طرف آمریکایی باقی نماند. اما حالا پس از گذشت ۴ سال کسی که از برجام خارج شده بود، طرف ایرانی را به مذاکره دعوت میکند و احتمالا پس از رسیدن به اهدافش از توافق بعدی نیز خارج میشود؛ همچنان که برای بار دوم از سازمان بهداشت جهانی خارج شد (یک بار در دولت اول و بار دیگر در دولت دوم)حال باید ببینیم دولت فعلی از تجربیات دولت اسبق درمورد مذاکره بهره میگیرد یا خود نیز به تجربهای برای دولتهای بعدی بدل میشود.
14:21 - 20 بهمن 1403