توصیههای دکترینال در رسانه؛ وقتی مخاطب فقط دشمن نیست !
توصیه به تغییر دکترینها در رسانه، موضوعی بسیار مهم و حساس است که باید با دقت و ملاحظات فراوان به آن پرداخته شود. در سالهای اخیر شاهد بودهایم که برخی افراد و جریانها، با هدف تأثیرگذاری بر روند محاسبات و افکار دشمن، به طرح توصیههای دکترینال در رسانهها روی میآورند.یکی از موضوعاتی که در روزهای اخیر بارها مطرح شده، مسئله «بستن تنگه بابالمندب» است. پیش از آنکه به اهمیت این تنگه و شرایط حاکم بر آن بپردازیم، لازم است به یکی از آسیبهای مهم طرح چنین توصیههایی اشاره کنیم.
مخاطب رسانه فقط دشمن نیستباید توجه داشت که مطالب مطرحشده در رسانهها صرفاً توسط دشمنان رصد و تحلیل نمیشوند، بلکه افکار عمومی داخلی و نیروهای همسو یا اصطلاحاً «خودی» نیز مخاطب آن هستند.گاهی به دلیل شرایط میدانی، سیاسی یا راهبردی، امکان تحقق یک توصیه، هرچند از نگاه افکار عمومی منطقی و شدنی به نظر برسد، در عمل وجود ندارد. همین مسئله، زمینهساز شکلگیری یک چالش مهم میشود؛ اینکه چرا آن اقدام صورت نگرفته است؟در چنین شرایطی، پرسشهایی در ذهن جامعه شکل میگیرد که در صورت عدم تبیین کارشناسی، بهراحتی دستمایه تحلیلهای غیرتخصصی و حتی تبدیل به یک چالش اجتماعی و رسانهای خواهد شد.مسئله تنگه بابالمندب و انتظارات شکلگرفتهدر موضوع تنگه بابالمندب نیز، از برخی مسئولان تا کارشناسان، بدون در نظر گرفتن این بخش مهم از مسئله، بارها بر ضرورت بسته شدن این تنگه توسط یمن تأکید کردهاند. این توصیهها اگرچه میتواند در حوزه تهدید و بازدارندگی علیه دشمن مؤثر باشد، اما چنانچه برای افکار عمومی و نیروهای همسو بهدرستی تشریح نشود، نتیجه آن همان چیزی است که امروز شاهد آن هستیم؛ اینکه بخشی از مردم و حتی برخی کارشناسان معتقدند یمن آنگونه که باید در نبرد محور مقاومت علیه دشمن آمریکایی و صهیونیستی وارد عمل نشده و همچنان باید اقداماتی نظیر بستن تنگه بابالمندب را نیز در دستور کار قرار دهد.ملاحظات راهبردی تنگه بابالمندبواقعیت آن است که تنگه بابالمندب، هرچند در کنار تنگه هرمز میتواند نقش مهمی در افزایش فشار بر تجارت دریایی و بازار انرژی جهان ایفا کند، اما محدودیتها و ملاحظات راهبردی خاص خود را نیز دارد.
این تنگه دارای مسیرهای جایگزین است، استفاده زودهنگام از آن میتواند بخشی از ظرفیت بازدارندگی و برگهای تهدید راهبردی محور مقاومت را از بین ببرد و در عین حال، دامنه بازیگری و ابتکار عمل یمنیها را نیز محدود کند.جمعبندی ؛ بنابراین، زمانی که بهعنوان یک کارشناس یا فعال رسانهای، با هدف تأثیرگذاری بر دشمن، توصیههای دکترینال و راهبردی مطرح میکنیم، باید این پرسش را نیز از خود بپرسیم که تأثیر سخن ما بر دشمن بیشتر خواهد بود یا بر افکار عمومی خودی؟نباید ناخواسته فضایی ایجاد شود که در آن، اعضای محور مقاومت به کمکاری نسبت به یکدیگر متهم شوند و انتظاراتی فراتر از واقعیات میدانی و راهبردی شکل گیرد.نمونهای مشابه این مسئله را پیشتر در فضای رسانهای پیرامون حمایت جمهوری اسلامی ایران نسبت به حزبالله و چالش هایش را شاهد بودیم.• امیر عسگر پژوهشگر و تحلیلگر ارشد امنیت، استراتژیک در حوزه کشورهای عربی (شبهجزیره عربستان، یمن، عراق و رژیم صهیونیستی)
14:29 - 27 تیر 1405