نبرد ذهنها در عصر جدید؛ واکاوی پیوند هویت و رسانه در جنگ شناختی
مقدمه ؛ با دگرگونی بنیادین در ماهیت منازعات جهانی و گذار از نبردهای سختافزاری به تقابلهای پیچیده ادراکی، واکاوی ابعاد پنهان جنگهای نوین به یک ضرورت انکارناپذیر تبدیل شده است. امروزه تسخیر افکار عمومی و مهندسی باورها جایگزین لشکرکشیهای سنتی شده و ذهن مخاطب به عرصه اصلی تقابل بدل گشته است؛ فضایی که در آن، مهاجمان با استفاده از الگوریتمها و شبکههای اجتماعی به لایههای عمیق روانی جوامع نفوذ میکنند تا بدون شلیک حتی یک گلوله، تابآوری اجتماعی را هدف قرار دهند.• در همین راستا، نشست تخصصی «نبرد ذهنها: کالبدشکافی جنگی که دیده نمیشود» به همت « موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن » برگزار شد تا یکی از پیچیدهترین و در عین حال نامرئیترین میدانهای رویارویی در دنیای معاصر را مورد بررسی قرار دهد. در این نشست، کارشناسان با تشریح پیوند تنگاتنگ میان «هویت، شناخت و رسانه»، ابعاد نبردی را واکاوی کردند که اگرچه بیصدا و نامرئی است، اما تأثیری مستقیم و عمیق بر امنیت روانی، انسجام اجتماعی و آینده جوامع انسانی دارد.بر همین اساس،• دکتر جلیلی (از منظر هویتی و تمدنی)، • دکتر قربانی زواره (با تشریح سازوکارهای جنگ شناختی و هیبریدی) و• هاتف صالحی (در قامت تحلیلگر رسانه) ابعاد مختلف این نبرد بیصدا را کالبدشکافی کردند. که در ادامه، مشروح بیانات این کارشناسان ارائه میگردد.
«دفاع از مرزهای هویتی؛ پیروزی ذخیره تمدنی بر بمباران شناختی»در بخش نخست این نشست ، بررسی این موضوع که چگونه میتوان در کوران بمبارانهای شناختی از مرزهای هویتی دفاع کرد، توسط دکتر جلیلی، کارشناس و پژوهشگر ارشد هویت ، مورد واکاوی قرار گرفت. وی با ارجاع به حوادث پس از دی و اسفند 1404 تشریح کرد که چگونه ذخیره عمیق تمدنی ایران با قدمت 2700 ساله، تحلیلهای سطحی رسانههای معاند را با شکستی راهبردی مواجه ساخت.دکتر جلیلی با تأکید بر اینکه نبردهای نوین پیش از میدان نظامی، بنیانهای ادراکی را هدف قرار میدهند، اظهار داشت: «جامعه ایران پیش از اسلام، نخستین جامعهای بود که هویت سرزمینی خود را در قالب یک ملت-امپراتوری شناخت و همواره موجودیت خود را در برابر مهاجمان بازیافته است.»وی غفلت از این پشتوانه تاریخی را عامل اصلی خطای محاسباتی تحلیلگران خارجی و برخی روشنفکران داخلی در حوادث پسا دیماه 1404 دانست. به گفته وی، رسانههایی که تلاش میکردند با تحلیلهای روی کاغذ، جامعه ایران را در آستانه فروپاشی نشان دهند، از واکنش حماسی مردم پس از جنگ 12 روزه و تهاجمات همهجانبه دچار بهت و حیرت شدند.یکی از محورهای مهم این نشست، بررسی شکاف میان واقعیت جامعه و تصویرسازیهای رسانهای بود. دکتر جلیلی با اشاره به روند تحریمها از سال اواخر دهه 80 و فضاسازیها از سال 88 تاکنون، از تقلیل دادن مفهوم جامعه به یک «جامعه برساخته رسانهای» به شدت انتقاد کرد. وی تصریح کرد: «تقلیل دادن مردمی که در 1500 شهر و هزاران محله حضور دارند به قشری صرفاً متأثر از شبکههای اجتماعی یا جامعه دیاسپورا (خارجنشینان)، یک روششناسی کاملاً غلط است که دشمن را در شناخت میزان تابآوری ایران دچار توهم کرد.»
این پژوهشگر، راز عبور جامعه ایرانی از شوکهای سهمگین و تبدیل «ترس» به «حماسه» را در مفهوم «میانبودگی» دانست؛ اقلیمی که اشراق را از شرق و بهرهگیری از عالم ماده را از غرب وام گرفته است. وی با رد ادعای مقطعی بودن واکنشهای مردمی افزود: «جامعه ایرانی در پیچهای تاریخی به “تنظیمات کارخانه” خود بازمیگردد. اینکه نسل چهارم با وجود تفاوتهای ظاهری، در برابر ریخته شدن هزاران بمب همچنان پرچم ایران را به دست میگیرد، نشاندهنده یک تکانه پایدار هویتی است.»دکتر جلیلی در تشریح چگونگی حفظ انسجام ملی در جنگی که ماهیت وجودی دارد، تعلقات هویتی و تابآور جامعه ایران را در 4 رکن اصلی دستهبندی کرد:1-الههباوری و اسلام شیعی: عنصری که باطن پایداری را ساخته و مفهوم قدرتبخش «شهادتطلبی» را در تقابل با تهدیدات مدرن خلق کرده است.2-عمق تاریخی: تجربه 7000 ساله تمدنی که با پهنه سرزمینی خود همنوایی و سازگاری کامل دارد.3-محوریت رهبر و اسطوره: تمایل تاریخی ایرانیان به تجمع حول یک قطب که موجب شیفت سریع پارادایم و اجماع نخبگانی در مواقع بحران میشود.4-خاطره جمعی: وفاداری به رنجها و پیروزیهای مشترک؛ هویتی که در پیکره اندیشگی جای دارد و با تخریب فیزیکی از بین نمیرود.وی در پایان این بخش نتیجهگیری کرد که چون سیستمهای محاسباتی غرب فاقد الگوریتمهای لازم برای درک ساحات قدسی و عرفانی جامعه ایران هستند، در تقابل با این الگوی هویتی همواره دچار شکست خواهند شد.
کالبدشکافی جنگ هیبریدی؛ رسانه به مثابه سلاح و ضرورت گذار به راهبرد آفندی پس از واکاوی ریشههای هویتی، تمرکز این نشست به سمت شناخت دقیق ابزارها و سازوکارهای اجرایی در جنگهای نوین معطوف شد؛ نبردی که به جای مرزهای جغرافیایی، «روان و ادراک جامعه» را نشانه میرود. دکتر قربانی زواره، پژوهشگر و کارشناس جنگهای ترکیبی، در تشریح این موضوع که چگونه رسانهها به عنوان سلاحهای شناختی عمل میکنند، ابعاد پیچیده نبردهای هیبریدی و راهکارهای صیانت از استقلال فکری جامعه را مورد بررسی قرار داد.دکتر قربانی با تأکید بر اینکه در جنگهای امروز، تخریب فیزیکی جای خود را به دستکاری ادراکی داده است، از توزیع هدفمند اطلاعات نادرست به عنوان «گلولههای نقرهای» یاد کرد. وی اظهار داشت: «این گلولههای اطلاعاتی بر پیکره حاکمیتها اصابت کرده و تابآوری عمومی را هدف قرار میدهند.براندازیهای نرم در قالب جنگهای ترکیبی که شامل مجموعهای از تهدیدات دهگانه (فرهنگی، سایبری، نظامی و....) است، بسیار فراتر و مخربتر از جنگهای سخت عمل میکنند.» وی یکی از ویژگیهای بارز این نبردها را «تأثیرگذارمحور» بودن آنها دانست و افزود که این جنگها فاقد نقطه آغاز و پایان مشخصی هستند و بر پایه مواجههای انعطافپذیر، در بازههای زمانی نامشخص به روان جامعه آسیب وارد میکنند.در پاسخ به این دغدغه که چگونه رسانههای معاند بنبستهای ذهنی خلق میکنند، این کارشناس به تغییر کارکرد رسانهها در عصر مدرنیته متأخر اشاره کرد. به گفته وی، رسانهها دیگر صرفاً انتقالدهنده پیام نیستند، بلکه به میدان اصلی نبرد برای «تثبیت روایتها» تبدیل شدهاند و تعیین میکنند که مخاطب چه پدیدهای را «حقیقت» یا «بحران» قلمداد کند.
دکتر قربانی با توصیف فضای فعلی به عنوان وضعیت پرابهامِ «نه جنگ و نه صلح» (فضای خاکستری)، تصریح کرد: «ما با دشمنی روبهرو هستیم که برای تغییر موازنه جنگ به ابزارهای نوینی چون الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی متوسل شده است. نادیده گرفتن نقش این پلتفرمها بر کنشهای مدنی، آسیبهای غیرقابل جبرانی به دنبال خواهد داشت.»این پژوهشگر جنگهای شناختی در بخش دیگری از تحلیل خود، با نگاهی آسیبشناسانه نسبت به سادهانگاری و تقلیلگرایی هشدار داد. وی تأکید کرد: «این ادعا که ما پیروز صددرصد میدان هستیم، قطعی نیست. در جنگهای شناختی، ذهن نامحسوس است و آسیبهای وارد بر آن بهراحتی قابل سنجش نیست. باید بپذیریم که جامعه دچار التهاباتی شده و جنگ به بدنه اجتماع نفوذ کرده است.» وی لزوم ارزیابی واقعبینانه از میزان دستکاری تابآوری در سه سطح فردی، گروهی و حاکمیتی در اتاقهای فکر تخصصی را امری حیاتی برشمرد.دکتر قربانی با اشاره به تقابلهای اخیر از جمله جنگ تحمیلی 12 روزه و جنگ رمضان، تلاش دشمن برای کشاندن مخاطب ایرانی به ورطه ناامیدی همزمان با عملیات نظامی را یادآور شد. وی حضور خیابانی مردم همگام با این نبردها را نشاندهنده الگویی بینظیر از تابآوری در جهان توصیف کرد که نقشه براندازی نرم را با شکست مواجه ساخته است.وی در پایان، کلید پیروزی و حفظ سلامت روانی جامعه را ارتقای تفکر انتقادی و سواد رسانهای دانست و بر لزوم اتخاذ راهبرد تهاجمی تأکید کرد: «ما باید از حالت تدافعی خارج شده و بر روایتها مسلط شویم.
تنها ارزیابی روایتهای متخاصم کافی نیست؛ بلکه باید با معکوسسازی این روایتها، آسیبهای روانی و اجتماعی را به قلب دشمن (ایالات متحده و رژیم صهیونیستی) منتقل کنیم تا ایران به یک بازیگر قدرتمند در عرصه جنگ شناختی جهانی تبدیل شود.»
غلبه «هویت ملی» بر خطای محاسباتی دشمن؛ هشدار نسبت به انفعال رسانهای در عصر تلفیق میدان و دیپلماسیهاتف صالحی در ابتدای سخنان خود با ایجاد یک پیوند تاریخی میان عملیات رمضان در سال 1361 و جنگ رمضان در زمستان 1404 به تابآوری شگفتانگیز جامعه ایرانی پرداخت. وی با رد تئوریهای سالیان اخیر مبنی بر «فروپاشی اجتماعی»، واقعیت جامعه ایران را «تراکم توان اجتماعی» توصیف کرد و گفت: «دشمنان با اتکا به همین تحلیلهای غلط تصور میکردند با آغاز جنگ، جامعه معترض به آنها خواهد پیوست، اما تهاجم دشمن به بازآرایی خودآگاهی تاریخی و انسجام ملی انجامید.» وی این تابآوری را برخاسته از بیداری ناخودآگاهِ تاریخی و ظرفیت هضمکننده تمدن چندهزارساله ایران دانست.این فعال رسانهای در ادامه به دستاوردهای چشمگیر ایران در نبرد روایتها اشاره کرد و افزود: «برخلاف گذشته، با تولید محتوای هوشمندانه، طنزآمیز، انیمیشنها و بهکارگیری دیپلماسی دیجیتال در پلتفرمهایی نظیر توییتر و تیکتاک، توانستیم تهدیدات رعبآور مقامات غربی را خنثی کرده و ورق را برگردانیم؛ موفقیتی که اندیشکدههای غربی نیز به آن معترفاند.»صالحی در عین حال با انتقاد از انفعال در روایتسازی داخلی پس از پیروزیهای میدانی، هشدار داد که تعلل در ارائه روایت اول، به دشمن فرصت میدهد تا شکست نظامی خود را به عنوان یک پیروزی شناختی القا کند. وی با اشاره به استراتژی رسانهای چهرههایی نظیر نتانیاهو و ترامپ پیش از درگیریهای زمستان 1404 گفت: «دشمن با استفاده از دیپلماسی عمومی مستقیماً با مردم ما سخن میگوید، در حالی که ما در ارائه گزارش شفاف به مردم خود دچار لکنت هستیم.»
وی با مثال مذاکرات اسلامآباد افزود: «در حالی که نیویورکتایمز بلافاصله روایت مبسوط طرف غربی را منتشر کرد، هیئت ایرانی به پیامهای کلی بسنده کرد. این سکوت، افکار عمومی را که 40 شبانهروز در میدان مقاومت کرده بودند، با ابهام مواجه میسازد و خلأ اطلاعرسانی رسمی، مردم را به سوی روایتهای مأیوسکننده سوق میدهد.»این کارشناس رسانه، دستاورد بزرگ نبرد اخیر را یکپارچگی تاریخی نهادهای نظامی و دیپلماتیک خواند و تصریح کرد: «امروز میدان و دیپلماسی کاملاً یکی شدهاند. حضور شخصیتی جامعالاطراف در رأس هیئت مذاکرهکننده، نماد این پیوند نهادی است که باعث شد شروط جمهوری اسلامی بر دشمن دیکته شود.»صالحی تاکتیکهای رسانهای ائتلاف غربی را در 3 سطح دستهبندی کرد:۱.توجیه افکار عمومی غرب: تلاش برای اقناع شهروندان خود که با تظاهرات میلیونی ضدجنگ با شکست مواجه شد.۲.عملیات «پرچم دروغین» در منطقه: اجرای عملیاتهای خرابکارانه در کشورهای حاشیه خلیج فارس جهت تشدید پروژه «ایرانهراسی».۳. بمباران یأس در جامعه ایران: بهرهگیری از جنگافزار شبکههای ماهوارهای برای القای حس شکست در زمان پیروزی.وی مسدودسازی گسترده حسابهای فعالان ایرانی را نشانهای از دیکتاتوری پلتفرمها خواند و تأکید کرد: «حتی با وجود این سانسور شدید، فعالان رسانهای باید با بهرهگیری از فرهنگ غنی خود، روایت معیوب دشمن را در هم بشکنند و حقیقتِ دست برتر ایران را در افکار عمومی تثبیت کنند.»
15:23 - 6 اردیبهشت 1405