اصرار بر محدودیت‌های ابدی در سایه بی‌اعتمادی تاریخی

امیر عسگر (پژوهشگر ارشد امنیت ، استراتژیک)مقدمه ؛این یادداشت به نقد و بررسی گزارش تحلیلی اخیر انستیتو بروکینگز درباره آینده برنامه هسته‌ای ایران می‌پردازد. مقاله مذکور با تمرکز بر مفهوم «دائمی‌سازی محدودیت‌ها»، به دنبال تئوریزه کردن حذف بندهای زمانی (Sunset Clauses) در هرگونه توافق احتمالی میان دولت ترامپ و ساختار سیاسی ایران است. این تحلیل در حالی ارائه می‌شود که منطقه در شرایط پسا-تنش قرار دارد و نویسنده تلاش می‌کند با نگاهی حداکثری، امتیازات فنی محدودی را در برابر امتیازات راهبردی دائمی پیشنهاد دهد.
ترجمه گزارش ضرورت اجتناب از توافقات مقطعی در موضوع هسته‌ای ایران*تحلیل راهبردی - ۲۰ آوریل ۲۰۲۶*بر اساس گزارش‌های واصله، دولت ترامپ و بقایای ساختار حاکمیتی ایران طی هفته گذشته بر سر بازه زمانی محدودیت‌های غنی‌سازی دچار اختلاف‌نظر جدی بوده‌اند؛ واشینگتن بر یک دوره ۲۰ ساله پافشاری می‌کند، در حالی که تهران بر سقف ۵ ساله اصرار دارد.این چارچوب برای تبادل امتیازات، از اساس واجد ایراد است و ریسک تکرار خطاهای محاسباتی برجام (JCPOA) را به همراه دارد؛ توافقی که اگرچه کارکردهایی داشت، اما به دلیل ماهیت «موقت» بسیاری از مفادش، ناکافی بود. هرگونه محدودیت بر توانمندی غنی‌سازی ایران ممکن است در جزئیات فنی قابل انعطاف باشد، اما ضرورت دارد که این محدودیت‌ها «دائمی» و غیرقابل بازگشت باشند.اگرچه دونالد ترامپ پس از درز اخبار، ایده توافق ۲۰ ساله را رد کرد، اما راهبرد بهینه برای دولت وی، اصرار بر یک معاهده دائمی است. در مقابل، واشینگتن می‌تواند در زمینه اجازه غنی‌سازی در سطوح پایین و محدود، انعطاف نشان دهد؛ امری که می‌تواند مبنای بردی دوطرفه تلقی گردد.باید اذعان کرد که توافق سال ۲۰۱۵ زمان قابل‌توجهی خریداری کرد و ایران را در حوزه‌های فنی به شدت محدود ساخت. با این حال، ایده محدودسازی موقت برای کشوری با مختصات ایران، به سه دلیل راهبردی مردود است:۱. تطابق با روح NPT: پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای بر محدودیت دائمی استوار است، نه تأخیر در دستیابی به توانمندی نظامی برای یک یا دو دهه.۲. عدم قطعیت در تغییر رفتار: هیچ تضمینی برای تعدیل رفتارهای ایدئولوژیک تهران در یک بازه زمانی مشخص وجود ندارد.
۳. سیگنال‌دهی اشتباه: محدودیت‌های زمانی این پیام را به تندروها در داخل ایران و رقبا در منطقه (مانند عربستان) مخابره می‌کند که گزینه هسته‌ای همچنان در افق زمانی بلندمدت در دسترس است.دسترسی به توافقی پایدار مستلزم بازگشت سیستم‌های نظارتی حداکثری آژانس (IAEA) و پذیرش محدودیت‌های دائمی است. تکیه بر «ساعت و تقویم» به جای استراتژی، تنها یک آرزوی بی‌پشتوانه است. تحلیل و ارزیابی گزارش انستیتو بروکینگز نمونه بارز «زیاده‌خواهی سیستماتیک» در دکترین امنیتی ایالات متحده است. تحلیل این مطلب با در نظر گرفتن وقایع سال‌های اخیر، حقایق تلخی را آشکار می‌کند: پارادوکس تعهد و تجاوز: نویسنده در حالی بر دائمی بودن محدودیت‌ها تأکید می‌کند که سوابق تاریخی نشان‌دهنده «نقض سیستماتیک» تعهدات توسط طرف غربی است. ایران در قالب برجام سخت‌ترین محدودیت‌ها را پذیرفت و طبق گزارش‌های متعدد آژانس، به تمامی آن‌ها پایبند بود. اما آمریکا نه‌تنها از توافق خارج شد، بلکه اروپا نیز با بی‌عملی مطلق، عملاً ایران را در برابر تحریم‌ها تنها گذاشت. دیپلماسی زیر سایه تهدید: نکته هولناک در سوابق اخیر این است که واشینگتن در حالی که ادعای مذاکره داشت، برخلاف تمام قواعد بین‌المللی، به ایران حمله کرد. هدف صراحتاً «سرنگونی نظام» اعلام شد، اما پس از شکست در تحقق این هدف و گرفتار شدن در باتلاق هزینه‌های جنگ، دوباره به میز مذاکره بازگشته‌اند. این مقاله تلاش می‌کند شکست نظامی و سیاسی آمریکا را در قالب یک «مطالبه فنی دائمی» بازسازی کند.
استراتژی فریب: نویسنده به گونه‌ای از ضرورت دائمی بودن محدودیت‌ها صحبت می‌کند که گویی آمریکا یک بازیگر پایبند به امضایش بوده است. حمله به ایران، آن هم درست در زمانی که مذاکرات در جریان بود (در دو مقطع گذشته)، نشان می‌دهد که برای واشینگتن، مذاکره نه راهی برای حل مسئله، بلکه ابزاری برای «تضعیف رقیب پیش از ضربه نهایی» بوده است. حقوق بین‌الملل علیه حاکمیت ملی: استناد به NPT برای دائمی کردن محدودیت‌های غنی‌سازی، یک تفسیر به رای آشکار است. هیچ کجای معاهده NPT، کشورهای عضو را از داشتن چرخه سوخت هسته‌ای محروم نمی‌کند. آمریکا با این ادبیات، عملاً به دنبال ایجاد یک «استثنای حقوقی ابدی» برای ایران است تا حق توسعه علمی و صنعتی کشور را برای همیشه سلب کند. درپایان ؛ پیشنهاد بروکینگز برای «انعطاف در سطح غنی‌سازی در برابر دائمی شدن محدودیت‌ها»، در واقع دامی برای مشروعیت‌زدایی ابدی از توانمندی‌های ایران است. با توجه به سوابق آمریکا در حمله نظامی همزمان با مذاکره و بدعهدی در برجام، هرگونه توافقی که فاقد تضمین‌های عینی و متقابل باشد، صرفاً فرصتی برای بازسازی قوای دشمن جهت حملات بعدی خواهد بود. آمریکا باید بداند که مشکل، بازه‌های زمانی در توافق نیست، بلکه «فقدان صلاحیت اخلاقی و سیاسی واشینگتن» در پایبندی به توافقات است.
05:29 - 6 اردیبهشت 1405

0 بازدید