زلزله ژئوپلیتیکی در یمن
امیر عسگرزلزله ژئوپلیتیکی در یمن؛ شکاف میان متحدان آمریکا و پیامدهایی فراتر از مرزهامقدمهگزارش اندیشکده واشنگتن تلاش میکند تحولات اخیر یمن—بهویژه پیشروی نیروهای شورای انتقالی جنوب (STC) با حمایت امارات—را نهفقط یک بحران داخلی، بلکه تهدیدی برای منافع آمریکا، امنیت دریای سرخ و نظم مطلوب واشنگتن در منطقه معرفی کند.اما پشت این روایت، یک واقعیت عریانتر قرار دارد: شروع تدریجی پروژهی تجزیه یمن ،و آشکارشدن تضادهای حلنشده میان عربستان، امارات، و آمریکا؛ تضادهایی که در نهایت، بیش از همه به نفع انصارالله تمام میشود.در ادامه به بررسی این گزارش میپردازیم. ترجمه گزارش اندیشکده واشنگتنتغییر لرزهای در یمن و پیامدهای فرامرزی آن_متحدان آمریکا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در یمن در مسیر برخورد با یکدیگر قرار گرفتهاند؛ در حالی که نیروهای محلی تهدید میکنند جنگی را از سر بگیرند که میتواند جایگاه حوثیها را تقویت کند، بیثباتی دریای سرخ را افزایش دهد و اهداف دولت ترامپ در خاورمیانه را تضعیف نماید.تحولات یمن در این ماه بهطور چشمگیری تغییر کرد؛ زمانی که نیروهای جداییطلب جنوب، همسو با امارات، بهسرعت دو استان بزرگ را که تقریباً نیمی از خاک یمن را تشکیل میدهند تصرف کردند: حضرموتِ نفتخیز در مرز عربستان، و المهره در مرز عمان.این عملیات، شورای انتقالی جنوب (STC)—که سه سال است بهشکلی پرتنش بخشی از دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی است—را عملاً بر بخش اعظم «یمن جنوبی» سابق مسلط کرد؛ کشوری که پیش از ۱۹۹۰ مستقل بود. این تحول، STC را یک گام دیگر به هدف دیرینهاش یعنی استقلال نزدیک میکند._در نگاه اول، ممکن است این تحولات صرفاً داخلی به نظر برسند، اما چنین نیست. عربستان مرز ۴۲۵ مایلی و پیوندهای فرهنگی عمیق با حضرموت را بخشی از امنیت ملی خود میداند و عمان نیز نگاه مشابهی به المهره دارد. ریاض اکنون خواستار خروج نیروهای مورد حمایت امارات شده، اما STC از این درخواست سر باز میزند.این بنبست میتواند آتشبس شکنندهی سهونیمساله یمن را از بین ببرد و جنگی را از سر بگیرد که در گذشته بارها به نفع حوثیهای مورد حمایت ایران تمام شده است. همچنین میتواند روابط عربستان و امارات—که پیشتر نیز بر سر سودان دچار تنش بودند—را بیش از پیش تیره کند.
تحولات میدانیدر سوم دسامبر، نیروهای همسو با STC پایگاههای نظامی، ساختمانهای دولتی و تأسیسات نفتی در حضرموت مرکزی و شمالی را از نیروهای قبیلهای و نظامی همسو با عربستان تصرف کردند. ظرف چند روز، کنترل بیشتر حضرموت را در دست گرفتند، وارد المهره شدند و پرچمهای خود را در مرز عمان برافراشتند.سرعت این پیشروی بسیاری از ناظران را غافلگیر کرد و حتی گمانهزنیهایی درباره توافق پنهانی عربستان و امارات برای واگذاری این مناطق به STC شکل گرفت. رئیس شورای رهبری ریاستجمهوری یمن، رشاد العلیمی، در طول عملیات موضعگیری علنی نکرد و دستور مقاومت به نیروهای منطقه نظامی اول نداد. بسیاری از یگانها بدون درگیری عقب نشستند و نیروهای «سپر ملی» آموزشدیده توسط عربستان عملاً ناپدید شدند.پس از فروکش کردن غبار، روشن شد توافقی میان ریاض و ابوظبی وجود نداشته است. العلیمی نهایتاً این اقدام را «یک حرکت یکجانبه خطرناک» خواند. عربستان خواستار عقبنشینی کامل شد و امارات بهصورت غیرعلنی از ضرورت کاهش تنش سخن گفت. هیئتی مشترک از دو کشور به عدن اعزام شد تا راهحلی بیابد.با این حال، تنشها در میدان افزایش یافته است. عربستان نیروهایی را در مرز شمالی مستقر کرده و دو نقطه حیاتی—گذرگاه الودیعه و چهارراه العبر—را که برای پشتیبانی از جبهه مارب حیاتیاند، تأمین کرده است. گزارشهایی حتی از تهدید ریاض به حملات هوایی علیه مواضع STC حکایت دارد. عربستان همچنین نیروهای باقیمانده خود را از عدن خارج کرد تا STC را منزوی کند.در واکنش، STC تلاش کرده کنترل حضرموت را تحکیم کرده و عملیات جدیدی را در استان ابین با عنوان «مبارزه با افراطگرایی» آغاز کند.
در ۲۱ دسامبر، چند وزارتخانه و نهاد دولتی در عدن حمایت خود را از گسترش نفوذ STC و «آرمانهای مردم جنوب» اعلام کردند.چرا اکنون؟این تحولات ریشه در پویاییهای قدیمی محلی دارد. کنترل حضرموت پیشتر میان نیروهای STC در ساحل و نیروهای همسو با عربستان در مناطق داخلی تقسیم شده بود. حضرموت هویتی قوی و گرایش به خودمختاری داشته است—چه در چارچوب یمن متحد و چه در قالب دولتی جداگانه.اگرچه حضرموت پایگاه سنتی STC نیست، رهبران این شورا منابع نفتی آن را برای بقای یک دولت مستقل حیاتی میدانند. عربستان اما یمن واحد را ترجیح میدهد و بسیاری از حضرمیها نگراناند STC سیاستهای سرکوبگرانه یمن جنوبی سابق را احیا کند.در سال گذشته، تنش میان این اهداف تشدید شد. عربستان از چهرههای قبیلهای حمایت کرد و STC خود را برای درگیری آماده ساخت. نمایندگان STC میگویند از یکسو با تجمع نیروهای همسو با عربستان تحت فشار بودند و از سوی دیگر محبوبیتشان بهدلیل ناکارآمدی دولت کاهش یافته بود؛ بنابراین پیشدستی کردند.زمانبندی عملیات همچنین با انتظار برای ازسرگیری مذاکرات صلح عربستان و حوثیها و نیز تشدید اختلافات ریاض و ابوظبی در موضوعات دیگر همزمان شد.عامل دیگر، تلاش دولت آمریکا برای تروریستی اعلام کردن برخی شاخههای اخوانالمسلمین است. امارات و STC مخالف نفوذ اخوان در یمناند و این فضا به STC امکان داد عملیات خود را بهعنوان مبارزه با اخوان و القاعده—و حتی همسویی با منافع واشنگتن و اسرائیل—معرفی کند.
مخاطرات و توصیههاتصرف مناطق توسط STC میتواند به درگیریهای تازهای منجر شود که در نهایت به نفع حوثیها تمام میشود. با مشغول شدن نیروهای دولتی، حوثیها ممکن است در مارب یا سواحل دریای سرخ پیشروی کنند. همچنین بیثباتی میتواند فضا را برای القاعده باز کند.اعلام سریع استقلال از سوی STC نیز میتواند جبههای متحد علیه آن ایجاد کند.گزارش در نهایت توصیه میکند آمریکا با مداخله فعال، عربستان و امارات را به مصالحه بکشاند و راهحلی سیاسی برای یمن بیابد که امنیت دریای سرخ و توازن داخلی را تضمین کند.بررسی گزارش۱. این گزارش، ناخواسته اعتراف به شکست مدیریت آمریکایی یمن است.وقتی اندیشکده واشنگتن میگوید «متحدان آمریکا در مسیر برخوردند»، یعنی آمریکا دیگر توان همراستاسازی حتی نزدیکترین شرکای خود را هم ندارد.۲. نیروهای STC ابزار امارات است، نه یک بازیگر مستقل.استقلال جنوب، پروژهای بومی نیست؛ پروژهای ژئوپلیتیکی برای کنترل بنادر، نفت، و سواحل راهبردی است. امارات دارد «یمن مفید» خودش را میسازد.۳. عربستان بازندهی خاموش این معادله استنه توان مهار STC را دارد، نه جرأت درگیری مستقیم با امارات را. هر واکنش ریاض، یا به سود امارات تمام میشود یا انصارالله .۴. انصارالله بدون شلیک گلوله برندهاند.تمام سناریوهای گزارش—درگیری جنوب، شکاف دولت، ناامنی حضرموت—مستقیم یا غیرمستقیم قدرت انصارالله را افزایش میدهد.۵. بزرگنمایی «تهدید ایران» پوششی برای سرپوش گذاشتن بر دعوای دروناردوگاهی است.انصارالله عامل اصلی بیثباتی نیستند؛ نتیجهی طبیعی شکست پروژهی سعودی–آمریکاییاند.۶. واشنگتن هنوز توهم «مهندسی بحران» دارد
توصیههای پایانی گزارش نشان میدهد آمریکا فکر میکند با چند تماس دیپلماتیک میتواند صحنهای را کنترل کند که عملاً از دستش خارج شده۷. یمن وارد فاز تجزیهی غیررسمی شده است.نه وحدت برمیگردد، نه صلح واقعی میآید؛ فقط مرزبندیهای قدرت عوض میشود.۸. دریای سرخ، محور اصلی نزاع آینده است.نه حضرموت، نه عدن؛ بازی واقعی بر سر کریدورهای دریایی است—و این جایی است که انصارالله دست بالا را دارند.۹. نیروهای STC با بازی «ضد اخوان، ضد القاعده» دنبال مشروعیت غربی است، نه امنیت یمن.این ادبیات مصرف خارجی دارد و در داخل، شکافها را عمیقتر میکند.در انتها میتواند گفت ؛این «زلزله» نه تهدیدی برای یمن، بلکه تهدیدی برای نظم آمریکایی در منطقه است. یمن دارد از یک میدان جنگ نیابتی، به آزمایشگاه افول قدرت آمریکا تبدیل میشود.
01:37 - 9 دی 1404