درسهایی از یک دشمن بعید(انصارالله)/معلم ناخوشایند؛
گزارش 9 بخشی انجمن تفنگداران آمریکا با عنوان «درسهایی از یک دشمن بعید(انصارالله) / معلم ناخوشایند»ترجمه ؛ دکتر ایمان محمدی مسئول میز آفریقای اسلامی اندیشکده مرصاد •کاپیتان تایلر سی.گان در گزارشی تفصیلی که در انجمن تفنگداران دریایی آمریکا منتشر شده به ابعاد عملیاتهای انصارالله پرداخته و مینویسد:۱. معلم ناراحتکنندهانصارالله از آن دسته از دشمنانی نیست که تفنگداران دریایی آمریکا معمولاً برای الهامگیری عملیاتی سراغ مطالعه آنها بروند. آنها یک بازیگر همسطح یا حتی یک دولت نیستند، بلکه گروهی غیردولتی و در فهرست سازمانهای تروریستیاند و بنابراین از آن اعتبار، حرفهایگری یا مشروعیتی که معمولاً در مطالعات دکترینیک به دنبال آن هستند، برخوردار نیستند. با این حال، طی سال گذشته، نیروهای انصارالله یمن توانستهاند امنیت خطوط کشتیرانی جهانی را به چالش بکشند، قدرت دریایی و هوایی آمریکا را برای مدتی طولانی وارد یک جبهه فرعی کنند، و میلیاردها دلار هزینه عملیاتی و اقتصادی تحمیل نمایند، آن هم بدون آنکه نیروی دریایی یا نیروی هوایی داشته باشند.این اتفاق درست زمانی رخ میدهد که تفنگداران دریایی آمریکا در حال گذار و تحول بر پایه مفاهیمی همچون «عملیات پایگاههای پیشرفته اکتشافی» و «نیروهای مستقر در خط مقدم» هستند؛ مفاهیمی که بر عملیات پراکنده، انعطافپذیر و مقاوم در محیطهای دریایی مورد مناقشه تأکید میکنند. اگرچه روشهای انصارالله اغلب غیرقانونی و از نظر اخلاقی غیرقابل دفاعاند، اما تأثیر آنها فرصتی منحصربهفرد برای بازاندیشی دکترین نظامی فراهم میکند.
تفنگداران دریایی به هیچوجه نباید ایدئولوژی انصارالله را تحسین کنند. بلکه باید بتوانند از منابع نامحتمل نیز درسهای عملیاتی استخراج کنند تا خود را با نبردهای آینده تطبیق دهند. بخشهای بعدی بررسی میکنند که چگونه انصارالله از طریق نامتقارنسازی، افزایش بقاپذیری و سازگاری عملیاتی به تأثیراتی بسیار فراتر از اندازه واقعی خود دست مییابند، و اینکه این اصول چگونه میتواند برای هنگ ساحلی تفنگداران دریایی (MLR) و طراحی کلی نیرو در عصر جدید آموزنده باشد.با آنکه روشهای آنان معمولاً غیرقانونی و از نظر اخلاقی ناپذیرفتنی است، اما تأثیراتشان غیرقابل انکار است. اگر تفنگداران دریایی واقعاً درباره جنگیدن و پیروزی در محیطهای سخت و پراکنده جدی هستند، باید آمادگی مطالعه حتی نامحتملترین منابع را داشته باشند. تجربه انصارالله، درسهایی دشوار اما ارزشمند درباره بقا، جنگ نامتقارن، و اقتصاد عملیاتی ارائه میدهد—درسهایی که باید بر روند تکامل MLR و ساختار کلی نیرو برای نبردهای آینده اثر بگذارد.۱. نامتقارنی راهبردی: هزینه در برابر پیامدنیروهای انصارالله نشان دادهاند که درک پختهای از جنگ نامتقارن دارند. آنها بهجای نابود کردن مستقیم داراییهای دریایی آمریکا، از مهمات ارزانقیمت مانند پهپادهای تجاری، موشکهای کروز دستکاریشده و قایقهای انفجاری استفاده میکنند تا هزینههای راهبردی تحمیل کنند. هر موشک یا پهپاد رهگیریشده برای آمریکا نیازمند واکنشی بسیار گرانقیمت است؛ اغلب یک موشک ۱ تا ۴ میلیون دلاری از یک ناوشکن آمریکایی.
در مجموع، عملیات دفاعی آمریکا در دریای سرخ و مناطق پیرامونی آن بیش از ۱ میلیارد دلار تنها در قالب مهمات و هزینههای عملیاتی خرج داشته است؛ و چندین میلیارد دلار دیگر نیز بهصورت غیرمستقیم از طریق تغییر مسیر کشتیها، افزایش بیمه، و تأخیرهای تجاری تحمیل شده است. در مقابل، هزینه سلاحهای انصارالله—از پهپادهای ۱۰ هزار دلاری تا موشکهای کروز ۱۰۰ هزار دلاری—در مقایسه ناچیز است.فراتر از جنبه اقتصادی، انصارالله از ازدحام پهپادی و مهمات سرگردان برای اشباع و تخلیه توان دفاع هوایی دشمن پیش از انجام حمله اصلی استفاده میکنند. در ژانویه ۲۰۲۴، انصارالله به نفتکش Marlin Luanda در خلیج عدن حمله کردند که موجب آتشسوزی گسترده شد و ثابت کرد سامانههای کمهزینه نیز میتوانند نتیجه تخریبی واقعی داشته باشند. موفقترین حمله آنها در ژوئن ۲۰۲۴ بود، هنگامی که یک شناور بدونسرنشین انفجاری (USV) متعلق به انصارالله به کشتی MV Tutor برخورد کرد، آن را غرق نمود و یک خدمه را کشت. این الگوی تهدید لایهای، در سطح تاکتیکی ساده اما در سطح راهبردی بسیار هوشمندانه است. هدف اصلی الزاماً «زدن هدف» نیست؛ هدف این است که آمریکا و متحدانش را به یک وضعیت دفاعی دائمی، پرهزینه و در درازمدت ناپایدار بکشانند.تفنگداران دریایی آمریکا باید به این نکته توجه کنند. نیروهای مستقر در خط مقدم آینده که در مناطق دریایی مورد مناقشه عمل میکنند، برای تحمیل هزینه و ایجاد عدم اطمینان، نباید فقط به سکوهای پیشرفته و گرانقیمت تکیه کنند. یک کاربرد مدرن از نامتقارنی میتواند شامل ترکیب طعمههای کمهزینه، سامانههای بدونسرنشین، و مهمات سرگردان با توان آتش پیشرفتهتر باشد تا دفاع دشمن را از کار بیندازد.
به این ترتیب، حتی سامانههایی که به نتیجه تخریبی مستقیم نمیرسند، همچنان میتوانند با شکلدهی به رفتار دشمن، برتری عملیاتی ایجاد کنند.۱. بقا از راه سادگییکی از مؤثرترین جنبههای مدل عملیاتی انصارالله، توانایی بالای آنها در بقا است. آنها یک شبکه پراکنده و متحرک از سکوهای پرتاب را حفظ میکنند که معمولاً بلافاصله پس از شلیک رها یا پنهان میشوند. کامیونها بهعنوان سکوی پرتاب متحرک برای موشکهای کروز و بالستیک استفاده میشوند و معمولاً در مناطق غیرنظامی، غارها یا پشت عوارض طبیعی پنهان میمانند تا لحظه شلیک.استفاده آنان از کنترل انتشار (Emission Control) باعث جلوگیری از شناسایی زودهنگام میشود و واحدهایشان بلافاصله پس از شلیک، تجزیه و پراکنده میشوند. در فوریه ۲۰۲۵، مشاهده شد که یک سکوی پرتاب انصارالله پس از شلیک یک موشک کروز «قدس-۴» بلافاصله وارد یک منطقه غیرنظامی شد تا از هدف قرار گرفتن جلوگیری کند.ارتباطات در حداقل ممکن نگه داشته میشود یا کاملاً تحت کنترل انتشار است. پس از اجرای یک حمله، نیروها در میان بافت غیرنظامی پراکنده میشوند یا بهسادگی سکوی پرتاب را رها میکنند. این روش نهتنها جمعآوری اطلاعات و هدفگیری را مختل میکند، بلکه نیروی عملیاتی را برای مأموریتهای بعدی حفظ میکند. ایالات متحده، با وجود حضور گسترده اطلاعاتی، پایشی و شناسایی (ISR)، نتوانسته است این سامانهها را بهطور مستمر پیش از شلیک نابود کند.
تفنگداران دریایی آمریکا—بهویژه یگانهای «هنگ ساحلی تفنگداران» (MLR)—باید از این الگو درس بگیرند. بقا در نبرد مدرن فقط به زره یا پنهانکاری وابسته نیست؛ بقا یعنی پیدا نشدن، سریع شلیک کردن، و سریع ناپدید شدن. تأکید دکترین نظامی بر تحرک، اختفا و انضباط عملیاتی میتواند نیروهای آمریکایی را به همان اندازه گریزان و دستنیافتنی کند، بدون اینکه مشروعیت یا مسئولیتپذیری قربانی شود.انصارالله ثابت کردهاند که یک نیرو برای بقا در برابر توانمندیهای ISR دشمن، نیازی به پیروزی در این میدان ندارد—بلکه تنها باید سختشناسایی و سختهدف قرار دادن باشد.۱. جعبهابزار متنوع و قابلاتلاف:یک معمای آتش ترکیبی برای نیروهای دریاییانصارالله مجموعهای لایهلایه از تسلیحات را بهکار میگیرند که برای نیروهای دریایی یک معمای واقعی آتش ترکیبی ایجاد میکند. این جعبهابزار شامل موشکهای کروز ضدکشتی، موشکهای کروز زمینبهزمین، موشکهای بالستیک ضدکشتی، شناورهای بدونسرنشین انفجاری (USV)، و پهپادهای انتحاری سرگردان است. تخمین زده میشود موشکهای سری «قاصد/قدس» بردی بیش از ۸۰۰کیلومتر داشته باشند، و موشکهای بالستیک ضدکشتی آنها تا فاصله ۴۵۰کیلومتری از ساحل نیز کشتیها را هدف قرار دادهاند.هیچکدام از این سامانهها بهتنهایی توان برتری بر قابلیتهای آمریکا را ندارند، اما ترکیب آنها محیط تهدیدی ایجاد میکند که مقابله با آن دشوار است.
کشتیهایی که برای مقابله با شناورهای انفجاری بدونسرنشین مجبورند در ارتفاع پایین آب حرکت کنند، در برابر حملات بالستیک آسیبپذیر میشوند. آنهایی که بر تهدیدات هوایی تمرکز دارند، ممکن است پهپادهای سطحی نزدیکشونده را که در زیر پوشش رادار حرکت میکنند، از دست بدهند. در یکی از رشتهحملات، ناوشکنهای آمریکایی مجبور شدند همزمان چندین پهپاد و موشک را رهگیری کنند که هرکدام نیازمند مهمات دقیقی با هزینه چند میلیون دلار بود.برای تفنگداران دریایی آمریکا، این امر بر اهمیت استقرار توان آتش چنددامنهای در هر واحد ساحلی تأکید میکند. ترکیبی از سامانههای کینتیک—از پهپادهای کمهزینه تا موشکهای متحرک ضدکشتی—بههمراه سامانههای جنگ الکترونیک و پلتفرمهای اطلاعاتی و شناسایی (ISR)، میتواند اثرات را چندبرابر کند. انصارالله نشان دادهاند که تنوع و تعداد، حتی با کیفیت پایینتر، میتواند تصمیمگیری دشمن را پیچیده کرده و سرعت عمل او را کاهش دهد.هنگ ساحلی تفنگداران دریایی نیز باید همین ذهنیت را بپذیرد: ایجاد تهدیدات لایهلایه، افزونهدار و سختخنثی که با هزینهای پایین، تأثیری فراتر از اندازه و قیمت واقعی خود داشته باشند.۱. ادغام غیرنظامیان و شبکههای دیدهبانییکی دیگر از ویژگیهای مهم عملیاتهای انصارالله، استفاده از زیرساختهای غیرنظامی و شبکههای مردمی برای انجام مأموریتهای اطلاعات، شناسایی و مراقبت (ISR) است. قایقهای ماهیگیری در نقش دیدهبان عمل میکنند؛ آنها کشتیها را با چشم شناسایی کرده و مختصات را از طریق بیسیمهای دستی یا اپلیکیشنهای رمزگذاریشده گزارش میدهند.
در موارد متعدد، کشتیهای تجاری—چه در بندر و چه در حال حرکت—توسط همین دیدهبانهای غیرنظامی شناسایی شده و سپس با پهپادها یا موشکهای کروز هدف قرار گرفتند. ساختمانهای غیرنظامی نیز محل استقرار پرتابگرها و کارگاههای پهپادی هستندمتن ترجمه کامل این گزارش 👇👇اندیشکده مرصاد 12:36 - 25 آبان 1404