واقعیت سیاست ترامپ ..
امیر عسگر جایگاه تاریخی ترامپ در سایه محور CRINK: چین، روسیه، ایران و کره شمالیمقدمه ؛گزارش اندیشکده شورای آتلانتیک تلاش دارد تا از شکستهای ترامپ دست آورد سازی کند ، دراین یادداشت به بررسی این گزارش میپردازیم. نه ماه نخست ریاستجمهوری ترامپ با مجموعهای از دستاوردهای سیاست خارجی همراه بود که میتوانند وجههای تاریخی پیدا کنند. با این حال، چالش واقعی ترامپ نه در موفقیتهای ابتدایی، بلکه در مدیریت پیچیده روابط با رقبا و قدرتهای بزرگ، به ویژه چین و روسیه، و نحوه تعامل همزمان با این محور چهارگانه موسوم به CRINK است. توانایی ترامپ در ادغام فشار مستقیم و تعامل حسابشده با این بازیگران، تعیینکننده جایگاه او در تاریخ سیاست خارجی خواهد بود.متن کامل گزارشدر نه ماه نخست ریاستجمهوری، دونالد ترامپ موفق به کسب مجموعهای از موفقیتهای سیاست خارجی شده که میتوانند تاریخی باشند. حتی منتقدان سرسخت او نیز این دستاوردها را به رسمیت شناختهاند. با این حال، چالش بزرگتر هنوز پیش روست: نحوه مواجهه با چین و روسیه و پیچیدگیهای پیوند آنها با یکدیگر و دیگر متحدانشان.در خاورمیانه، دولت ترامپ توافقی در مورد غزه ترتیب داد که منجر به آزادی آخرین گروگانهای زنده در دست حماس شد و نقشهای مرحلهای برای صلحی پایدارتر ارائه کرد. این روند میتواند زمینهساز ادغام اقتصادی و امنیتی عمیقتر و عادیسازی روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و عربستان شود حملات ترامپ به سه تأسیسات هستهای ایران در ژوئن نیز بخشی از این استراتژی بود؛ با ضربه به عامل اصلی اخلال صلح منطقهای، بازدارندگی را بازگرداند و نشان داد که آمریکا در برابر تعلل تهران اقدام خواهد کرد. چند روز بعد، فشار ترامپ باعث شد متحدان اروپایی متعهد شوند تا سال ۲۰۳۵ بودجه دفاعی خود را به پنج درصد از تولید ناخالص داخلی افزایش دهند.با این حال، مهمترین چالشهای ترامپ همچنان حلنشدهاند: روابط با روسیه و چین. مگر اینکه او رویکرد خود را نسبت به هر دو تعدیل کند و آنها را بخشی از یک جبهه راهبردی ببیند — هم تعامل معتبر حفظ شود و هم فشار مداوم اعمال گردد — تاریخ بیش از دستاوردها، بر کاستیهایش قضاوت خواهد کرد. این چالشها نیازمند خلاقیت، مهارت مذاکره، تفکر راهبردی و همکاری مؤثر با متحدان است.آنجلا استنت در گزارش شورای آتلانتیک مینویسد: جنگ روسیه علیه اوکراین برای این کشور شرکای جدیدی به همراه داشته است. این گروه، شامل چین، ایران و کره شمالی، نقش کلیدی در ادامه جنگ روسیه ایفا میکند و بهطور فزایندهای بلوکی ضدآمریکایی را شکل میدهد، نه بر پایه ارزشهای مشترک، بلکه بر پایه رنجشهای مشترک.در هفته اخیر، ترامپ با لغو نشست بوداپست با ولادیمیر پوتین، تشدید تحریمهای اقتصادی علیه روسیه و اقدامات نظامی کمک به اوکراین، نشانههایی از تغییر تاکتیک نشان داد. محدودیتهای استفاده اوکراین از موشکهای دوربرد کاهش یافت تا این کشور بتواند به اهداف نظامی حیاتی روسیه حمله کند. همچنین نخستین تحریمها علیه دو شرکت نفتی بزرگ روسیه، لوکاویل و روسنفت، و چندین شرکت تابعه اعلام شد.
در زمینه چین، سبک معاملاتی ترامپ، تکیه بر تعرفهها و علاقه به توافق، با جاهطلبی جهانی شی جینپینگ و کنترل چین بر منابع حیاتی در تضاد است. محدودیتهای صادرات مواد معدنی چین، نقطه عطفی برای آمریکا بهشمار میرود و نیاز به احترام به منافع ملی چین و اجتناب از تکبر گذشته را یادآوری میکند. مذاکرات چارچوبی درباره مواد معدنی و تعرفهها آغاز شده، اما جزئیات نهایی نشده است.ترامپ تنها زمانی میتواند بر هر دو کشور فشار مؤثر وارد کند که سازوکار هماهنگی میان محور CRINK را درک کرده و متحدان پیمانی آمریکا را فعال سازد. او در رژه پکن سپتامبر، بهطور تلویحی پی برد که چین، روسیه، ایران و کره شمالی بهعنوان یک محور عمل میکنند.نیکلاس برنز، سفیر پیشین آمریکا در چین، توصیه میکند ترامپ قدرت و جاهطلبی چین را دستکم نگیرد، تصور چین از افول آمریکا را رد کند، رقابت نظامی و فناورانه را نادیده نگیرد و مهمتر از همه، با متحدان مهربان باشد. سیاستهای تعرفهای ترامپ علیه متحدان، از جمله تعرفههای بر هند و کانادا، میتواند انسجام غرب را تضعیف کند.در نهایت، تاریخنگاران ممکن است دستاوردهای ترامپ را در برخی حوزهها ستایش کنند، اما همزمان سؤال خواهند کرد آیا او تهدید بزرگتر روسیه و چین را شناسایی کرده و راهبردی برای مقابله با آنها داشته است یا خیر. رسیدن به موفقیتی در سطح جایزه صلح نوبل نیازمند فاصله گرفتن از معاملههای کوتاهمدت و بهرهگیری مؤثر از اتحاد با متحدان، شناسایی پیوند خطرناک دشمنان و اجرای راهبردی منسجم است.
تحلیل و بررسیواقعیت سیاست خارجی دونالد ترامپ در قبال ایران، برخلاف روایتهای تبلیغاتی، با شکستهای مکرر همراه بوده است. اصرار ترامپ بر بازتولید ادعای تکراری و نادرست مبنی بر اینکه ایران ،عامل اصلی اختلال در صلح منطقهای است، نه تنها بیاساس است، بلکه ابزاری برای توجیه اقدامات تهاجمی و ایجاد اعتبار کاذب برای خود محسوب میشود.حملات او به تأسیسات هستهای ایران نتایج ملموسی به همراه نداشت و پاسخ سریع تهران، از جمله حمله به فرماندهی سنتکام، نشان داد که آمریکا نمیتواند بدون پرداخت هزینههای امنیتی و نظامی قابل توجه به اهداف خود دست یابد. تلاشهای ترامپ برای تغییر رژیم یا وادار کردن ایران به تسلیم نیز بینتیجه ماند و شکستهای اسرائیل در مواجهه با ایران و نهایتاً درخواست آتشبس، گواهی بر ناکامی استراتژیک واشنگتن و متحدان آن است.در این چارچوب، ادعاهای ترامپ درباره پایان دادن به هفت جنگ و دستاوردهای برجسته، بخشی از تلاش او برای خلق اعتبار مصنوعی و توجیه اقدامات مخاطرهآمیزش محسوب میشوند. سیاستهای وی، که امنیت منطقهای و جهانی را به مخاطره میاندازد، نشان میدهد که موفقیتهای اعلام شده، غالباً نمایشی و غیرواقعی بودهاند.جایگاه تاریخی ترامپ بیش از آنکه بر پایه دستاوردهای واقعی شکل گیرد، بر اساس ادعاهای نادرست و تلاش برای کسب اعتبار مصنوعی در برابر شکستهای راهبردی و ناکامی در خاورمیانه تعیین خواهد شد. وی نمونهای است از رهبر سیاسی که با ادعای کنترل و توانایی، واقعیتهای میدانی و استراتژیک را نادیده میگیرد و هزینه آن را جهان و متحدان آمریکا پرداخت میکنند.#بینالملل#چین#روسیه#ترامپ#ایران#کره_شمالی#شرق 14:30 - 13 آبان 1404