تبیین مدل دفاع هفتمولفهای و واکاوی راهبرد دشمن در نبرد دیپلماتیک و میدانی
بسم الله الرحمن الرحیم. در هیاهوی تحولات پرشتاب منطقهای و بینالمللی، آنگاه که غبار فتنهها و جنگهای ترکیبی ـ ادراکی دشمن، میدانِ دیدِ تحلیلگران و تصمیمسازان را تیره میسازد، بیشازپیش به نقشهی راهی منسجم، برآمده از بصیرتِ انقلابی و تجربهی میدانی، نیازمندیم. آنچه در پی می آید، روایتی است ساختارمند و روشنگرانه چندلایه از دفاع مقدس سوم جنگ تمام عیار جبههی آمریکایی صهیونیستی علیه ملت مظلوم و مقتدر ایران سربلند با عنوان «مدل دفاعی هفتمولفهای» راهبرد کلان ماست. این مدل شامل: ۱. میدان، ۲. خیابان و ملت، ۳. دولت، ۴. قوه قضاییه، ۵. قوه مقننه، ۶. رسانه ملی و ۷. دیپلماسی است. «میدان» ستون فقرات امنیت ماست که با دستاوردهای ژئوپلیتیکی نظیر تسلط بر تنگه هرمز، قدرت چانهزنی نظام را در ابعاد جهانی ارتقا داده است. «خیابان و ملت» بازوی مطالبهگر و پشتیبان میدان هستند که توانستهاند بر رفتار قوای سهگانه تأثیر بگذارند؛ از مصادره اموال ضدانقلاب تا فعال شدن دولت در مدیریت میدانی کشور، همگی ثمره این پیوند است. رسانه ملی نیز وظیفه خطیر پشتیبانی از این مولفهها و مقابله با جنگ ادراکی دشمن را بر عهده دارد.
اما در لایه «دیپلماسی»، با واقعیتی پیچیده و فریبکارانه روبرو هستیم. تجربه مذاکرات اخیر، از اعلام آمادگی دشمن تا نشست اسلامآباد، نشان داد که دشمن به دنبال حل مسئله نیست، بلکه به دنبال «مدیریتِ ما» است. طرح ده مادهای ایران که با هدف تثبیت دستاوردهای میدان تدوین شده بود، در فضای غبارآلود مذاکرات و با ورود مطالبات هستهای و موشکی طرف مقابل، دچار ابهام شد. تغییر تعداد مواد از ۱۰ به ۱۴ و عدم شفافیت در اطلاعرسانی، نشاندهنده آن است که دشمن مذاکره را نه به عنوان راهکار، بلکه به عنوان یک «تاکتیک نظامی» برای خرید زمان و سنجش تابآوری ما انتخاب کرده است.آمریکا در مذاکرات چهار شگرد اصلی را دنبال میکند: کنترل ذهن طرف مقابل (با القای ناامیدی)، بازی با زمان (ایجاد فشار روانی)، ایجاد ابهام هوشمندانه و استفاده از ظاهرسازی برای گرفتن امتیازات حداکثری. اهداف نهایی آنها نیز مشخص است: کنترل قیمتهای جهانی، خرید زمان برای بازیابی توان نظامی، ایجاد شکاف میان مردم و میدان، و شناسایی مسئولان مؤثر جهت حذف یا ترور.
در جبهه داخلی، بزرگترین آسیب ما «نامحرم دانستن مردم» در اطلاعرسانی است. در حالی که دشمن از ریز جزئیات باخبر است، ابهام در داخل منجر به دلسردی نیروهای انقلابی میشود. نمونه بارز این جنگ سخت و ادراکی، واقعه بمباران مدرسه شجره طیبه است. برخلاف ادعای مروجان تفکر سکولار و غربگرا که آن را اشتباه محاسباتی میدانند، این حمله کاملاً آگاهانه و با هدف ضربه زدن به عقبه روحی پرسنل سپاه و ارتش (از طریق آسیب به فرزندانشان) انجام شد. ایثارگری خانوادهها این توطئه را خنثی کرد، اما نباید از طراحی خبیثانه دشمن غافل شد.نتیجه آنکه، نظام در یک پیچ تاریخی و در میانه یک نبرد همهجانبه قرار دارد. دیپلماسی ما باید از لاکِ «اعتمادسازی بیانتها» خارج شده و به سمت استفاده از مجامع حقوقی و تثبیت دستاوردهای میدان حرکت کند. هوشیاری نسبت به تاکتیکهای نفوذ در لایههای تصمیمساز و حمایت قاطع از رهبری در برابر فشارهای خارجی و داخلی، اوجب واجبات تشکیلات انقلابی است. این مسیر با مطالعه، تحلیل واقعبینانه و پرهیز از سادهانگاری ادامه خواهد یافت.#یادداشت #ایران_مقتدر 15:30 - 23 اردیبهشت 1405