مرشد میرزاعلی: موسیقی ترک و اسپانیایی وارد تعزیه شده است
اگر موسیقی ایرانی را رودخانهای بدانیم که قرنها در بستر تاریخ جاری بوده، تعزیه یکی از مهمترین شاخههایی است که این جریان را زنده نگه داشته است. هنری که در دل سوگ عاشورا، روایت، نمایش، شعر و موسیقی را به هم پیوند زده و به بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی ایران تبدیل شده است. اکنون اما استادان این حوزه از تهدیدی سخن میگویند که به باور آنان میتواند بنیانهای موسیقایی این میراث ارزشمند را دستخوش دگرگونی کند.به گزارش ایران۲۴، تعزیه را نمیتوان صرفاً یک نمایش مذهبی دانست. این هنر که طی چند سده در بستر فرهنگ ایرانی شکل گرفته، مجموعهای از نمایش، روایت، موسیقی، شعر، آیین و حافظه تاریخی یک ملت است. بسیاری از پژوهشگران هنرهای نمایشی معتقدند تعزیه تنها گونه نمایشی بومی ایران است که توانسته ساختار مستقل خود را حفظ کند و حتی توجه نظریهپردازان بزرگ تئاتر جهان را به خود جلب کند.با این حال امروز تعزیه بیش از هر زمان دیگری با پرسشی مهم روبهرو است: آیا این میراث ارزشمند توانسته اصالت خود را حفظ کند یا در معرض تغییراتی قرار گرفته که هویت تاریخی آن را تهدید میکند؟مرشد محسن میرزاعلی، نقال، پردهخوان و تعزیهخوان شناختهشده کشور که نسلها در خانوادهاش به هنر تعزیه و روایتگری پرداختهاند، در گفتوگویی با نگارنده معتقد است یکی از مهمترین آسیبهای امروز تعزیه، ورود عناصر موسیقایی بیگانه به این هنر آیینی است.
او با اشاره به تغییرات سالهای اخیر میگوید: «تعزیه میراثدار موسیقی اصیل ایرانی است، اما متأسفانه امروز شاهد ورود موسیقی ترک، اسپانیایی و برخی تمهای غربی به تعزیه هستیم. این مسئله میتواند اصالت این هنر را تهدید کند.»این نگرانی تنها یک دغدغه سنتگرایانه نیست، بلکه ریشه در ماهیت موسیقایی تعزیه دارد. پژوهشهای موسیقیشناسی نشان میدهد تعزیه طی قرنها به یکی از مهمترین مخازن حفظ دستگاهها، گوشهها و نغمههای موسیقی ایرانی تبدیل شده است. بسیاری از محققان بر این باورند که در دورههایی که موسیقی رسمی ایران با محدودیتهای اجتماعی و مذهبی مواجه بود، تعزیه توانست بخش مهمی از میراث آوازی ایران را در دل خود حفظ کند.تعزیه، صندوقچه موسیقی دستگاهی ایراندر موسیقی تعزیه، نقش شخصیتها با نظامی دقیق از مقامها و دستگاههای موسیقی ایرانی پیوند خورده است. امامخوانها و اولیاخوانها معمولاً از دستگاهها و آوازهایی با حال و هوای معنوی و تأثیرگذار استفاده میکنند. دستگاههایی که وقار، معنویت و مظلومیت را منتقل میکنند. در مقابل، اشقیاخوانها اغلب با شیوهای خشنتر و آوازی موسوم به «اشتلم» ظاهر میشوند که فاقد ظرافت تحریرهای آوازی اولیاخوانهاست. این تقابل موسیقایی حتی پیش از فهم متن، مخاطب را با مرز میان خیر و شر آشنا میکند.
به بیان دیگر، موسیقی در تعزیه صرفاً همراهیکننده نمایش نیست بلکه بخشی از روایت است. هر دستگاه، هر گوشه و هر لحن حامل معنایی نمایشی است و به شخصیتپردازی کمک میکند. همین ویژگی باعث شده برخی پژوهشگران از تعزیه به عنوان یکی از مهمترین منابع حفظ ردیف موسیقی ایرانی یاد کنند. ردیف که امروز به عنوان میراث فرهنگی ناملموس شناخته میشود، مجموعهای از صدها الگوی ملودیک و گوشههای موسیقی ایرانی است که طی نسلها به شیوه سینهبهسینه منتقل شدهاند.آسیبشناسی موسیقی تعزیهآنچه مرشد میرزاعلی از آن با عنوان ورود موسیقی ترکی و اسپانیایی یاد میکند، بیش از آنکه به معنای اجرای مستقیم این موسیقیها باشد، به تغییر ذائقه برخی گروههای اجرایی اشاره دارد. در سالهای اخیر گاه از ملودیهای برگرفته از موسیقی عامهپسند، موسیقی فیلم یا ریتمهایی استفاده شده که نسبتی با سنت موسیقایی تعزیه ندارند.از منظر موسیقیشناسی، این تغییرات سه پیامد مهم به همراه دارد: نخست، گسست تاریخی. تعزیه بر پایه نظام دستگاهی ایران شکل گرفته است. هرگونه جایگزینی ملودیهای غیرایرانی، پیوند تاریخی میان متن و موسیقی را تضعیف میکند.دوم، از بین رفتن کدهای معنایی. در سنت تعزیه، هر مقام موسیقایی بار عاطفی مشخصی دارد. حذف این نظام باعث میشود بخشی از پیام نمایشی اثر از میان برود.سوم، یکسانسازی ذائقه شنیداری. زمانی که ملودیهای وارداتی جایگزین نغمههای سنتی شوند، نسل جدید تعزیهخوانان نیز به تدریج ارتباط خود را با ردیف و دستگاههای ایرانی از دست خواهند داد.
تعزیه و بحران حمایتاما موسیقی تنها دغدغه فعالان این حوزه نیست. میرزاعلی معتقد است نبود حمایتهای ساختاری یکی از مشکلات اصلی هنرهای آیینی است. او میگوید هنوز خانه نقالی ایجاد نشده و بسیاری از نقالان و تعزیهخوانان از امنیت شغلی و معیشتی برخوردار نیستند.این گلایه در میان بسیاری از پژوهشگران و فعالان تعزیه مشترک است. آنان معتقدند با وجود ظرفیتهای گسترده فرهنگی، آموزشی و گردشگری، تعزیه هنوز جایگاه شایسته خود را در سیاستگذاری فرهنگی کشور پیدا نکرده است.ظرفیت جهانی یک هنر ایرانیتعزیه در دهههای اخیر بارها در جشنوارههای بینالمللی اجرا شده و توجه پژوهشگران خارجی را به خود جلب کرده است. ساختار منحصربهفرد این هنر، تلفیق نمایش و موسیقی، حضور فعال تماشاگر و شیوه روایت آن، تعزیه را به نمونهای کمنظیر در میان نمایشهای آیینی جهان تبدیل کرده است.
مرشد میرزاعلی که تجربه اجرا در کشورهای مختلف اروپایی و همچنین عراق را در کارنامه دارد، معتقد است مخاطبان غیرایرانی نیز حتی بدون فهم زبان فارسی میتوانند با تعزیه ارتباط برقرار کنند، زیرا موسیقی، حرکت و ساختار نمایشی آن به اندازه کافی گویاست.آینده تعزیه میان سنت و نوگراییپرسش اصلی اینجاست که آیا تعزیه باید در برابر هر نوع تغییر مقاومت کند؟ پاسخ احتمالاً منفی است. هیچ هنر زندهای بدون تحول دوام نمیآورد. اما تفاوت مهمی میان «نوآوری» و «استحاله» وجود دارد.نوآوری زمانی ارزشمند است که بر شناخت عمیق سنت استوار باشد. تعزیه میتواند از فناوریهای نو، شیوههای جدید مستندسازی، آموزش دانشگاهی و امکانات رسانهای بهره ببرد اما اگر شالوده موسیقایی و نمایشی خود را از دست بدهد، دیگر آن تعزیهای نخواهد بود که قرنها حامل بخشی از هویت فرهنگی ایران بوده است.شاید مهمترین هشدار مرشد میرزاعلی نیز همین باشد، اینکه تعزیه تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه گنجینهای از موسیقی، ادبیات و حافظه تاریخی ایران است. گنجینهای که حفظ آن نیازمند حمایت، پژوهش، آموزش و البته مراقبت از اصالتهای هنری آن است. اصالتهایی که اگر از میان بروند، بازگرداندن آنها آسان نخواهد بود.علیرضا سپهوند
17:24 - 2 تیر 1405