"اسنپ بک" های وطنی بر شقیقه زبان فارسی!
این روزها تعداد تصادفات در بزرگراه های شهر تهران زیاد شده! یکی از دلایلش نصب تابلوهای تکه پاره و نامفهوم به سبک شیرفرهاد برره ای است! آن هم از شرکتی که نمی دانم نام غیر فارسی اش توسط چه آدم بی سوادی پیشنهاد و تایید و ثبت شده است. انگار این شرکت جای دستشویی عمومی را با تابلوهای شهری اشتباه گرفته و شروع کرده با فرهنگ و زبان غنی فارسی به جلف ترین شیوه شوخی کردن. ای کاش این حضرات از مادر و پدر خودشان خرج می کردند، نه از زبان که مادر یک ملت است. آن احمقی که می گوید تنگه هرمز مگر ارث پدر و مادرت است، صد در صد منظورش این است که تنگه را بدهیم برود! آن آدم به شدت بی غیرت و غیر ایرانی و مغرض و تخم و ترکه اجنبی است و آن که با زبان فارسی - این میراث ارزشمند ایرانیان هم به خاطر چند تنگه پول شوخی های بی مزه و سبک سرانه می کند- به گمان من غیرت و خون ایرانی در رگانش نیست. اجازه بدهید تمثیل ساده ای بیاورم. برای سیاه بازی و حاج فیروز شدن کافی ست پیراهن قرمز بپوشید، صورت تان را سیاه کنید، اما هیچ نیازی نیست که برای جلب توجه شلوارتان را در آوردید و در معابر عمومی کاری کنید که برادر حاتم طایی کرد! آقای نامحترم! صورت زبان فارسی و شعر فارسی و ادبیات فارسی را بیش از این سیاه نکنید. آخر پولدار شدن به چه قیمت؟ به شخصه حاضرم - در چهار قسط- مبلغی به شما کمک کنم!! اما بگذارید تابلوهای شهری و محیط عمومی و زبان و خط فارسی تکه تکه نشود و یادتان باشد که این میراث مادری فارسی زبانان دنیاست و این بار اگر خواستید ابداعی خرج کنید فقط از جیب خودتان خرج کنید، نه از خزانه ادبی یک ملت! و یادتان باشد که به قول آن شاعر این کارها پادافره دارد! و این پادافره حلوا نیست! گاه کمی شلاق است با چاشنی جریمه و چیزهای دیگر!
15:10 - 6 مرداد 1405